تبليغاتX
مدار خورشید

هیچ وقت نمیدونستم آویزون بودن انقدر سخته که مجبوری گاهی اوقات برای خلاصی ازش

طنابو ببری.یه رابطه رو ترک کنی ویه دل رو بشکونی.گرچه....

تقصیر خودت ـ اگر تموم بشه.بهت گفتم پات واستادم.گفتم عاشقتم.گفتم روت حساب دوستی

باز نکردم.میخوام یه عمر باهات زندگی کنم.هر وقت حستو پرسیدم خندیدیو گفتی تردید دارم

محمد.تو خیلی خوبیا اخلاقت....ولی من تردید دارم.

آویزونم کردی.حق بده.خسته شدم.با این که همه ذرات تنم قلبم روحم اسمتو داد میزنه

با اینکه هر وقت یادت میافتم همه تنم میلرزه ولی خسته شدم قشنگم.تا همین امشب

فقط تا همین امشب وقت داری خوب فکراتو بکنی و تصمیمتو بگیری.شرط موندنم بهت گفتم.

اگر موندی که تا آخرش با همیم.خودمو وقفت میکنم ولی با قبول شرط من.اگرم نموندی

برای همیشه خداحافظ . اگرم جواب ندی من تمومش میکنم.

بسه تا حالا هرچی منت کشیدمو ناز.میخوام مغرور باشم.میخوام واسه یه بارم توو زندگیم

جدی برخورد کنم.مردونه مردونه.

مردونه گفتم که دوست دارم ساقه برنجم گندمو ریشه

فکر منم باش قدـ یه ارزن موهام داره جو گندمی میشه

(نادر بختیاری)

بیا یه بارم به جای اینکه به یه نفر فکر کنی به دونفر درگیر رابطه فکر کن خانومم.من سنگدل

نیستم.پست هم نیستم.فقط منتظر بودم.آویزون...

خستم.یا آره هستی یا نه و خداحافظ برای همیشه.میخوام این طنابو ببرم.یا این که درست

واستم روش.

دارم دیوونه میشم.خودمو شبیه همه دیکتاتورای آدم کش دنیا میبینم.میدونم اگه تموم بشه

تو بیشتر از من عذاب میکشی ولی خودت این شرایطو پیش آوردی.

منو ببخش.

مرا ببخش اگر رفیق ویار نبودم

مرا ببخش اگر که ماندگار نبودم

(استاد شهیار قنبری)

تو بگو لحظه به لحظه من کنار کی بمیرم

وقتی نیستی وقتی رفتی دستای کیو بگیرم

(وحید عربانی)

اگه راهم این روزا از تو یکم دوره ببخش

تووی زندگی آدم یه وقتا مجبوره ببخش

(مریم حیدرزاده)

آره توو تموم این بندا حس من موج میزنه.واقعا خستم قشنگ روزگارم.تا امشب فکراتو بکن.

شب یلدا تقدیم تو تا تو برای جفتمون تصمیم بگیری.

هوا سرده.سوز داره ولی من از توو یخ کردم.هیچی گرمم نمیکنه.حتی آتیشه جهنم.

رحم کن دست تو پر پر شدنو میفهمه

رحم کن چشم تو ایثار منو میفهمه

(استاد قنبری)

یا برای همیشه میمونیم با هم یا هر کی میره دنبال سرنوشت خودش.حرفام تلخه تنده ولی

چاره ای ندارم.باید یا روی بند واستم یا بیافتم پایین.

نگار .مانیا.یلدای همدمم نیلوفر همیشه سبز برای داداشیتون دعا کنید.بهش حق بدین.این

آخرین راه بود.یا موندن یا رفتن.

تو هم حق بده خانومم.امشب منتظرم تا صبح.تمام طول یلدا رو فرصت داری.کم نیست.

