|
|
||
|
در واکنش به برخوردهایی که در برخی جلسات ادبی باب بوده هست وشاید....
بمن توهين كن خودت كوچيك ميشي مثه گلوله ولي به خودت شليك ميشي خوني . رنگ جيگر ولاك و ماتيك ميشي من كه آس دلم تو دو لوي پيك ميشي بمن توهين كن هيچيم كم نميشه درخت من ا زين فوتا خم نميشه دريا چيزيش با يه كاسه سم نميشه قوطي كبريت .قايق يا بلم نميشه بمن توهين كن اين يعني ضعيفي ژله آبكي!بستني قيفي! فك نكني مرگ و منو حريفي تو عاشق ميكروفن و اروتيزم و ليفي بمن توهين كن مثه متهما ما رو ميشناسن الاغ نيستن آدما مورو از ماس ميكشن با نوك قلما تو فك كن زيادي خوش به حال ما كما بمن توهين كن من جري تر ميشم و توو مرداب نيلوفري تر ميشم و خوشگلتر و كاكل زري تر مي شم و توو معشوقه كشي سريعتر ميشم و دوس نزديكت از تو جدا ميشه وبعد ميبيني كه پنج اون مثه شيش_وبعد بهش ميگي چرا جين تازه ت ريش ريشه وبعد ازش ميشنوي كه عشق مثه حشيشه وبعد تو رو دود ميكنه كه توهين نكني كپه كاه كه فك ميكني چن تني قطار تو پنچره توو كدوم واگني؟ سريال آشغالي تلويزيوني بمن توهين كن تو كم آوردي آره مث لباس يا دهن يا هر چيز پاره من ته چاهم و تو نوك مناره بشين برو توو حس ببين اونجا چه حالي داره بمن توهين كن گنده نميشي ايرانسل!912 اي كه رنده نميشي دود_روغني دود كنده نميشي شير برنجي غذا هندي كه تنده نميشي بمن توهين كن !كهنه قديمي عتيقه فسيل! اهرام ودوس داري يا ابولهول ويا فيل عصا واژدها چي؟اره يا بيل؟ گوجه گنديده! تخم_له!مو وزوز!سبيل! بمن توهين كن من ترانه نويسم بيس سالي ام ميشه نخ شعر مي ريسم از من گوش كن كه يه اصفهاني خسيسم شعر وترانه فرقي نداره عسيسم بشرط اينكه تو چيزي داشته باشي واسه گفتن دلت و توو عشق كاشته باشي نه اينكه مثه يه دانشجوي ناشي كپي از ناصر خسرو ورداشته باشي ناصر خسروي قاچاق دارو نه ناصر خسروي بي سپور وجارو نه ناصر خسروي لعنتي بي آبرو نه ناصر خسروي دعواي عروس و هوو نه ناصر خسروي هزار و صد سال_پيش كه چسبيدي بهش مثه دوقلو وسريش ناصر خسروي خشن اما تيتيش... ...ماماني !درس مثه يه كشيش بمن توهين كن جوابي نداري تو عاشق نيستي! دل كبابي نداري بمن توهين كن تو همينقدي وبس سلام شيرينيا!!خدافظ مگس نادر بختياري شاید جوابیه نادر بهترین پاسخ باشه به تمام این جریانات.پس من سکوت میکنم با... سبز باشید و...
