|
|
||
|
روزاي روشن خداحافظ سرزمين_ من خداحافظ روزاي خوبت بگو كجا رفت؟ توو قصه ها رفت يا از اينجا رفت؟
انگار كه اينجا هيچكي زنده نيست گريه فراوون وقت_ خنده نيست گونه ها خيسه..دلا پاييزه بارون_ قحطي از ابر ميريزه
همه عذادار سر به گريبون مردا سر_دار زنا توو زندون انگار كه شبه هر روز_ هفته از هر خونه اي عزيزي رفته
همه با هم قهر همه از هم دور روزا مثل_ شب شبا سوت و كور نه توو آسمون نه رو زمينيم انگار كه خوابيم كابوس ميبينيم
نوبت ميگيريم گيج و بي هدف واسه مردن هم بايد رفت تو صف روزها و شبا اين جور ميگذرن هر جا كه بخوان ما رو ميبيرن
آخه تا به كي آروم بشينيم حسرت بكشيم گريه ببينيم اي زن_ تنها مرد_ آواره وطن دل_ توست شده صد پاره
پاشو كاري كن فكر چاره باش فكر_ اين دل_ پاره پاره باش
اردلان سرفراز
نميدونم بايد چي بگم؟يا چه كنم؟
حالا كه ديديم بدي رو دوست داريم اولي رو چه ملتي شديم ما هر دفعه با يه رنگي رنگ_ يكي شديم ما هر دفعه با يه اميد سپر بلاي يكي سنگ يكي شديم ما
فكر ميكنيم زرنگيم لحظه اي صد تا رنگيم توو شيشه ي خودي ها هزار تا قلوه سنگيم
نور_ دو تا چشامون عزيزترين كسامون مردن و ما هنوزم با همديگه ميجنگيم
ديدي سرمون چي اومد بد رفت و بدتر اومد حالا كه ديديم بدي رو دوست داريم اولي رو
ولي حالا اون تو ابراست زنده و مردش تنهاست ازش يه شازده مونده اونم هنوز توو دعواست
تكليف_ ما چي ميشه اينكه رسمش نميشه هر دفعه پاي يكي قرعه به نام_ مردم لاتاري دوباره پوچه ميريزنمون توو كوچه
باز از سر_ نو از سر يكي به اسم سرور بدتر از پيش و بدتر
مسعود اميني
سلام. نميدونم شمام مثله من با كاري كه از مسعود اميني نوشتم افسوس ميخوريد و بغض ميكنيد يا نه؟ چند روز ديگه انتخاباته.دوباره بايد انتخاب كنيم.هممونم بهونه مياريم كه ما راي نميديم بعد كه اون كه دوستش نداريم راي مياره توپا رو شليك ميكنيم و حمله ميكنيم و....
به زعم_ من اتفاقا يكي از سالم ترين نوع انتخابات در دنياست. مشكل مردم ما هستن. اگه دقت كرده باشيم و چشمامون به جاي لنگ و پاچه هم يه كم به در و ديوار شهر بچرخه اينروزا سه تا بيلبورد اصلي انتخابات كه يكيش و البته بهترينش طراحيش از دوست خوبم سعيد هستش توو سراسر شهر نصب شده. رو اون بيلبورد يه جمله از هشمي رفسنجاني نوشته شده : اگر اكثريم مردم در انتخابات شركت نكنند..اقليت حاكم خواهند شد.
واقعا از خدا ميخوام همه مردم تا روز_ انتخابات يك بار هم كه شده اين جمله رو ببينند و بهش فكر كنند. اين حقيقتيه كه به قول اكثر مردم چهار ساله داره زجرشون ميده. نه عزيزم.دوره قبل نه خلافي صورت گرفت نه رايي خريده شد نه جابجا شد.تنها اتفاقي كه افتاد چند دستگي مردم بود كه آقاي دكتر_ ما ازش استفاده كامل برد و با اقليت آراء برنده انتخابات شد. احمدي نژاد در اصل آدم بدي نيست.آقاي دكتر_ ما فقط تئوريسين ناشي هستن.انساني كه فقط تئوري صادر ميكنه اما هيچ كدوم به عمل نميرسه. يه كمي هم ديوانگي رو چاشنيش كنيد.اين رو به دليل حرفهاي بزرگي كه ميزنه ميگم. يكيش وعده ي تقسيم سود نفت بين همه ي ملت. وعده اي كه هسته ي اوليه ي انقلاب بود وصد البته عملي نشد.اين حرف خيلي بزرگ رو از آقاي دكتر اگه شنيده باشيد حتما موافقيد اين يعني شليك كردن به خود. با اينكه از حالا خود_ من از انتخابم آقاي موسوي اطمينان دارم اما ميخوام تا روز اخر به حرفهاي همه ي كانديدا ها گوش كنم...تجزيه تحليل كنم...وبعد برگه راي رو بندازم توو صندوق. خدا كنه همه ي مردم همين كار رو بكنن و شركت كنن وراي بدن نه اينكه ممتنع باشن تا باز هم بلاي اقليتي سرمون بياد. اگه اكثريت مردم بيان و راي بدن ..هر كس انتخاب شه قابل احترامه چون اكثريت بهش راي دادن. راستي جمله ي آقاي رفسنجاني دو بار توو انتخابات هفتم و هشتم ثابت شد.زماني كه اكثريت خاتمي رو انتخاب كرد. حالا هم ميشه همون انتخابات رو تكرار كرد.
