|
|
||
|
باز باید از جادوی زن گفت
باز باید از عاشق شدن گفت باز هم باید در سایه گم شد باز باید ساده شد لابد تو به سادگی ـ یه جشن مدرسه جشن تولد گل کن مثله یه هدیه سر خوش و خود به خود دست تو کوو بگوو دست تو کوو دو دست گم شده دست ـ بی آرزو وقت یکی شدن وقت تو وقت من وقت دل نازکی ساعت سر رفتن آره خودشه خودـ خودشه باز باید از چشم تو ترسید باز باید در عطر تو پیچید باز هم باید بیخودی لرزید باز باید یک نفس رقصید تو در زنگ حساب امتحان خراب یا پاشو نترس بخند به اخم درهم به نمره های کم به جاشو نترس دست تو کوو بگو دست تو کو دو دست گم شده دست بی آرزو وقت یکی شدن وقت تو وقت من وقت دل نازکی ساعت سر رفتن به سبک آواز کولی ها به نام بچه های دنیا به یاد پس پریروز بغض به فکر رنگ سبز پس فردا دست تو کوو بگو دست تو کو دو دست گم شده دست بی آرزو وقت یکی شدن وقت تو وقت من وقت دل نازکی ساعت سر رفتن آره خودشه خود ـ خودشه (شهیار قنبری)
باورم نمیشه کنارمی.یه جورایی رو هوا بودم.یه جای بدی بین زمین وآسمون.انگار خودمو برای تموم شدن یه حس آماده میکردم.قرار بود امروز بگی.که موندن یا رفتن. اما دو روز زودتر حیرت زدم کردی قشنگ روزگارم. من سر قولم هستم.میخوام اگه شد اگه به نتیجه رسیدیم یه سقف بسازیم باهم.تا بتونیم روزای سخت و آسون روزای خوشی وغم روزای دارایی و نداری رو باهم بگذرونیم. از اینکه دارای تو شدم و تو سارای قصه های من خیلی خوشحالم.یه احساسی دارم که تا حالا نه دروغ نمیگم بهت فقط یه بار این حس توو من بود واین بار با تو دارم تجربش میکنم. حالا دارای نمایش یه پارتنر داره.یه همراه.باید خوب همو بشناسیم.هم سقف شدن شوخی نیست خانومم.باید خوب همو بشناسیم.باید عیب ها وحسنهای همو بفهمیم وبعد اگه شد هم سقفی و... میشه باور بکنم که بامنی تا همیشه تا ته همین مسیر نذار از نفس بیافتم نازنین مرد باش و زیر کتفمو بگیر با من بساز.میدونم که میدونی بالا پایین اخلاقمو.پس با این مرد جوون اول راه بساز.من باید از یکی معذرت بخوام.خدایا من ازت معذرت میخوام.حرفای قبلمو بذار به پای دعواهای گاه وبیگاهمون که آخر میام منت کشی.اومدم منت کشی.بگو منو بخشیدی.گرچه نشونه بخششتو دیدم. ممنونم که خواستی ما دوتا با هم باشیم. هم مدار من خانومم قشنگ روزگارم میخوام همین جا بگم بدن خجالت که:دوستت دارم. مرد تو میخواد مرد باشه چون مرد:روی قولش وامیسته.همرا هشو ترک نمیکنه.ومرد....... من کنار تو احساس میکنم کاملم. حالا نوبت توست که حرف بزنی.حرف بزن من تشنه شنیدن حرفهاتم. فعلا فقط مشغول کار و درسم هستم و خوب یه گوشه ای هم ترانه.کارهایی با یکی از خوانندگان خوب آن سوی آبی انجام میدیم که یه دوسالی طول میکشه.در داخل هم که سعید شهروز وافشین سیاهپوش نازنینم هستند.ویک خواننده کار اولی.به همین راضیم.من ادعایی ندارم. من برای دل خودم ودل مردمم ترانه میبگم نه برای دوستان خوبم در خانه ترانه.پس از من توقع نداشته باشید که بخوام جلوی یه جمعیت صد نفری ادعا کنم.ادعای من به اینه که مردم توو خونشون تو محل کارشون یا توو ماشینشون به کارهای من گوش میکنن.اکثر مردم نه یه قشر خاص یا اقلیت.من مسیرمو دارم درست میرم.کم کم هم پیشرفت خواهم کرد.فعلا دست به قلم نمیبرم نه به این خاطر که دوستان خانه ترانه میگن نه چون واقعا وقتش رو ندارم. دنبال اتمام بندای مونده از پیشم. کارای جدید باشه واسه موقعی که هم مدارم کنارمه.که هست. باقی بقای دوستان وشما میخوام از چند نفر تشکر کنم که توو این مدت کنارم بودن ومیدونم که بودنشون تداوم داره از: خانوم منتظر مانیای عزیزم.از روشنک وارغوان خاهرای خوبم.از آواز مهدی پور که تسکینم داد از خواهر نازنینم نگار داستان پور.از نیلوفر کولیوند که هم غصه ام شد.از وحید عربانی که رفیق شب پرسه هام بوده وهست.از ساره گل که خواهری کرد برام.از رحمان خرامان که هوامو داشت. ویه رفیق به معنای واقعی کع مال خودم بوده هست وخواهد بود داداشی گلم وحید فاخته. و مریم اسکندری دانا که منو تنها نذاشته. از همتون ممنونم.بازم باشید وتنهام نذارید.تا بعد....سبز وشاد وسلامت باشید روزگارتون قشنگ خواب ورویاتون رنگی