میشه خدا رو حس کرد توو لحظه های ساده
توو اضطراب عشقو گناه بی اراده بی عشق عمر آدم بی اعتقاد میره هفتاد سال عبادت یک شب به باد میره وقتی که عشق آخر تصمیمشو بگیره کاری نداره زودـ یا حتی خیلی دیره ترسیده بودم از عشق عاشق تر از همیشه هرچی محال میشد با عشق داره میشه انگار داره میشه عاشق نباشه آدم حتی خدا غریبه اس از لحظه های حوا حوا میمونه وبس نترس اگر دل تو از خواب کهنه پاشه شاید خدا قصه تو از نو نوشته باشه وقتی که عشق آخر تصمیمشو بگیره کاری نداره زودـ یا حتی خیلی دیره ترسیده بودم از عشق عاشقتر از همیشه هر چی محال میشد با عشق داره میشه
ترانه سرا:دکتر افشین یداللهی آهنگساز وخواننده:احسان خواجه امیری
خودم به شخصه کارهای دکتر رو خیلی دوست دارم.نرم و ساده و روون.همون چیزی که همیشه خودشم میگه:ترانه سهل وممتنع است.ومن قبول دارم. هم جوششیه هم کوششی.در درون من ترانه سرا میجوشه وبعد با کوششم اون ترانه که اول مثل یه آدم با موهای بلند وکثیف و ژولیده است اصلاح میشه. شاید رسم نباشه بدون اجازه حداقل توو قاموس من که بی اجازه ترانه ای رو توو وب بزنم.اما هر دو ترانه دکتر که تا به حال گذاشتم اینجا اجرا شده. صدای احسان رو خیلی دوست دارم.یه صدای ناب و کاملا اورژیناله.دلنشین وزیبا و رو اصول میخونه.خوب از پسر مرد بزرگ صدا حسین خواجه امیری(ایرج) غیر این هم انتظار نمیره.امیدوارم روزی همکاری با احسان میسر بشه.ملودی های خوبی هم تا به امروز ساخته که.... در کل همه حرفم این نیست اما این چند سطر چکیده حرفای مفصلیه که تووی فرصت مناسب خواهم گفت.در آخر ترانه خودم رو میگذارم.نظرات یادتون نره. سبز باشید همیشه.تا بعد...
منو بساز امشب حتي به رسوايي
با من بخواب آروم خورشيد هرجايي
من با تو ميخوابم من با تو آرومم
بي تو مثل جامي سنگين ومسمومم
با من برقص تا من همپاي تو باشم
شبو سحر كن تا كنار تو پاشم
كنار تو خوبم يك مرد رويايي
عاشقترم انگار وقتي تو اينجايي
دركم كن وبا من هر شبتو سر كن
منو ببوس وباز احساسموتر كن
من با تو آرومم من با تو ميخوابم
بي تو يه درياي مواج بي تابم
منو بساز هر شب بي ترس رسوايي
تو عاشقم كردي خورشيد هرجايي
كنار تو خوبم يك مرد رويايي
آروم آرومم وقتي تو اينجايي
نمیخوام مایوس و واخورده بنویسم.اما مخاطبم میدونه که کیه وشاید چند تا از دوستام هم مخاطبمو
شناختن. میخوام از خاطره رد شم:نوشتی که میخوای از این خاطرات فاصله بگیری.حق داری.بهت حق میدم دوست من.تو تووی این روابط ـ نامعلوم و نا متعارف جای خودتو گم کرده بودی.هممون دچار سردر گمی بودیم.هممون جاهامونو گم کردیم.خیلی اذیت شدی.خیلی سختی کشیدی. با همه وجودم میخوام که با قلب آسمونیت ببخشی.همه گناه های من وما رو ببخشی. قلبم کف دستامه:نوشتی که نه این که تو(من)بد باشی به خدا قسم که خوبی.ممنونم که با همه بدیهام بازم منو خوب میدونی.نمیگم چشمات خوب میبینه یا گوشهات خوب میشنوه.چون تو همه چیزو با قلبت درک میکنی.با قلبت میبینی.میشنوی و....پس قلب و روح خودت شفاف و خوب هست که منو خوب میبینه.من سعی کردم خودم باشم.یعنی سعیی هم در کار نبود.خودم بودم. توو تمام این مدت خودم بودم.و چه ها که این من با تو کرد.