حالم خوبه.با تمام مشكلات حالم خوبه.كنار خورشيد گرم و خوشبختم هر چند اين همه فاصله بينمون باشه. بابا راست ميگه.همه چي به من و تلاشم بستگي داره.اگه مثبت باشه و تلاش كافي كنم ميرسم به خورشيد و دستاشو ميگيرم و ميشيم دو نفر. مامان هم وضع_ عموميش مثله قند و ضربان و فشار و ايناش خوبه اما همچنان بدون تكلم رو تخت_. توكلمون به خداست. فعلا درس و دانشگاه و يك دو سه پارسه رو پيش گرفتم.خدا بخواد اخر تابستون مدرك كاردانيمو ميگيرم. ميخوام كنكور سراسري هم قبول شم.بعد اون هم علاوه بر درس خوندن توو مقطع مقدس_ كارشناسي كار كنم.چون اصولا زندگي دو نفره تشكيلش پول ميخواد. خيلي برنامه ها واسه ايندم دارم.يعني آيندمون. و اما موسيقي.خيلي خوشحالم كه دوستام دارن كار ميكنن توو اين موسيقي و به زودي كارهاشون رو ميشنويد:كوروش سميعي/سعيد كريمي/مهسا سماواتي/و... اميدوارم و دعا ميكنم امسال سال من باشه.بعد از 5 سال ترانه نوشتن فكر كنم حقمه. البته بماند كه هنوز بهترين ترانمو ننوشتم. اميدوارم به همكاري با مهرداد نصرتي عزي/ساناز كريمي گل/افشين سياهپوش كه هميشه پشتم بوده. اگه بشه و به نتيجه برسه علاقه دارم به همكاري با دوست خوبم پورياحيدري. البته كار با شهياد هم هست. اين اخري و داداش افشينم قطعيه. نميدونم فقط دعا ميكنم و اميدوارم امسال مال من باشه و به كامم از همه ي اينها مهمتر رسيدنم به خورشيد.اگه هيچ همكاري نباشه و فقط به دو تا شدن برسم امسال واقعا سال من ميشه و به كامم. خيلي حرف زدم. فقط اينكه آلبومهاي خوبي در راهه.به اميد اونهام تا اين موسيقي رو يه تكوني بدن. اين زندگي نيست عشق من تنها سر كردن_ از روي اجباره شايد هنوز عشقي وسط باشه هر چند بوي كهنگي داره ميگن كه عشق كهنه شدش خوبه يعني عميقه ناب_ با ريشس اما يه فرقي داره عشق ما از روي عادتهاي هميشس ما خيلي وقته مرزو رد كرديم ما درد_همديگرو دوست داريم شبيه يه مرحم رو زخم هم رنگين كمون_ بعد_ رگباريم كي گفته بين ما تفاهم نيست وقتي كه درد مشترك داريم زخماي كهنمون فراوونه براي زخم هم نمك داريم گرماي عشق ما به حدي بود تموم خاطرات خوبمون سوخته اين زندگي شيرينه عشق من با چشم بسته با لب دوخته ما از روي عادت به هم وصليم از روي عادت پاي هم مونديم گرچه از اول از روي احساس كلي ترانه واسه هم خونديم من كه اسيرم تو كه پابندي به دوره كردن حروف درد تو عاشق رنگاي گرمي و من رو مدار رنگهاي سرد ما خيلي وقته مرزو رد كرديم ما درد_همديگرو دوست داريم شبيه يه مرحم رو زخم هم رنگين كمون_ بعد_ رگباريم اين زندگي نيست عشق من تنها سر كردن_ از روي اجباره شايد هنوز عشقي وسط باشه هر چند بوي كهنگي داره
وبلاگ دومم روی سن به روز شد.اینجا هم همین یکی دو روزه با کلی حرف به روز میشه.
فعلا به روی سن برید و نظر بدید.نقد و بچسبید تا نسیه بیاد.
