تبليغاتX
مدار خورشید

روی شونه ی رفاقت میری

جمعه 17 خرداد1387

سلام سیامک.این روزا همش جلو چشمی.این روزا همش رضا یزدانی گوش میدم.

شمال:

بیا بازم مثل قدیم با همدیگه بریم شمال

دلم گرفته راضیم به این خیالای_محال

منو ببر تا آخر جاده چالوس ببرم

تا شیشه بارونی خیس_اتوبوس ببرم

تا جای_پات رو ساحل_داغ متل قوو ببرم

تا اخرین دلهره نگاه_آهوو ببرم

منو ببر تا گم شدن توو اون چشای بیقرار

تا ساختن قصر شنی رو ساحل دریاکنار

دلم پره بیا بازم با همدیگه بریم سفر

جای ما اونجا خالیه منو ببر منو ببر

یه عمر جاده شمال منتظر_عبور_ماست

نمیدونه یکی از اون دوتا قناری بیصداست

یادش بخیر لحظه ای که چشمای ما دریا رو دید

نوور چراغ زنبوری رستوران اسب_سفید

یادش بخیر شنای ما میون موجای بلا

حاطره های مشترک وقت سفر توو جنگلا

دلم پره بیا بازم با همدیگه بریم سفر

جای ما اونجا خالیه منو ببر منو ببر

یه عمر جاده شمال منتظر_عبور_ماست

نمیدونه یکی از اون دوتا قناری بیصداست

سیامک یادته ترانه محبوب جفتمون بود.نمیدونم چرا برات ترانه گفتم.دوتام گفتم.یکیش اینه:

نذار باور کنم نیستی نذار باور کنم تنهام

بیا گیتارتو بردار نت تنها تو رو میخوام

یکم غمگینه این آهنگ یه ریتم دو چهارم هشت

تا بلکه این جماعت هم بفهمن یار_من برگشت

تو اینجایی کنار من توو این ترانه ها جاری

چرا انگشتتو روی_نتای گریه میذاری؟

تو میتونی تو میتونی یکم آهنگو شادش کن

بزن با ریتم شاد_شاد ترانه رو خرابش کن

دلم راضی به ویرونی_این ترانه بد شد

یه تابوت اومد از تووی ترانه پل زد و رد شد

کسی که روی دوش این ترانه داغی از غم زد

شکست پشت ترانه بعد_ اون به سیم_ ماتم زد

نذار باورکنم نیستی نذار باور کنم تنهام

ترانه اسم پیدا کرد.:رفیق تنها تو رو میخوام

 

امروز هفت روز از تولدت میگذره.میخوام امروز با تو تنها باشم.زود میام که فقط خودمو خودت

باشیم.تو بزنی ومنم بخونم.اسطوره سازم پاشو.پاشو موهاتو مرتب کن.تریپ اسپرتتو بزن

عطر خوشبوی همیشگیت.سیگارتم بیار.نه نیار.ترک کن.سازتم بردار بیا بهشت زهرا

قطعه ۱۰۳ ردیف ۱۴۷ .شیرینیو کیکو شربت با من.

یکی از ما کمرش خم میشه وقتی اون یکی میخنده میره

روی شونه ی رفاقت میری بعد تو رفاقتم میمیره

سیا دیر نکنیا.منتظرم نذاریا................


پست بعدی من واسه سیامک پیشدادیان ه .

 




 

+ ساعت 12:25 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

سلام عزیزکم.سلام مدار خورشیدم.آره.تعجب نکن.این بار با خود تو ام.منو ببخش که بابای

 

خوبی نبودم ودو روز دیرتر دارم بهت میگم:

 

تولدت مبارکککککککککککککککککککک عزیز دلم

 

یه سال گذشت خورشید.تو خوب یادته.بهتر از همه یادته که چیا بهم گذشت توو این یه سال.

 

به جفتمون.منو دخترم.منو خورشیدم.بیا مرور کنیم.دوست داری؟

 

باشه بابایی.چشم.دوره میکنیم با هم این یه سالو.

 

اصلا چی شد که تو متولد شدیو من باباییت شدم؟آهان.میخواستم یه خونه داشته باشم توو

 

این دنیای مجازی.

 

زندگیم رو روال همیشه نیست میدونی.............