گاهی خوب بود گاهی اذیتت کرد. یه وقتایی هم....اما تو باز منو خوب دیدی.قسم به سقف مشترک همه آدمها به آسمونی که تو از اونجا میای تو خوبی وخوب بودی نه من. من از چشم تو خوب بودم.همون جمله ای که گفتی: باید یه چیزی یا کسی به چشم من خوب بیاد. صاعقه یعنی چشم تو وقتی گناه میکنم میبخشی با خنده ومن تو رو نگاه میکنم آره.من خوب یا بد در کنار آدمها و توو رابطه هایی که دارم معنا پیدا میکنم.در کنار آدمهایی که کنارم هستند.هنوز هم دوست منی.هنوز هم مثل قدیم دوستت دارم وفراموشت نمیکنم چون بخشی از ذهن من تصویر تو توش قرار داره. اما حلالم کن.ببخش اگه بدی کردم در حقت.من به تصمیمت احترام میذارم.حق داری که برای زندگیت تصمیم بگیری.پس بگیر. فقط یه چیز:خوب باش خوب تصمیم بگیر خوب زندگی کن و... بهترینها رو برات آرزو میکنم مثل همیشه.هنوز لقبت خانوم آسمونیه وهنوز لیاقت این لقب رو داری. سبز باشی.سبز بمونی وسبز.... به مالک آسمون مشترک همه آدمها میسپارمت. خدا نگهدار..... تا......
مثل يه حادثه اتفاق ميافتي تا من بپرم از خواب ليلي وبه شيرين برسم داري كاري ميكني كه با نگات به يه بيداريه سنگين برسم دست تو توو دست من نيست اما خوب ميشه با فكر تو هم عاشق شد ميشه با خاطره صداي تو بازم اون مرد خوش سابق شد تو كنارمي كه دارم اينجوري بيخود از خودم ميشم شاعر تو حالا باور بكني يا نه تفاوت نداره روز از نو روزي ازنو ميدوني دوست دارم طاقت بيار من بايد سقفي مهيا بكنم زندگي سخته ولي كنار تو ميتونم چشمه رو دريا بكنم اسم تو هرچي كه هست براي من تو همون دختر ايده آلمي تو همه دار وندارم ميشي چون تو جواب آخرين سوالمي ميشه باور بكنم تو با مني تا هميشه تا ته همين مسير نذار از نفس بيافتم نازنين مرد باش وزير كتفمو بگير دست تو حس ميكنم توو دستم ميشه توو حقيقتم عاشق شد ميشه با حرم نفسهات از نو مرد خونه تويه سابق شد
خدا گاهی اوقات یه چیزایی رو از آدم میگیره و چیزهای بهتر وعزیز تری به اون آدم میده.گاهی میشه
اون چیزهارو دید گاهی هم به درونت تزریق میشه.من اگر در ظاهر کسی رو از دست دادم مثلا
خانوم آسمونی رو اما چیزهای مهمتر بهتر وعزیزتری پیدا کردم یعنی خدا بهم داد.
یه خواهر که همیشه تکیه گاهم بود وازم رنجیده بود یا هرچی برگشت تا با بودنش احساس کنم تنها
نیستم تووی این دشت بی درو پیکرـدنیا.خواهری که حالا به جرات میگم همه چیزمه همه وجودمو برای
اون وخواهر واقعی خودم حاضرم بدم.تکیه گاهم سنگ صبورم.من سرزنده بودنو ازش یاد میگیرم و...
مبارزه.مبارزه با سختی های این زندگی مسخره.
دوم یه برادر بزرگتر بود که بعد یک سال دوباره اومد.یه رفیق از دوران صحنه وتئاتر.کسی که همیشه
پشتم بوده وهست.هوامو داشته.گاهی لوسم میکنه.اسمشو نمیبرم چون نیازی نیست.مال خودمه.برادر خودمه
به کسی هم مربوط نیست.
سوم یه مهربون یه نگران ودلسوز.یه منتظر که خیلی دوستش دارم.اونم همیشه هوامو داره.تازه همو پیدا
کردیم اما توو همین مدت کلی پشت هم در اومدیم.کسی که انتظار رو ازش یاد گرفتم.قبل از اون انتظار برام
معنی خوبی نداشت اما بهم یاد داد که انتظار قشنگ وشیرینه.من از تو یاد میگیرم که زندگی جریان داره.از تو
و خواهرم.