سلام. همه چيز سر جاشه.من ...كسيم كه هميشه از تو مينويسه. يه دوست ازم خواست ديگه ازت اسمي نيارم.يعني اسمتو ننويسم جاش يه لقب بنويسم. چه لقبي بهتر از خورشيد. يك سال گذشت.منو تو هم با سال نو آشناييمونو جشن ميگيريم خورشيد. شب از مهتاب سر ميره تمام ماه توو ابه شبيه عكس_ يك روياست تو خوابيدي جهان خوابه
دوست دارم.چون كنارت خوبم.حالم خوبه.خستگيم سر جاشه كماكان.اما در كل خوبم. سال آينده به لطف شهياد شايد سال من باشه.البته باز... همينطور يه كار واگذار شده با ملودي زيباي ساناز كريمي عزيزم.به لطف داداشيم افشين سياهپوش. دو نفر واسه ورود من به عرصه ي موسيقي_ حرفه اي خيلي زحمت كشيدن:بابك صحرايي وافشين سياهپوش. نميدونم كيا ازم دلخورن اما هر كي هست ديگه توو اين سال جديد حلالم كنه.دوست دارم خوب باشم.مثبت.به درد بخور. دارم تلاش خودمو ميكنم.يه اتفاق بزرگ اگه خدا بخواد توو موسيقي قراره برام بيفته كه به اقتصاد آمريكا و بي پولياش مربوطه.اگه اونور همه چي درست شه ايشالا خبرشو بهتون ميدم. مادر هم فعلا مثل قبله.يه لوله كه بهش ميگن سون معده از بينيش تا معدش رفته.از طريق همين لوله غذا ميخوره.تكلمش سخت شده بهتره بگم به زور.اما در كل حال جسميش بد نيست.همين كه هست و سايش بالاسرمونه نعمته.
امسال خواهراي خوبي پيدا كردم:پگاه..منصوره و... همشونو دوست دارم و هر كاري ازم بر بياد براشون انجام ميدم. نميدونم اما حس ميكنم قضاوت درباره ي آدما سخت شده.پيشت يه جورن و از بالا نگات ميكنن و...بيخيال. شب قبل رفتيم كنسرت احسان خواجه اميري.بالاخره يكم از بي حوصليگيهام جبران شد. الحق كه خوب اجرا ميكنه روي استيج.خيلي دوست دارم با احسان همكاري داشته باشم. اما.....اما... خورشيدم اين روزا داري مرد بي حوصله ي كسلت رو با عشق همراهي ميكني. ازت ممنونم.واقعا ممنونم.نميدونم چه طور جبران كنم.سال ديگه اگه خدا بخواد سال ماست. سال_ بهم رسيدنمون.سال شروع_ يه زندگي. پس: دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارمممممممممممممممم
عيده و گربه ها دارن خواب ميبينن ماهي شدن....
عيدتون مباركككككككككككككككككككككككككككك
مردونه
بگير دستاتو از دستام كه راهي جز گذشتن نيست حواس_ هيچكي اينجا به خرابي _ دل من من نيست
بگير دستاتو از دستام نذار پاسوز_ من باشي تو حقت نيست زندوني تووي_ امروز_ من باشي
آره ميگذره امروزم ولي بي تو.... دور از تو با اين ديوونه گي سخته اگر ميخواي ازم رد شو
اگه حتي توو تقديرت كس_ ديگه اي جز من نيست ازم ردشو كه حق_ تو توو اين خونه شكستن نيست
ديگه عادت شده واسم فقط صداي تو باشه توو اين خونه نباشي و فقط هواي تو باشه
تووي فكرم تووي رگهام توو هر گوشه ي اين خونه تو هستي و ولي بازم يه جاي خالي ميمونه
قرار اين بود يه مرد باشه كه شونش تكيه گاه باشه كه دستاش سقف اين خونه تنش هم سرپناه باشه
همين روزاست خم ميشم با كوه_ غم روي شونم چه جوري تكيه گاهت شم؟مني كه سرد و داغونم
اميد_ من به فردا نيست منو دلخوش نكن ردشو تو بيش از وسع_ من خوبي از اين لحظه بيا بد شو
بگير دستاتو از دستام كه راهي جز بريدن نيست اگه حتي توو تقديرت كس_ ديگه اي جز من نيست
ملودي:ساناز كريمي ترانه محمدرضا شيرزاد
سلام.خيلي وقت بود ميخواستم به روز كنم.دل و دماغشو نداشتم.يه اشتباهم كردم كه برام گرون تموم شد.يعني چند تا اشتباه.که تو همین پست اضافش میکنم مطلب رو آدم بايد اشتباه كنه تا ياد بگيره.اين قانون طبيعته.اما خوش به حال اونايي كه درس ميگيرن و درست زندگي ميكنن و دوست داشتنين.
سلام مريمم.نميدوني از اينكه فردا تهراني چه قدر خوشحالم.در مورد تو هم دچار اشتباهاتي شدم كه رنجوندمت.ازت عذر ميخوام خانومي.از اينكه با اشتباهاتم رنجوندمت از اينكه مرد پر اشتباهي هستم و با اينحال هميشه بخشيدي و خنديدي. دلم برات تنگ شده.خورشيد من تويي مريم من تويي.هم سقف آيندم تويي. قول ميدم سال ديگه كارشناسي رو بزنم توو گوشش و قبول شم.با يه كار خوب و بعد....
دلم برات تنگ شده. دو تا كار ميزارم. يكي رو شب ولنتاين گفتم بعد از يك ماه و نيم و اون يكي هم براي آوازه و يه كارم براي اينكه دير اپديت كردم. دوستتون دارم.