 

نباید اینجوری عاشقت بشم وقتی که اخر قصه مبهمه

 

من دوست دارم ولی باور کن عشق یک سویه خود جهنمه

 

تو باید حسی به من داشته باشی که منو پابند عشقت بکنی

 

نباید عاشق بشم وقتی داری منو هر لحظه مردد  میکنی

 

یه دفعه بهم بگوو دوسم داری تا دلم راضی  به عاشقی بشه

 

وقتی ساکتیو چیزی نمیگی خوب قبول کن که دلم نمیکشه

 

جرات عاشق شدن به من بده با یه حرف ساده که دوست دارم

 

با همین حرف کلیدی  میتونم  پا توو صندوقچه قلبت بذارم

 

تو میتونی مردتو راضی کنی جوری که عشقو تو قلبش بکاره

 

انقدر عاشق بشه که حس عشق از دو تا چشم سیاهش بباره

 

میتونم اینجوری عاشقت بشم وقتی که آخر قصه تو باشی

 

بگی دوسم داری و آرامشو به دیوار سرد قلبم بپاشی

 

محمد رضا شیرزاد

به این ترانه اعتماد کن.حرفامو گفتم.منتظر جوابت هستم....


اتفاق خوبی افتاده توو این روزا برای موسیقی پاپ.برپایی کنسرت ها شروع دوباره نفس

دوباره است برای پاپ.و اینکه مسئولان موسیقی بالاخره پاپ رو هم فرزند مشروع دونستند و

یه بخش توو جشنواره موسیقی براش کنار گذاشتند.

بچه های خوب آریان.خشایار اعتمادی حمید عسگری مانی رهنمای عزیزم توو این چند روزه

جشنواره برنامه اجرا میکنند.دنبال آریان نرید که سولدات شد.مونده کنسرت مانی که به ضعم

من اتفاق بزرگیه فقط جاش کوچیکه.می ارزید که مسئولین سالن کشور رو به مانی بدن.

در هر صورت شب اجرای مانی به رهبری دوست وبرادر خوبم بامداد بیات خیلیا هستن

بابک صحرایی داریوش تقی پور نادر بختاری خودم و...

تا آخر سال هم کنسرتهای دیگری برگزار میشه که خبرشونو یکی یکی اعلام میکنم.

آشتی مسئولین با پاپ رو به همه اهالی پاپ تبریک میگم.

به امید روزهای بهتر برای پاپ داخل کشور.

در ضمن آلبومهای خوبی هم توو راهه.راستین.لیلا فروهر.احتمالا ابی و داریوش عزیز که تا

چند ماه یا هفته دیگه به ترتیب بیرون میان.

توو آلبوم داریوش روزبه بمانی عزیز دو کار داره و تو آلبومهای راستین ولیلا هم مهیار کاظم زاده

آلبوم شهیاد هم توو راهه که فکر کنم مریم اسدی و بابک صحرایی و بابک روزبه تووش کار

دارن.کار من هم میمونه برای آلبوم بعد.

منتظرم تا کارها میکس نهایی بشه بعد کارهای خودمو اعلام کنم.

+ ساعت 14:13 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

خوشم

سه شنبه 20 آذر1386


خوشم خوشم چنان خوشم که غصه هامو میکشم

همه ته ـ ته ـ سفر فقط منم که چاوشم

خوشم که از تو پر شدم جایی که دستا خالیه

وقتی که رویا میبافم اسم تو نقش قالیه

خوشم که آزادی تو به دست خنده منه

به وقت تلخ ـ بیخودی عشق ـ که دل دل میزنه

خوشم که سایه های ما دلیل رقص آتشه

پاکی تو پاکی من حکایت ـ سیاوشه

خوشم که همسایه شدم با شب آفتابی ـ تو

خوشم که رویای تو ام دلیل بیخوابی ـ تو

تو هم به وقت ـ ناخوشی باید به رویا بزنی

توو شب ـ بی حرفی ـ ما باید سکوتو بشکنی

خوشم خوشم چنان خوشم که غصه هامو میکشم

(استاد شهیار قنبری)

وقتی با تو هستم خوشم.وقتی یادت میافتم خوشم.اما تردید چرا؟

از چشمات همه چیزو میخونم دیگه نمیخوام ازت این سوال ـ مسخره رو بپرسم:تو حست

به من چیه؟

البته بهتم حق میدم.بی شناخت نمیشه.صبر میکن.انقدر صبر میکنم تا خودت لب باز کنی و

بگی:..........