چهارم دوستی که سر جریانی ازم رنجیده بود.حالا رفیق شب پرسه های حرفی وفکری منه.دوستش دارم
خیلی زیاد قافیه هم لازم نداره به چشماشم خیلی میاد.
مهمتر از همه خودمو پیدا کردم.کسی که چند ماه بود گم شده بود.ورابطمو با خدا.و....
بالاتر از همه اینها زندگیم جریان پیدا کرده.ترانه مو میگم.درسمو میخونم.واسه کنکور ارشد میخونم.
شاید از اول مهر تا اول آذر ...نه.توو فرصتهای خالی که دارم به روز میکنم.
نماز روزه های همتون قبول.منم دعا کنید.
زندگی در من جریان داره.این مهمترین چیزه رفقا.
سبز باشید وشاد.تا بعد....
وقتي رفاقت يعني برخوردن_توو دست حيووناي آدم نما تمام اجتماع يعني يك نفر تمام يك نفر يعني اجتما وقتي رفيق رفيقو ساده ديد و عشقشو برزد و نشست رو زينش شك ميكنم خدايي اون بالا هست يا هست وتنها شدي رو زمينش عاشق آينه باش و هر دقيقه به جاي معشوق از خودت تن بگير به هيچ كسي غير خودت دل نبند براي آينه تب كن وهي بمير دعوتت ميكنم امشب به نبودن به جدايي نذار اين فاصله كمشه هي ازم نپرس كجايي بيا واينبار و تو از پشت نزن قانون اين بازي رو زير و رو كن رفيق بيا ويك د فعه توو عمرت خنجرتو توو قلب من فرو كن عشقمو بر زدي سوارم شدي تموم عمر و نارفيقي كردي نذاشتي جون بگيره اين مثلث توو دهتون اين شده رسم مردي؟ من ديگه نه رفيق ميخوام نه معشوق همين جا اين مسيرو دور ميزنم بازي نكرده پا ميشم نارفيق با اينكه برگاتونو بر ميزنم تمام گريمو خدا شنيده با رفتنم دوباره جا ميخوري دلم شكسته نارفيق حتميه همين روزا بدجوري پا ميخوري دعوتت ميكنم امشب به نبودن به جدايي نفس آخرو بشنو هي نپرس ر..ف..ي..ق ...كج....ا..يييييييييييي
تجربه این حس هم خوشاینده هم اذیت کننده است.عشق رو میگم.حالا به هر چی.به هر کی.فقط عشق...
مدام که نه اما تقریبا چند بار تجربش کردم.از بچه گی تا حالا.هرکی بگه تا حالا عاشق نشده دروغ گفته.
اینو مطمئن میگم.یکی عاشق کارش میشه.یکی عاشق معشوقش.یکسایی هم عاشق ماشینو این خل بازی ها.
من در مورد خودم میگم.اول عاشق خودمم چون عاشق اون بالاییم.همه چیزم از اونه پس خودمو دوست دارم
دومم عاشق خانوادمم.اما معشوقه...؟كجاي اين معادله قرار ميگيره؟
معشوقه من ميشه جزوي از من.يه دوستي ميگفت:نذار هركسي فاتح قلبت بشه.آره.درسته.معشوقه من
فاتح بلند ترين نقطه وجود منه.قلبم وروحم.اما اين كه اين آدم كيه هنوز منتظرم.هر كسي لياقت نداره.