هميشه مغلوب تو ميشه قلبم هميشه مغلوب تو ميشه مريم
نسل حوا فرشتگيشون تويي آدم نميشن ولي نسل آدم
نسلي كه هي دچار اشتباهه دچار بخششاي عاشقانه
انقدر از خودش خجالت كشيد تا برسه به اول ترانه
مريم اگه حال منو بپرسي بايد بگم دوري_تو عذابه
به زور_ قرص و عكسي كه تو دادي مرد_ تو اروم اين شبا ميخوابه
ببخش اگه يه وقتايي نخواسته باعث رنجش تو ميشه كارم
وقتي ميبخشي منو باز دوباره هواي_ خوب_زندگي رو دارم
معجزه يعني اونور خط تويي درست توو لحظه هايي كه خرابم
مثل_ يه بچه مو صدات لالايي ميخوام كنار فكر_ تو بخوابم
هميشه مغلوب تو ميشه قلبم هميشه هر دقيقه نه كه هر دم
نسل حوا فرشته كم نداره اما كدوم فرشته ميشه مريممممم؟
تقدیم به آواز مهدی پور.آواز داداشی
از شباي بي منت برام بگو لحظه هايي كه هميشه پرپري از تموم لحظه هاي پر بغض از شباي ممتد دربدري
از شباي بي منت برام بگو كه پر از دلهره و مرددي بگو از شبايي كه توو گريه هات تنهايي اسم_ منو صدا زدي
يه شبايي تن من ميلرزيد شونه هاي خيسمو ميديدم حس ميكردم يه نفر داغونه...اما كي؟كجا؟نميفهميدم
اگه فاصله ميون ما نبود خيلي گريه ها نميشد كه بشه جاده ها خيلي بدهكارن به ما كاش يكي تو رو به سمتم بكشه
باز دوباره تن من ميلرزه باز دوباره يه نفر داغونه اسممو صدابزن توو گريه هات اسممو صدا بزن ديوونه
از شباي بي منت برام بگو لحظه هايي كه هميشه پرپري از تموم لحظه هاي پر بغض از شباي ممتد دربدري
بازم تقدیم به خانومیم مریمم
باشه تحمل ميكنم اما فقط براي تو فاصله رو پر ميكنم يه قاب عكس جاي تو
خوب ميدونم كه ميدوني من به همين دلم خوشه كار چشام اين شده كه عاشق عكس تو بشه
تو هم كه بد تر از مني تنهاييتو گم ميكني ميشيني رو به اينه و منو تجسم ميكني
من و تو با فاصله هم توو فكر هم كم نشديم بذار كه آدما بگن...ما عاشق هم نشديم
باز توو خلاف جهت خيابونا قدم بزن بلند بلند بخون و خواب مردم و بهم بزن
اين كار هر شب منه ديوونگيمو كش بدم خيابونو ببندمو به كوچه آرامش بدم
من و تو با فاصله هم توو فكر هم كم نشديم بذار كه آدما بگن...ما عاشق هم نشديم امیدوارم حوصله کنین و بخونین.بازم از همتون ممنون.نظر و پیشنهاد هم بدید
از موضع خودم کوتاه نیومدم.اما به اواز قول دادم پست رو بردارم.آره قول داده بودم به خواهرم که حتی
از دشمنم بدی نگم چه برسه به دوستم که حالا اشتباه یا عمد این کار رو انجام داده. مطلبهنوز پابرجاست.فقط یه حرفی رو دوباره تکرار میکنم.ما امانت دار همیم و این کار خیانت در امانت حساب میشه.
یه بازی راه افتاده بسیییی دهشتناک دلچسببب
حالا میثم بخواد منو راه نده هم مهم نیست.میثم یوسفی بخوای نخوای من قصه نویس قدیمی اومدم توو بازی. ظاهرا ۵نفر رو باید دعوت کنم. اینجانب از علیرضا سلیمانی و همچنین از سید حامد حسینی و داداشی حسین غیاثی والناز اسفند فردو آجی نگارم دعوت میکنم به بازی.قائدم داستانهای تا ۱۵۰ کلمه است. منم درروی سن داستان هامو خواهم نوشت.روی سن قراره ارتباط منو با دنیای نمایش و داستان حفظ کنه. فعلا بریم بازی
سلاممممم. همين چند ساعت پيش كنكور تموم شد.خيلي خوب بود.از سراسري خيلي بهتر بودم و بهتر جواب دادم. كمتر از يك ماه ديگه هم كنكور كارداني به كارشناسي دانشگاه جامع علمي كاربردي دارم.مطمئنم قبولم. كلافم.خيليييي.امشب با يه رفيق قديمي حرف ميزدم.گفت تو بايد رويو كني خودتي.برو يك سال جلسات شعر جايي كه شعررررر خوب بخونن.فعال باش.شروع كن به غزل سپيد....بذار اونجا شديد نقدت كنن. اما بعد ميبيني اثرش رو. مدتيه كه ميخوام خودمو بازسازي كنم.در مورد ترانه و شعر ميخوام خودمو بسپارم به كسي ا ندازه ي سن من شعر نوشته و خودش شاگردي كرده و سختي ديده. ميخوام برگردم به سالهايي كه نبود كتابي كه نخونم.