بانو بانو بانوی شرقی من ای غنی تر از شقایق

مال ـ تو ارزونی تو خورجین قلب ـ این عاشق

لبریز ترانه شدم توو این روزا.مثل یه چشمه که منشاش تویی.یه رود زلال که از بالای کوه

آرامش سر ریز میشه و سنگای غرور و وقار جلوشو میگیرن وبعد مثل چشمه به قلب و ذهن

من میریزه و از من جاری میشه و به راهش ادامه میده.

این چشمه میخواد سر راهش کلی سنگ ریزه از عشق جمع کنه و یه کوه بسازه تا

مثل یه کوه مردونه پشتت واسته.

به من اعتماد کن.بهم تکیه کن.من میخوام آرامشو حس کنم. با تو.نه هیچ کس دیگه ای.

جاریم سرشارم خوشحالم خوشم چون:

تو رو دارم بانوی ترانه هام.دختر سرکش زندگیم.چون تو رو دارم.......

خوشم که از تو پر شدم جایی که دستا خالیه

وقتی که رویا میبافم اسم تو نقش قالیه


قضیه حرمت نمکدان یا... به شما چه...

چند وقتیه که یه چیزایی میبینم و میشنوم که داره از خودمم بدم میاد چه برسه به...

اول باید جواب یه دوست رو بدم.

من به خیلیا مدیونم توو عالم ترانه که تونستم تازه به پله اول برسم دوست من.

به کسانی مثل کوروش سمیعی نادر بختیاری وبابک صحرایی.که همشون برام برادری کردن

یادم دادن.ازشون یاد گرفتم و میگیرم.دوست عزیز لابلای تک تک کلماتت خودمو میدیدم که

بهم تهمت نمکدان شکستن میزدی.اگه اینطور حس میکنی به نمک خوردن من شک نکن

به میزبانی خودت شک کن.ساده بگم غره شدی به خودت که همه رو کوچیک میبینی.

فقط تو نیستی که داری توو این بازارـ متاسفانه بی در و پیکر موسیقی کار حرفه ای(به قول

خودت)میکنی.

منم هستم.خیلی از دوستامم هستن.من و ما کسایی نیستیم که حسرت شنیدن صدای

کسایی رو داشته باشیم که شما هر شب باهاشون حرف میزنید.

من خودم شخصا با کسی حرف میزنم که تو حتی یه بار هم با این که حسرتشو داری

باهاش صحبت نکردی.نترس انسان نیست.دارم خدا رو میگم.

منو یه آدم آب زیر کاه میدونی که با نقاب مظلومیت دنبال.... اما خودت جلوی چشم همه

هر هفته با یک نفری.

اگه تا به حال سکوت کردم دلیلش این بود که اهل جنجال و حاشیه و دعوا نیستم.

در مورد دزد خطاب کردن من.آره من دزدم.میتونی کاری بکنی؟

ببین دوست عزیز من معتقدم کلمه ارث بابای من و تو نیست.اما ترکیب سازیها مختص یک

شخص خواصه.هر کسی یه جور ترکیب میکنه کلماتو.من اگه از ترکیب سازی کسی

استفاده کنم حتما همه جا میگم.اما شما چی؟شما حتی به تصویر وحس هم رحم نمیکنی

من دیگه به هیچ کدوم از حرفهای تو جواب نمیدم.اینم اتمام حجت بود.دور منو خط بکش.

یه سری از دوستام معترضن که چرا من خانوم های ترانه سرایی رو که همکار ودوستم

هستن با اسم کچیکشون یا القاب مثل گلم یا خانومم صدا میکنم.

اولا به شما هیچ ربطی نداره.

دوما به شما هیچ ربطی نداره

سوما:این القاب نه تنها زشت نیستن بلکه نشانه ای از احترام هم توشون هست و صمیمیت

اگر خود این دوستانم ازم بخوان موضوع فرق داره ولی شما که با لقب خانوم فلانی سلام واینا

قاپ میدزدی اظهار نظر نکن.