خودخواه نيستم اما خوب خودمو ميشناسم.اين كه چه جور آدميم.اين كه هيچ وقت راضي نميشم كسي از من
برنجه.اگر خودم بفهمم از دلش درميارم واگر بهم بگه بازم از دلش در ميارم.اما هيچ كس با من اينطور
نبود.دلم خيلي شكست اما اون آدمها حتي به روي خودشون هم نياوردن.يه روزي استاد خوبم داريوش ارجمند
يه حرفي زد كه يادم نميره:آدمهاي زيادي ميان توو زندگيت وميرن.اونايي ارزش دارن كه بمونن.بقيه فقط
خاطره هستن.خانوم آسموني وداداشي ويه سري ديگه برام خاطره شدن.حالشونو ميپرسم اما اونا نه.
وقت واسه كسي بذار كه ارزش داره.نه اينكه اين آدمها بي ارزشن.نه.براي من خيلي مهمن.اما خوب وقتي
منو نميخوان چه كنم؟زورشون كنم كه بياين بمونيد.ميون همه اين آدمها يه نفر هست كه هنوزم برام مهمه و
با ارزش.خواهري كه بهش حق ميدم كه انتخاب كنه.كه زندگي كنه.اما...
اين وسط يه دوست خوب پيدا كردم.يه منتظر كه خيليم مهربونه والبته دلسوز.جز اون يه دوست قديميم پيداش
شد.كسي كه هميشه هوامو داشته.برادر بزرگتري كه دستاشو ميبوسم وديگه نميذارم از زندگيم بره.
ارزش يه آدمهايي هم برام معلوم شد.كسي مثل نادر بختياري كه تشر اون باعث شد بپرم.غزل كه اونم يه تشر
ديگه بهم زد.وچند دوست ديگه كه از همشون ممنونم.ويه يار كه كنارمه.(بعدا اگر لازم شد لو ميدم كيه).
ترانه بالا متعلق به خودمه وترانه اي كه در آخر ميذارم متعلق به دوست وبرادر بزرگترم ترانه سراي خوب
نادر بختياري كه اجازشو گرفتم بذارمش اينجا.با اين دو ترانه خيلي اشك ريختم.در آخر فرارسيدن
ماه رمضانو تبريك ميگم.منو از دعاهاتون كنار نذاريد دوستان.دعاها وعبادتها وروزه هاتون قبول حق.
سبز باشيد تا بعد....
من از اين زندگي مسخره هيچ چي نمي خوام جز پيانو و يكي حنجره هيچ چي نمي خوام هر چي خواستم نه ، به هر چي كه نخواستم رسيدم ! حالا جز عمر گره تو گره هيچ چي نمي خوام هيچكي يادداشتامو هيچ وقت ننوشتو ديگه من از تو هم دفتر بي خاطره هيچ چي نمي خوام تا سر از خاطره دستاي رنگي در آرم جز قلم وقتي پر از جوهره هيچ چي نمي خوام نبين از عشقاي تو بچگي هيچ چي نمي گم جز تو و بادكنك وسرسره هيچ چي نمي خوام تيكه چوبي باشه اسب كودكي هاي منه باد اگه مي وزه جز فرفره هيچ چي نمي خوام بي چشاي تو بجز آينه چشماي خودم كه تو بارون جدايي تره هيچ چي نمي خوام توي شعر اونكه با من زندگي كرده دلمه جز جوون موندن اين شاعره هيچ چي نمي خوام هي مي پرسن چي مي خواي اونكه مي خوام نيستم امّا باز انگاري گوش خلايق كره ، هيچ چي نمي خوام بس كه مردم رو صليب ستم بي خبرا غير عيسايي از اين ناصره هيچ چي نمي خوام وقتي از بي تپشي دنيا عقيمه واسه من غير عشق. اين تپش ـ باكره هيچ چي نمي خوام نادر بختياري
به چه قیمتی دلم رو به نگاه تو سپردم