نه فقط خوندن.عميق بشم توو چيزايي كه ميخونم. ميخوام يه سري اخلاقام رو بذارم كنار.شخصيتمم بايد باز سازي كنم. ميخوام دوره خودم پيله كنم تا بعد از يه مدت يه پروانه متولد شه.يه محمدرضا شيرزاد بهتر از ايني كه هست. از درسم شروع كردم.توو اين 2 3 هفته ي پيش روزي 15 ساعت درس ميخوندم. زمينه ي تغيير آمادست..حالا واستيد و من_ بعد از اين دوران رو ببينيد. تنها جلسه اي كه خواهم رفت خانه ترانه ست.ميخوام سكوت كنم.تا وقتي اونقدر پر نباشم كه وقتي حرفي زدم يه سري جفنگيات نگن توو لابياشون راجع به من حرف نميزنم. ميخوام شاگردي كنم.سخت بگيرم به خودم.من براي من تصميم بگيره.ميخوام به آرزوم برسم. كه بشم مني كه نه تنها كسي نتونه رو حرفم حرف بياره همه بگن و اول هم خودم كه محمدرضا توو ادبيات و نمايش ايران غير قابل انكاره.و قول ميدم كه بشه و ميشه. من محمدرضا شيرزاد تعهد ميكنم توو وبلاگ خودم براي اينكه هميشه جلو چشمم باشه.تعهد ميكنم به همه ي چيزهايي كه گفتم عمل كنم. كلافمممممم.مادر همونطوريه.بيماريش متوقف شده اما هنوز بند به تخته و فقط هر ثانيه از خدا ميخوام كه بتونه دوباره بايسته. كلافمممم.مريم ازم دورهههههه.گر چه بهمن ماه قراره ببينمش.اما دلتنگيم بيشتر از اون حده كه بذاره دلخوش به اومدن بهمن ماه شم.اونم عين من.هر دو يه حاليم.ولي همين كه بهم دلگرمي ميديم خودش خيليههههههه.اونهايي كه خبر دارن ميدونن كه داره چي ميگذره به من و مريم.مخصوصا مريم كه يه دختره و حساس تر.نميدونممممممممم......اميد روزي كه محرم بشيم داره هر دومونو از افتادن حفظ ميكنه. به خودم قول دادم همه ي بغضايي كه گريه نكردم رو شب اول به هم رسيدن رو زانوي مريم گريه كنم. كلافممممم.دلم براي خوهرام تنگ شدههههههه. هه هه.خنده داره.چند نفر لغبي كه بايد به خودشون بدن رو رو به تو بچسبونن.محمدرضا لاو تركوندن و دختر بازيم بذار كنار.اول خدا دوم خودم سوم آبجيام ميدونن كه اون چيزايي كه بين شما و لاو هاتون ميگذره بين ما نيست عزیزان من.من هر كاري بتونم براي آجيام ميكنم بي چشم داشت.اوني كه خيانت ميكنه در امانت رو برین جلو آينه تا بشناسين.من اهلش نيستم. خيلي حرفا دارم.اما بمونه واسه بعد.اين يلدا براي من يكي خيلي فرق داره با يلداهاي سال هاي قبل. آواز اونشب بهت نگفتم درست گفتي: اگر چه شمعي و از سوختن نپرهيزي / نبينمت که غريبانه اشک مي ريزي هنوز غصه ي خود را به خنده پنهان كن/بخند گرچه تو با خنده هم غم انگيزي خيلي وقته حالم همينه.اما......بيخيال..... يلداتون پر ستاره مخصوصا تو يلداي داداشي
امروز يعني دوشنبه 11/9/63 دم دماي سحر به دنيا اومدم.سال 1363.اون اولا كه مثه همه بچه ها بودم.حالا باهوش تر يا كم هوشتر.اما از 4 سالگيم با سينما خو گرفتم.لاله زار.به جرات ميگم خيلي نادرن همسن هاي من كه مثه من هفته به هفته 4 شنبه ها لاله زار بوده باشن.همه فقط شنيدن دو تا فيلم با يه بليط اما من و داداشم البته به همت داداشم صد بار يا بيشتر با يه بليط دو تا فيلم ديديم. عشق من به سينما و تئاتر هنوزم هست و شديددددددد. 6سالگيم آشنايي با گل آقا و سروش كودكان كه تا 7 سالگيم كه سوات دار بشم اهل خونه ميخوندن برام منم به زووووووووررررررر يه چيزاييشو ميخوندم. تا 8 سالگيم كه.... آهان اينم بگم.من تووي يه خانواده نظامي به دنيا اومدم.پدرم ارتشي بود.معاون هوايي وزير دفاع.نيرويهوايي.مادر خانه دار.مادررررر..... اول از جايي كه من اومدم توو خانواده ها توو قصر فيروزه بوديم.ته پيروزي و افسريه اونورا. بعد اومديم خ مطهري از 69 تا 80 سال 80 هم جاي كنوني سهروردي شمالي. داشتم ميگفتم.تا 8 سالگيم كه گل آقا شروع شد. و يك سال بعد من هم خبر نگار افتخاري آفتابگردون شدم.