|
|
||
|
از موضع خودم کوتاه نیومدم.اما به اواز قول دادم پست رو بردارم.آره قول داده بودم به خواهرم که حتی
از دشمنم بدی نگم چه برسه به دوستم که حالا اشتباه یا عمد این کار رو انجام داده. مطلبهنوز پابرجاست.فقط یه حرفی رو دوباره تکرار میکنم.ما امانت دار همیم و این کار خیانت در امانت حساب میشه.
یه بازی راه افتاده بسیییی دهشتناک دلچسببب
حالا میثم بخواد منو راه نده هم مهم نیست.میثم یوسفی بخوای نخوای من قصه نویس قدیمی اومدم توو بازی. ظاهرا ۵نفر رو باید دعوت کنم. اینجانب از علیرضا سلیمانی و همچنین از سید حامد حسینی و داداشی حسین غیاثی والناز اسفند فردو آجی نگارم دعوت میکنم به بازی.قائدم داستانهای تا ۱۵۰ کلمه است. منم درروی سن داستان هامو خواهم نوشت.روی سن قراره ارتباط منو با دنیای نمایش و داستان حفظ کنه. فعلا بریم بازی
|
||
تمامي حقوق متعلق به سازنده اثر مي باشد
كپي از مطالب وبلاگ تنها با ذكر نام منبع امكان پذاير است