چه فریب ـتازه ای از رسم کهنه تو خوردم من چه ساده آرزومو گفتم اما نشنیدی تو صداقت دلم رو یا نخواستی یا ندیدی حیف از اولین ترانه این سکوت آخرینه خواستن ونخواستنی نیست آخر قصه همینه تلخه اما دل زخمی مرحم بیکسی میخواد سخته اعترافش اما دلم از پا دیگه افتاد بعد از این ترانه های عاشقانه هم فروشی چند تا حرفو کمی حسرت نه غمی نه جنب وجوشی دکتر افشین یداللهی
نمیدونم چرا ولی این ترانه رو خیلی دوست دارم.ترانه دکتر یداللهی موسیقی فردین خلعتبری و صدای مانی رهنما که الحق کنار هم آدمو به بغض میکشونه.اما حکایت من حکایت گریه های تموم شده است. هفته پیش یه دوست مهربون وشیرین لهجه وبرادر بهم گفت چرا گدایی میکنی؟چرا این جوری مینویسی؟یکم فکر کردم دیدم درست میگه.نوشته هام بیشتر از اونی که بوی درونیاتمو بده بوی گدایی گرفته.چیزی که من اهلش نیستم.پس کلا همشو پاک کردم.آقا دنبال قبلیا نگردین.جز دو سه تا بقیه فقط ترانه ها موند.از این به بعد اینجا رو اونطوری که باید ودلم میخواد اداره میکنم.خبرای آلبومهای جدیدی که دوستام یا خودم توشون هستیم رو میدم.مطلب نه بهتره بگم نظرات شخصیمو در باره ملودیها وترانه های خوب یا بد مینویسم.ترانه هامو وترانه دوستامو البته اگر اجازه بدن اینجا خواهید دید.یکم از درونیاتم مینویسم.حرفای دلم رو از اون چه که میبینم.و...کلا آقایون خانوما مدار خورشید مریض بود.الان حالش خوبه خوبه.ترانه ای که بالا نوشتم مربوط به فیلم شکلات هستش اما اجرای با پیانوی این ترانه روی وب سایت پیله ای شیشه ای فکر کنم فروردین یا اردیبهشت موجوده.میتونید دانلودش کنید وازش لذت ببرید.فعلا تا پست بعدی.سبز باشید.تابعد....
با تمام بیکسی هایم کسی دارم هنوز
چشم مشتاق ودل دلواپسی دارم هنوز از تپیدنهای تکراری دلم خون است وباز دم به دم تشویش روزافزون بسی دارم هنوز گرچه عمری تکیه کردم بر درختان عقیم پشت جنگلها نهال نورسی دارم هنوز (مال من نیست.اسم شاعر رو یادم رفت)
هر کس به تمنای کسی غرق نیاز است
هرکس به سوی قبله خود رو به نماز است هرکس به زبان دل خود زمزمه ساز است با عشق در آمیخته در راز و نیاز است ای جان من تو جانان من تو در مکتب عشق ایمان من تو هیهات که کوتاه شود با رفتن جانم این دست تمنا که به سوی تو درازاست هرکه در عشق تو گم شد از تو پیدا میشود قطره ناقابل دل از تو دریا میشود دستی که به درگاه خدا بسته پل عشق کوتاه نبینید که این قصه دراز است خاصیت عشق میجوشد از تو دل رنگ آتش میپوید از تو هر گوشه این خاک که دلسوخته ای هست از دولت عشق تو در میکده بازاست
دیره اما میخوام عید نیمه شعبان رو به همه تبریک بگم.مخصوصا یه دوست منتظر.یه دوست همراه که با حرفاش منو تو عبور از امتحانی که توش بودم کمک کرد.از تو ممنونم ومدیونت هستم منتظر. منم مثل تو منتظرم.منتظر اتفاقات بزرگ در این دنیای بزرگ که خیلی کوچیکه.باش وباز هم کمک کن. دوستان عید همتون مبارک.راستی با سه روز تعطیلی که هدیه دولته هم عشق کنید چون دفعه بعد رفت تا....جای ما رو هم در خوشی هاتون خالی کنید.سبز باشید وسبز بمونید.تابعد...