تعطيلي آفتابگردون مصادفه با 13 يا 14 سالگي من. مصطفي رحماندوست گفت دوست دارين واسه سروش كودكان بنويسين.ما هم نوشتيم.تا وقتي كه عمو سبيل مهربونم( مرحوم محمد پورثاني)كشوندم به بچه ها گل آقا.تك و توك نوشتم تا وقتي خانه روزنامه نگاران جوان به مديريت حجت الاسلام محمدرضا زائري شروع به كار كرد و طبعا روزنامه خانه.كه كم كم از افتخاري شدم عضو تحريريه. سال 79 توقيف خانه كه يكي از دلايلش مطلب من بود و ابطال كارت خبرنگاريم و زمين خوردن من 19 ساله. همون سال هم رفتنم به دوره كلاسهاي نوجوانان مدرسه عالي بازيگري 4 ماه و ادامه ندادن من به خاطر خانواده و درس و در عين اينكه ميتونستم مثل دوست خوبم گلاره عباسي. درس و زندگي تا سال 82 و باز مدرسه عالي بازيگري دوره كامل بازيگري 8 ماه و تئاتر و تئاتر و تجربه و ياد گرفتن از داريوش ارجمند. سال 83 ورودم به ترانه كه تا الان ادامه داره. زندگي احساسي و عشقي رو هم توو پستهاي قبلتر گفتم. به اعتقاد خيلي از دوستام و امثال پسر خالم من عقب موندم....و اسكل و اين چيزا. چون با 10 تا مونث در ان واحد نيستم.چون جهانم با اونا فرق ميكنه.چون رو بازي ميكنم و مثه اونا اهل_ زيرو رو كشيدن و دور زدن و شكستن آدما نيستم. من همينم.محمدرضا شيرزاد.كسي كه تا مرگ پاي رفاقت و آبجياشو عشقش هست. معيارش واسه خوشگلي معيار يه من بزك دوزك و هيكل...ببخشيد سكسي نيست. اونو همه دارن خوبببببببببببب.كم يا زياد. محمدي كه تو راه رفتنش توو خيابون هدفون توو گوششه و همراه آهنگا بلند ميخونه و با همه بدبختيا و لجن دنيا از زندگي و از دنيا لذت ميبره. محمدي كه عاشق مريم_.يه دختر نه يه فرشته اهل خرم آباد. بي ادعاست گرچه پر شور وشر وپر سر و صداست يه وقتايي. كار خودشو ميكنه.آزارش به كسي نرسيده هر چند انقدر زخميش كردن كه... من همينم.اگه براتون سخته دور من خط بكشيد.منو حذف كنيد از زندگيتون اما من دشمنامم دوست دارم. مثلا تولدمه.بايد شاد باشم.اما....بدجور حس غربت دارم.
چند تا كار ميزارم آخر اين همه نوشته.چون به يك دليل مهم تا اواخر ديماه نت نخواهم آمد به اين شدت.29 آذر دانشگاه آزاد و 27 دي دانشگاه جامع كنكور كارداني به كارشناسي دارم. زندگيم و آيندم به اين قبولي بستست.رسيدنم به مريم.زندگيم.اثباتم به خودم و خانوادم. دوستتون دارم.با همين قلب كوچيكم دوستتون دارم. تولد ميبيني دنيا رو باز دلم سنگينه حس غربت دارم روح وصله پينه
زخميم اما تو بيخيالي طي كن توو شب تولدم هي برقص هي هي كن
صورتم ميخنده توو دلم آشوبه زندگي پاهاشو رو سرم ميكوبه
خودتو يك لحظه جاي من فرض نكن مثه من دنياتو باز و بي مرز نكن
مثه من قلبتو رو هر كسي باز نكن دستي كه دور_ ازت فرضنم ناز نكن
مهمونا رو دك كن شمعو كبريت بزن منو تنهايي و كيك با خيال_ يك زن
كسي كه اينجا نيست هي منو ميبوسه تنهايي بي رحمه مثله فك كوسه
چه كسي ميفهمه كه تو نيستي پيشم تووي رقص مهمونا من دارم گم ميشم
ميبيني دنيا رو باز دلم سنگينه حس غربت_ منو چه كسي ميبينه؟
گناه
مقصر منم گناه از منه/ بیا ایندفع حکم مرگو بده
تو ر هر کی که میپرستی قسم نگا کن چه قدر حالم امشب بده
نگاه كن چه آشوبي توو دلم كه امشب وجودم پر از حسرت
حلالم نکن نگذر از من نگو...نگو هر چي پيش اومده قسمته
مگه میشه پیش_ خودم فكر كنم كه ميشه گناهم رو منكر بشم
مگه ميشه..اين حس مثه بختكه ديگه خواب راحت نداره چشم
خلاصم کن از بار سنگین غم خلاصم كن از وحشت و دلهره
به چشماي خيسم به چشم_ترت یه چیزی گلومو داره میبره
تمومش کن این ماجرای بدو معطل نکن حکم مرگو بده
تو رو هر کی که میپرستی قسم نگا کن چه قدر حالم امشب بده
مقصر منم...گناه از منه........................