در ضمن من همه این خانوم های محترمو مثل خواهر خودم میدونم و ....

اصلا به شما چه مربوط؟

ببخشید از دفعه بعد مثل همیشه با نوشته های دلم این جا رو به روز میکنم. در آخر هم

میخوام یه کار تقدیم کنم به کسایی که بهشون مدیونم.نادر گلم.کوروش عزیز وداداشی نازنینم

بابک صحرایی و داداش خواستنیم وحید عربانی.هنوز کار داره ولی...در ضمن درباره جنگ ـ

 

مردت کجاست برات از فحش بدتره

بییست سال محرم_یه عکس یه خاطره

تو سال شصت وشیش نزدیک دلهره

تو فووت میکنی اون کیکو میبره

تو بیست سالته یلدا وقتشه

میون حادثه عشق مثل ترکشه

فرهانتو ببوس حالا که محرمید

چند لحظه مونده که بهم نمیرسید

با ضرب وهلهله آتیش دشمنت

یک لحظه انفجار خون روی دامنت

فرهان_تو کجاست تفنگ رو دوششه

این جنگ ممکنه اصلا تموم نشه

یه لحظه انفجار بیهوش روی تخت

پس محرمت کجاست عروس تیره بخت

بیست سال بعد جنوب پای همون درخت

چند متر زیر خاک حلقه شکست_ سخت

از جنگ ودلهره مردونه رد شدی

عروس خاطره با جنگ بد شدی

مردت کجاست برات از فحش بدتره

بیست سال بیوه یه عکس یه خاطره

                                            

محمدرضا شیرزاد 19/9/86

سبز وشاد وسلامت باشید.تابعد...


متاسفم که مطلب بالا باعث کدورت یکی از دوستانم شد که باید ازش عذر بخوام

از علیرضا سلیمانی نازنینم داداشی که همیشه مهربون بوده معذرت میخوام اما:

خواهشا یه لطفی به من و خودتون بکنید ومساله رو شخصی نکنید.یه سری از کامنتا

که پاک شدن مال افرادی بود که انگار خود آزاری دارن.(همون مرض خودمون)

هی به خودشون میگیرن.بابا من اگه نخوام کامنتها و میل هایی که باعث نوشتن

این مطلب شدنو رو کنم کیو باید ببینم.به خودتون نگیرید لطفا.یکی از کسایی که

نه ترانه سراست نه خانه ترانه میاد منو مورد لطفش قرارداده بود.میگم خودآزاری

دارن بگین نه.

بازم عذر میخوام از علی گلم که رنجید از من.علی جان تو اون حرفو محترمانه

زده بودی ولی دقیقا ۸ تا کامنت خانواده منو موردـ عنایت قرارداده بودن در همون مورد

فعلا دیگه هیچی.میخوام به زندگیم ترانم کارم وعشقم برسم.خواهشا کسی

اذیت نکنه.

+ ساعت 23:57 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

میلاد

جمعه 9 آذر1386

انقدر این لحظات داره تند میگذره که بعضی وقتها فراموش میکن یه سال از یه ربع قرن

کمتر از عمرم گذشته.انقدر پر شور و و در عین حال منطقی و باز در عین حال

دچارم که جز تو دارم خیلی چیز ها رو فراموش میکنم.یه روز گفتم:

برای دیدن تو از حادثه ها گذشته ام

اما دارم این حادثه ها رو میکنم خاطره تا فقط تو باشی.نه این که دیگه هیچ چیز

مهمتر از تو وجود نداره اما تو برام عزیزی.عزیزتر از اونی که فکرشو بکنی.

امروز نه دقیقا فردا مردت یه سال بزرگتر میشه.و خیلی خوشحاله که توو این روز

با همه وجودش حس میکنه تو رو داره و تو بهش فکر میکنی.وبدون که بهت فکر

میکنه.لبریز لبریزم مثل گل پونه/وقتی که عطر تو میپیچه توو خونه

نمیدونم تا کجا با منی ولی قول دادیم لحظات خوبی رو برای هم بسازیم.