نیازو توو خودم کشتم که هرگز تا نشه پشتم
زدم بر چهره ام سیلی که هرگز وا نشه مشتم من آن خنجر به پهلویم که دردم را نمیگویم به زیر ضربه های غم نیافتد خم به ابرویم مرا اینگونه گر خواهی دلت را آشیانم کن من آن نشکستنی هستم بیا وامتحانم کن
نمیدونم چرا ولی خوب کاری رو کردم که در منطق اشتباه بود اما عشق منطق نمیشناسه دوستان.گاهی برای عشق برای رسیدن باید بگذری.باید طعم نابودیو بچشی تا بتونی به خودت بگی عاشق.عشق یعنی نرسیدن یعنی فراق.من کاری رو کردم که آسمونی بهم گفت غلط بوده.من عجله کردم اما اینو به خودم ثابت کردم که عاشقم.ثابت کردم اگه گفتم عاشقم ادعای توو خالی نبوده عملا هستم.چون عشق یعنی نرسیدن.دیگه به قول دوستان کمبودی ندارم. کودک درونمو بزرگ کردم وبعد از این هم مراقب رشدش هستم.از این به بعد اشتباهی در کار نیست. برای چیزی که میخوام میجنگم.عجله ای توو کار نیست صبر میکنم.پای کسی که دوستش دارم وامیستم و...کلا مرد میشم.یه آدم تازه با همه خوبیها وعاری از بدی های گذشتش.من آسمونیو از دست ندادم.هنوز هم با هم دوستیم اما چیزی که به دست آوردم(آسمونی عذر میخوام که اینو میگم)از همه چیز وهمه کس برام با ارزشتره.من مرد شدم.من به خودم ثابت کردم عاشق واقعیم. من دوباره متولد شدم.واین یعنی همه چیز.فقط بابت تنهاییم ناراحتم.اما صبر میکنم تا بیای تویی که باید بیای میدونم نزدیکتر از اونی هستی که حتی تصورشو میکنم.فقط خودتو نشون بده.همین. من آمادم. مرا اینگونه گر خواهی دلت را آشیانم کن من آن نشکستنی هستم بیا وامتحانم کن میخوام پات واستم.برات بجنگم.برای خودم بجنگم.برای تو.برای زندگی.دوستان به جشن تولد محمدرضا شیرزاد خوش اومدید.من دوباره متولد شدم.تبریک میگم به خودم ودوستان نزدیکم. سبز باشید وشاد.تابعد...
تو که دستت به نوشتن آشناست
دلت از جنس دل خسته ماست دل دریا رو نوشتی همه دنیا رو نوشتی دل ما رو بنویس بنویس هرچه که ما رو به سر اومد بد قصه ها گذشت و بدتر اومد بگو از ما که به زندگی دچاریم لحظه ها رو میکشیم نمیشماریم بنویس از ما که در حال فراریم تووی این پاییز بد فکر بهاریم دست من خسته شد از بس که نوشتم پای من عابله زد بس که دویدم تو اگر رسیده ای ما رو خبر کن چرا اونجا که تویی من نرسیدم تو که از شکنجه زار شب گذشتی از غبار بی سوار شب گذشتی تو که عشقو با نگاه تازه دیدی بادبان به سایه دریا کشیدی دل دریا رو نوشتی همه دنیا رو نوشتی دل ما رو بنویس
برای دیدن تو از حادثه ها گذشته ام کفر اگر نباشد این من از خدا گذشته ام عذاب این دریده ها مرا شکسته بیصدا دستی بکش به زخم من که از شفا گذشته ام باورم کن باورم کن من که با تو صادقم اگه خستم یا شکستم هرچه هستم عاشقم منو بشناس وباور کن که خستم خیلی خستم اما هستم تهی ماند ونشد آلوده دستم من به دنیا دل نبستم هرچه بلا کشیده ام من از وفا کشیده ام که از وفا داری این اهل وفا گذشته ام
|
||
تمامي حقوق متعلق به سازنده اثر مي باشد
كپي از مطالب وبلاگ تنها با ذكر نام منبع امكان پذاير است