و... کارای آخرو میخوام تقدیم دو تا خواهر مهربون و فوق العاده کنم.اولی الهام که هر روز دعا میکنم مشکلش رفع شه چون تاقط غصه هاشو ندارم.و دوم نرگس ابوالحسنی. گلاب داداشی که خودش شاعره و بهتر تر از داداشش کجایی چه بي انصاف اين دنيا كه تو انصافتو خوردي كجا پنهون شدي اصلا بگو زنده اي يا مردي؟
از اين كوهي كه هي داره رو شونم بيشتر ميشه دارم ميميرم از اين درد آهاي فرهاد_ بي تيشه
عذاب و ياس و.....اصلا نه..تو فكر كردي كه آسونه؟ همون كه كوه_ پشتت بود ندوني كجا پنهونه
يه لحظه جاي من باشي همه عمرتو ميبازي درست وقتي كه عشقت تو رو هل ميده ميون_ گود_ اين بازي
كجايي مرد رويايي؟من اينجا له شدم مردم ميون_ گود اين بازي تك وتنها زمين خوردم
چه بي انصاف اين دنيا كه تو انصافتو خوردي اگه عشقي به من داري بگوو زنده اي يا مردي؟ غرور
اگه غصه توو چشماته اگه قلبت پريشونه بريز درياي اشكاتو رو اين شونه ي مردونه
يه وقتايي مثل حالا يه درد مشترك خوبه سكوت و بغض تو يعني يه وقتايي ترك خوبه
چشات خيسن ولي بازم غرورت سد اشكاته غرور خوبه نه حالا كه يه خالي زير_ پاهاته
زير_ كتفتو ميگيرم با اين احساس مردونه كي حس_ ما دوتا رو تووي اين ثانيه ميدونه
يه مرد خام و نابالغ يه دختر با غرور_ زن همين مردم با احساست هميشه بازي ميكردن
بدي رو ياد نميگيري بازم هواشونو داري تو عادت داري مثله من به هر لحظه خودآزاري
چشات خيسن ولي بازم غرورت سد اشكاته غرور خوبه همين حالا كه خاليييييييييييي... و سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممم از اونجایی که یک عده پیر شدن سر پست قبلی فکر کنم این پست طلفات جانی بده:دی
تذکره فی متن:این پست یکم طولانیه.اما تحمل کنید وبخونید.خب حرف زیاد داشتم
به نام خدای مریم
دست من وقت نوشتن شكل اسم تو رو داره وقته خوندن صورت من خنده هاتو كم مياره (شهيار قنبري)
سلام هم مداريها. به خاطر نبودنم به خاطر اينكه اين مدت تقريبا به هيچ كسي سر نزدم معذرت ميخوام. به قلباي بزرگتون منو ببخشين. حرف زياد دارم.اوههههههههههههههههههههه تا دلتون بخواد. از كجا بگم؟ اول از آلبوم سعيد شهروز بگم.يه رفيق مهربون. شايد تا الان فكر ميكردم كار من رو روزبه و بهروز صفاريان بيرون گذاشتن.اما اگه مطمئن هم باشم حق ميدم بهشون. خوب با وسواسي كه من از بهروز سراغ دارم آدمي نيست كه هول هولكي كار كنه. منم كه دقيقه هاي آخر رسيدم.اما واسه آلبوم بعد از بسم اله قضيه هستم. اما بيخوابي آلبوم خيلي خوبي شده.شلوغش نميكنم.يه آلبوم كاملا حرفه اي. گر چه من خودم با تغيير قالب سعيد مخالفم.اما سعيد بيخوابي يه سعيد ديگست. با اينهمه خودم هم سعيد معبد و پسرم رو دوست دارم. اين آدم سبك كاريش عوض شده اما شخصيتش نه.هنوز خونگرمه.اين كه يه خواننده اونم كسي مثل سعيد كه هم معروف هم محبوب بعد چند بار قرار گذاشتن و اينكه به خاطر_ مشكلاتي كه براش پيش مياد سر آخر خودش بهت زنگ بزنه كه كجايي؟ ميام پيشت. خيلي مي ارزه. اما بيخوابي. كاش بيخوابي من هم بود تا كار بيخوابي هم اسم آلبوم هم توو كل كار باشه. اما خوشحال ترم كه داداشي عزيزتر از جونم افشين سياهپوش روش ملودي گذاشت و اجراش ميكنه. توو آلبوم بيخوابي من خودم:حرفامو باوركن/تبعيدي/نفس/چند سال از امشب بگذره رو خيلي دوست دارم. ايشالا آلبوم بعد از اين هم بهتر باشه. هر چي تنهاتر ميشي دنيا تو رو كمتر ميخواد اما چند تا تبريكم بايد بگم:اول به يه خواهرخوب ترانه سرا.به منصوره متصدي آروم و مهربون كه كارهاش پر از لحظات فوق العاده است.اين روزا كارش با ملودي عالي شادمهر وصداي جمشيد داره پخش ميشه.گرچه كلهم اجمعين كار تغيير كرده و اون كار_ اورژينال منصوره نيست اما باز هم عاليه. و دومين نفر داداش مهربونم نيما كوكلاني.كار اجي مجي لاترجيش با برديا اين روزا بدجوري تركونده.توو روز جمعه اي كه گذشت 1 پي ام سي بود. گفتي كه عاشق نميشي كردي به من دهن كجي/نوبت ورد من رسيد :اجي مجي لاترجي يه كار تينيج عالي و درست.