همین که هستی همین که صدات پر از هیجانه وقتی پشت خط داری از روزی که

گذروندی حرف میزنی به من بال میده.احساس میکنم واسه چند لحظه توو این دنیا

نیستم.جایی هستم که فقط من وتو ساکنش هستیم.کنار یه مزرعه گندم.

گندمایی که رنگ طلایی ـ پر نورشونو از روح تو گرفتن.نشستیم کنار مزرعه گندمی

که باد گندماشو میرقصونه.یه باله زیبا.ولی من محو رقص موهای تو ام.

این رویای منه کنار تو.کنار تویی که سارای قصه های منی ومن که دارایی هستم

که داراییش تویی ویه اراده که همه چیو بسازه.

میخوام این کار رو تقدیم تو کنم.میدونم هیچ کس قد تو ارزش این کار رو نمیفهمه.

وهمین برام کافیه.با تواضع کامل ویه دنیا عشق توو شب تولد مردت این کار رو

تقدیمت میکنم.قبلشم بگم که از کمک دوست خوبم علیرضا سلیمانی که

توو ادیت کار کمکم کرد با نظراتش ممنونم.و تو که حس این کار رو به من دادی

قشنگ روزگار دل:

مثل برج کج پیزا من به سمتت مایلم

 

تو یه میراث بزرگی برات ارزش قائلم

 

با تو آواز تووی بارون با تو رقصیدن توو باد

 

باز یه حرفی توو گلومه و صدام در نمیاد

 

مثل من عاشقی پیدا نمیشه کسی که مزه عشقتو چشید

 

لئوناردو اخم تو ندیده بود وقتی لبخند ژکوندو میکشید

 

گل میده گلدون خالی روی میز_خونه

 

داغی دست تو تب دار تر از فنجونه

 

تو که اسطوره عشقی ساده راضی نمیشی

 

تو دچار وسوسه یا صحنه سازی نمیشی

 

تو مثه خط کف دست تا همیشه با منی

 

  من پراز حادثه میشم وقتی که حرف بزنی

 

باتو آواز تووی بارون با تو رقصیدن توو باد

 

باز یه حرفی توو گلومه وصدام درنمیاد

 

من فقط مال تو هستم مثل کفش سیندرلا

 

داره هم قد تو میشه آغوشم دوشیزه سارا

 

مثل من عاشقی پیدا نمیشه کسی که مزه عشقتو چشید

 

لئوناردو اخم تو ندیده بود وقتی لبخند ژکوندو میکشید

 

مثل برج کج پیزا من به سمتت مایلم

 

تو یه میراث قشنگی برات ارزش قائلم

 

امیدوارم خوشت بیاد.این که دارمت و کنارمی بزرگترین هدیه ای بود که توو زندگیم

 

گرفتم.ممنونم از حضورت....


از تو چه پنهون چند شب پیش بی حوصله بودم وتنها.در هر خونه ای رو میزدم یا حوصله نداشت یا کار داشت

 

انگار همه جوابم کرده بودند.دوباره خاطراتم پاتک زدن.خاطرات آسمونی.هی میخواستم فرار کنم اما دنبالم

 

میومد آخر سرشد این ترانه که تقدیمش میکنم به همون خاطره شیرین که ازش خیلی چیز ها رو یاد گرفتم و

 

اینکه ازش عذر میخوام و...

 

 برو با هر کسی میخوای  دل من اهل نفرین نیست

 

فقط یک لحظه باورکن  که سهم قلب من این نیست

 

دارم میسپارمت انگار به  دستی که کمی سرده

 

رفیقی که رفاقت رو برای من تموم کرده

 

براتون بهترین ها رو همیشه آرزو دارم

 

خودمو دست تقدیره  دل بیچاره میسپارم

 

منم که عاشقت بودم تویی که عاشق اونی

 

برو من راضیم اینبار که تو قلبمو بشکونی

 

برو مدیون من نیستی برو بی اینکه برگردی

 

برو  نگاه  نکن لطفا نبین چشمامو تر کردی

 

روی قلبم رو این شیشه ترک یه یادگاری نیست

 

با عمقی که ترک داره ولی این زخم کاری نیست

 

با دستت بوسه و بوسه برای من فرستادی

 

فدای تو و لبخندت عجب بغضی به من دادی

 

منم که عاشقت بودم تویی که عاشق اونی

 

برو من راضیم اینبار که تو قلبمو بشکونی

 

محمدرضاشیرزاد 4/9/86

 

همین.و......