 

اولین کاری که اینجا گذاشتم.چه دوستایی که پیدا کردیم.همه رو نه اما خیلیاشونو این گوشه

 

اسماشونو نوشتیم.با تو بود که آرزوی محال همیشم(داشتن خواهر هم سن وسال خودم)

 

رنگ  واقعیت گرفت.الناز (یلدا)/ساره/مانیا/میترا/رویا/نگارررررر/دیگه؟تو بگوو

 

همشونو مثله خواهر خودم دوست دارم.یه دنیا برام عزیزن.لیلا/سمیه/آواززززززز

 

و............

 

تو میدونی هر کدومشون چه روزا که سنگ صبور داداشیشون بودن وسعی کردم

 

داداشی خوبی باشم و وظایفمو در قبالشون انجام بدم.تونستم خورشیدم؟

 

کاش تونسته باشم.

 

آره یادمه.عاشق شدنم یادمه.آسمونی وپ...

 

خوب یادمه.خورد شدم.مخصوصا سر داداشی وآسمونی.منتی نیست.گلایه ای هم نیست

 

رضایته.خودم خواستم از اون مثلث بد خلاص شم پس خودمو نابود کردم.اما...

 

سارا اومد.با اومدنش تونستم پاشم.اما خوب نتونستیم بمونیم.عوضش کلی تجربه وخاطره

 

خوب وقشنگ موند.نه دلخوری و.....

 

تمام این جریانات اما به نفعم شد.خدا بهم یه فرشته داد.نه....زود جلو نمیرم.یعنی جلوتر

 

از واقعیت نمیرم.مریم اما همونیه که یه عمر توو وجود هر آدمی دنبالش گشتم.

 

مانیا والناز راست میگفتن.اونی که مال من وبرای موندن با منه اومد.جایی و

 

وقتی که هنوزم مبهوتم.اما خدا رو شکر میکنم به خاطر داشتن این فرشته.

 

این آخریا اما خبر مرگ لیلا هنوز برام معماست؟نمیدونم دروغه یا.....

 

قرار بود وقتی کوچولوش دنیا میاد اونم توو ماه تولد داییش(من) همو ببینیم.

 

کاش یکی بگه دروغه.

 

حالا همه چی ظاهرا خوبه..داداشی واسمونی با همن.راست میگه داداشی.دیگه نباید

 

باشم بینشون.غرورر وشک مرد به مرد ...رفیق به رفیق...غیرت...حس تصاحب و

 

اختیار داشتن.من اینجوری نیستم.اما احترام میذارم به نظر آدما.

 

امااااااااااااااااااا

 

خورشیدم من مدار تو ام یا تو؟

 

مگه فرقیم میکنه؟

 

نه.پس خاتونم دخترم تولدت مبارککککککککک بابایی.دوست دارم دختر نازم.

 

خیلیییییییییییییییییییییی

 

یه کار میذارم وتقدیم به تو و مریمم میکنم.دوستتون دارم.قول بده واسه اونم

 

دختر خوبی باشی خورشید بابایی.

 

ماه عسل

 

 

قراره شب بیای هلاکت بشم                   قراره دنیامو بریزم به پات

 

قراره روشن شه شب اسمون                  با ماهی که کاشته خدا توو چشمات

 

انگاری رو ماه چشات یه عالم                 عسل گرفتن اصل خرم آباد

 

برق چشات زد به دلم رمیدن                    گله اسبای یه دشت ازاد

 

داره دلم له میشه با سماشون                  بیا واین اسبا رو رامشون کن

 

بیا نجاتم بده با یه لبخند                         حتی شده مصنوعی خامشون کن

 

دستمو پس نزن بگیر که دستات                یخای احساسمو آب میکنه

 

چه جوریه؟چشات داره به جز من                تموم دنیارو جواب میکنه

 

میخوای که ثابت کنی بد دچاری؟                باشه قبول من یکی کم آوردم

 

میون گود بازی زمونه                            مراقبم بودی زمین نخوردم

 

بد عاشم کردی دچارت شدم                      تموم راههای فرارو بستی

 

تموم جاده ها به تو میرسه                       تویی که روبروی من نشستی

 

حتی یه بار زل نزدی توو چشمام               با شرم وبا حیا نگاه میکنی

 

ببین خدا راضی میشه وقتی که                جوری که دوست داره گناه میکنی 

 

شب شده اومدی هلاکت شدم                  اومدی دنیامو میریزم به پات

 

روشن روشن شب آسمون                    ماه عسل تابیده از توو چشمات

 

                                  محمدرضا شیرزاد 15/2/87

 

+ ساعت 0:45 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

تمامي حقوق متعلق به سازنده اثر مي باشد

كپي از مطالب وبلاگ تنها با ذكر نام منبع امكان پذاير است