پدرـ اسطوره ای من نميدونم بايد چي بگم؟ واروژان يك اسطوره ي بي تكرار در موسيقي ايران. بابك بيات هم همينطور.ملودي هاي زيادي رو از اين دو نفر توو آرشيو ذهنيمون داريم.با هر صدايي كه بگيد.خيلي از قله هاي خوانندگي مديون اين دو نفرن. سياوش قميشي بدون_ هيچ شكي بهترين ملودي ساز پاپ ايران.كسي كه به استناد حداقل 8 آلبوم با ملودي هاي فوق العاده ركورد دار هنوز و هميشه است. فريد زولاند هم از مفاخر موسيقي ايران.كسي كه ملودي هاش جادو دارن. مخصوصا وقتي پاي اردلان سرفراز هم بياد وسط. اما يكي هست كه از طرف نسل دوم و سوم هميشه ناديده گرفته شده.موسيقي پاپ ايران زمين بلا شك مديون هنوز و هميشه آندرانيك بوده وهست.اين لقب رو هم بابك بيات هم فريد زولاند هم قميشي براش به كار ميبرن:پدر حق پدرانه آندرانيك..آن دوي بزرگ كسي كه وقتي باهاش حرف ميزني انقدر مهربون و با عاطفه و مسلط و حرفه اي حرف ميزنه كه مجبور به سكوت ميشي..هميشه ناديده گرفته شده.خيليها ادعا كردن كه ما فلان صدا رو كشف كرديم. بشماريد صداهايي كه آن دو تو همين دو دهه ي اخير معرفي كرد:هلن/ گروه شيباهي كه به شهبال معرفي شدن/سولماز/و.............. آن دو پدر مهربون من صداهايي رو معرفي و كشف كرد كه شبيه هيچ صداي ديگه اي نيستن. تنظيمهاي فني و جادوييش توو خيلي از ملوديهاي ماندگار غير قابل انكارن. حالا من با همه كوچكيم در مقابل پدر مهربونم ميگم: خسته نباشي پدرم. دستاتونو ميبوسم.دستايي كه هيچ وقت كم نذاشتن.دستايي كه معجزه هاي زيادي در موسيقي پاپ كرده. و سر تعظيم خم ميكنم پيشت. تو هميشه بزرگي.هميشه.حتي اگر خيليها نبيننت.
مریمممممممم
اين روزها بد نيستم.خوبم.افتادم رو دور درس خوندن وكلاس ودانشگاه.مني كه تا ترم
قبل خيلي از اوقات جيم فنگ بودم الان حاضر نيستم حتي يك دقيقه از كلاسمو و درسمو
از دست بدم.
نگاهم به زندگي/روش زندگيم/تفكرم خلاصه همه چيم فرق كرده و بهتر شده.
اينا رو مديون كسيم كه پام واستاده.بهم انگيزه ميده وجودش.
مديون يه فرشته ي مهربون.مديون دختري به اسم:
مريم
نميدونم چي بايد بگم؟چه طوري بايد براش جبران كنم.فقط ميگم:
مريمم ممنونم به خاطر همه چي.به خاطر صبرت/مهربونيات و.....
دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارمممممممممممممممممممممممممممممم
و خدايا ممنونم.خدايا شكرت. اين مدت خيلي چيزا گذشت به من.نميدونم چه قدر واسه دوستام/داداشيام/آجيام
برادر بودم و همراه.چه قدر تونستم يه باري و از دوششون بردارم؟ حرف زياد دارم.زيادددددددددددددد اما باشه واسه پستهاي بعد.
دوسستون دارممممممممممممممممم تو چه خوشرنگ وعزيزي مثل يك نت لب گيتار
مثل كشف شعر تازه حدس يك گل پشت ديوار (شهيار قنبري)
بیخوابم
این ترانه ی جدیدمه.تقدیم به شما
بیخواب
خوابم نميبره حتي به زور قرص
ميبوسم عكستو از حال من نپرس بي صبر وطاقت و بي حوصله شدم
درگير زندگي درگير با خودم خوابم نميبره از تخت ميكنم
هي راه ميرم و هي حرف ميزنم دنياي من تويي آدم...خدا...پري
ميري و با خودت دنيامو ميبري بي تو مرد تو با فكر تو خوشه
نبودنت منو بي درد ميكشه رو تيغ زندگي از فكر تو پرم
هي ميخورم زمين اما نميبرم خوابم نميبره حتي به زور قرص
ميبوسم عكستو از حال من نپرس محمدرضا شيرزاد
|
||
تمامي حقوق متعلق به سازنده اثر مي باشد
كپي از مطالب وبلاگ تنها با ذكر نام منبع امكان پذاير است