+ ساعت 13:30 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

تو رفتی

سه شنبه 6 آذر1386

وقتی این کار رو به مانی رهنما سپردم شک نداشتم که اجرا میشه.سال پیش بود

که مانی این کار رو از من گرفت اما برای همیشه و به لطف خودش و دوستان خوبم

بایگانیش کرد.بر میگردم به یکی از روزهای آذرماه سال گذشته.

خسته از دانشگاه برگشتم.مادرم داشت یه چیزیو از من پنهون میکرد.یکم دراز کشیدم

که اس ام اس اومد.بیات رفت. اون روزا بدجوری نگران حال استاد بیات بودم. بابک

صحرایی از دستم کلافه شده بود از بس زنگ زدم و گفتم امروز چه خبر بابک؟

باورم نشد گفتم رفیقم شوخیش گرفته.از خواب بیدار شدم.نشستم پای تلویزیونهای

آنسوی آبی اونام همین خبر رو دادن.گفتم دارن جوسازی میکنن.تنها راهم تماس

با بابک بود.

م:الو سلام داداشی.اینا چی میگن؟امروز چه خبر از استاد؟

ب:(با بغض)راسته.فوت کردن.الان حالم زیاد خوب نیست محمد....بوق بوق بوق

حرف بابک یعنی صحت همه اون خبرها.تا نصفه شب که تنها بودم مات مات بودم.

نمیشنیدم.نمیدیدم.

داریوش عزیز از تلویزیونها خواسته بود رازقی رو پخش کنند.تو نابا وری بودم که با

صدای داریوش نازنین:رازقی پر پر شد.....

بغضم ترکید.قلم خیس شد ورق خیس شد واین ترانه متولد شد.خیلیها به حرفها و

احساسات من در این ترانه خندیدند اما وقتی تووی خواب دیدم استاد خودشون

دارن این ترانه رو رو پیانو میزنن وخودشون میخونن گفتم من همینو میخواستم.

خود استاد راضی بود واین یعنی همه چیز.صبح وقتی پا شدم بالشم خیس بود

وچشمام سرخ.

 

تو رفتی تیغ تنهاییت هنوز قلبمو میشکافه

می دونم که سفر کردی خونت روو قله قافه

تو رفتی اما یادت رفت پرم از خاطرات  ـ تو

اگه سخته که برگردی یه شب مهمون خوابم شو

بیا ای عشق بیا یک شب به خواب تلخ وماء یوسم

که بی تو مثل سوسوی دم مرگ یه فانوسم

من از تو میگذرم اما نبودت مرگ احساسه

دیگه من تویی آیینه من وبی تو نمیشناسه

بیا دیگه خیالت رو نگیر از من دلمرده

ببین با رفتنت عشق و دل و روحم زمین خورده

میدونم بر نمیگردی فقط مهمون خوابم شو

حلالم کن نمیتونم ببینم جای خالیتو

بیا میون خواب من ببین عاشق زمین خورده

رهام کن از پریشونی تو ای زیباترین مرده

من از تو میگذرم اما نبودت مرگ احساسه

دیگه من تووی آیینه من وبی تو نمیشناسه

 

۵/۹/۸۵

 

هنوز آرزومه این کار با صدای یکی از شاگردان استاد وبا ملودی ایشون یا بامداد عزیز

ساخته بشه.نمیدونم میتونم به آرزوم برسم یا....؟؟؟

+ ساعت 18:22 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

تمامي حقوق متعلق به سازنده اثر مي باشد

كپي از مطالب وبلاگ تنها با ذكر نام منبع امكان پذاير است