برای دیدن تو از حادثه ها گذشته ام کفر اگر نباشد این من از خدا گذشته ام عذاب این دریده ها مرا شکسته بیصدا دستی بکش به زخم من که از شفا گذشته ام باورم کن باورم کن من که با تو صادقم اگه خستم یا شکستم هرچه هستم عاشقم منو بشناس وباور کن که خستم خیلی خستم اما هستم تهی ماند ونشد آلوده دستم من به دنیا دل نبستم هرچه بلا کشیده ام من از وفا کشیده ام که از وفا داری این اهل وفا گذشته ام
قشنگ روزگار دل همیشه توو یاد منی
من مثل ایستگاه قطار تو سوت سر رسیدنی بذار یکم بنوشم از چایی خوش رنگ چشات منو از این شب سیاه ببر به سمت روشنی (یغما گلرویی) این روزا حالم خوبه.درسم داره خوب پیش میره.کارم درست شده و دستم تووی جیب خودم میره از این به بعد.و....عشق... دلم لرزید و....دچار شدم منتظرش بودم.وبالاخره اومد.در زد ومن در رو باز کردم.منو به آغوشش کشید و عطرش رو روی تنم گذاشت. قشنگ روزگار دلم اومد.خیلی منتظرت بودم.دیر اومدی.تنها بودم وغصه دار.تنها بودم تک. تنها بودم با هزار تا فکر جور وناجور.تنها بودم و توو دنیای خودم غرق.اومدی... دیر اومدی ولی میگم:خوش اومدی خانوم. نمیتونم جز این اسمی روت بذارم که بگم قشنگ روزگارمی.دوستت دارم چون تو هم همین حس رو داری. به خاطره صدات قسم تنهات نمیذارم.تو هم به اولین دیدار قسم بخور که تنهام نذاری. آره عاشق شدم.اما نمیخوام اشتباه کنم.میخوام من باشم تو باشی و یه خدا که نگامون میکنه و مردمایی که حسرت من وتو رو میخورن. من دارای آرزوهات بشم وتو هم سارای رویایی من باشی. یه لحظه فکرشو بکن چه خوبه عاشقم بشی سر روی پاهات بذارم دست روی موهام بکشی (خودم) با تو تمام لحظاتم زیباست ورویایی.انگار اینجا نیستم.هستم ونیستم.دارم تو رو نفس میکشم. و..... میخوام این کار رو که خودم خیلی دوستش دارم تقدیمت کنم.خوانندش مهرداد آسمانیه.ترانه شو نمیدونم کی گفته.اما دوستش دارم چون تو رو یادم میاره: نگاهم با نگاهت تا در افتاد با چشمای تو بنیادم ور افتاد دلم از عرش و فرش بی نیازی به روزگار از بد بدتر افتاد قسمت بشه تا پا بده دل پیش چشمات وا بده هرچی خسارت خورده ای جون ودلم یکجا بده هر چی که غم توو چشماته با یه اشاره پر میدم با این نگاه عاشقم خستگی هاتو در میدم دل که قابل نداره به خاطر جون میدم اگه بخوای عاشقیمو به عالمی نشون میدم قسمت بشه تا پا بده دل پیش چشمات وابده هر چی خسارت خورده ای جون و دلم یکجا بده
ممنونم که هستی.ممنونم که عاشقم کردی قشنگ روزگارم.
و این که دارم با چند نفر کار میکنم.خوشحالم که ترانه هام دست برادر خوبم افشین سیاهپوش هست وبعد هم قراره با سعید شهروز کار کنم که اینم مدیون افشین گلم هستم. از طرفی هم بابک صحرایی عزیز هم کمکم میکنه که بتونم بیشتر کار کنم که ازش سپاسگذارم. ممنونم از جفتتون که پشتم هستیبن وهوامو دارین.با یه خواننده کار اولی هم دارم کار میکنم که خبرش رو به زودی میدم.فعلا همین خوشم خوشم چنان خوشم که غصه هامو میکشم
|
||
تمامي حقوق متعلق به سازنده اثر مي باشد
كپي از مطالب وبلاگ تنها با ذكر نام منبع امكان پذاير است