تبليغاتX
مدار خورشید

سه شنبه 27 اسفند1387

 

سلام.

همه چيز سر جاشه.من ...كسيم كه هميشه از تو مينويسه.

يه دوست ازم خواست ديگه ازت اسمي نيارم.يعني اسمتو ننويسم جاش يه لقب بنويسم.

چه لقبي بهتر از خورشيد.

يك سال گذشت.منو تو هم با سال نو آشناييمونو جشن ميگيريم خورشيد.

شب از مهتاب سر ميره تمام ماه توو ابه

شبيه عكس_ يك روياست تو خوابيدي جهان خوابه

 

دوست دارم.چون كنارت خوبم.حالم خوبه.خستگيم سر جاشه كماكان.اما در كل خوبم.

سال آينده به لطف شهياد شايد سال من باشه.البته باز...

همينطور يه كار واگذار شده با ملودي زيباي ساناز كريمي عزيزم.به لطف داداشيم افشين

سياهپوش.

دو نفر واسه ورود من به عرصه ي موسيقي_ حرفه اي خيلي زحمت كشيدن:بابك صحرايي

وافشين سياهپوش.

نميدونم كيا ازم دلخورن اما هر كي هست ديگه توو اين سال جديد حلالم كنه.دوست دارم

خوب باشم.مثبت.به درد بخور.

دارم تلاش خودمو ميكنم.يه اتفاق بزرگ اگه خدا بخواد توو موسيقي قراره برام بيفته كه به

اقتصاد آمريكا و بي پولياش مربوطه.اگه اونور همه چي درست شه ايشالا خبرشو بهتون ميدم.

مادر هم فعلا مثل قبله.يه لوله كه بهش ميگن سون معده از بينيش تا معدش رفته.از طريق

همين لوله غذا ميخوره.تكلمش سخت شده بهتره بگم به زور.اما در كل حال جسميش بد

نيست.همين كه هست و سايش بالاسرمونه نعمته.

 

امسال خواهراي خوبي پيدا كردم:پگاه..منصوره و...

همشونو دوست دارم و هر كاري ازم بر بياد براشون انجام ميدم.

نميدونم اما حس ميكنم قضاوت درباره ي آدما سخت شده.پيشت يه جورن و از بالا نگات ميكنن و...بيخيال.

شب قبل رفتيم كنسرت احسان خواجه اميري.بالاخره يكم از بي حوصليگيهام جبران شد.

الحق كه خوب اجرا ميكنه روي استيج.خيلي دوست دارم با احسان همكاري داشته باشم.

اما.....اما... خورشيدم اين روزا داري مرد بي حوصله ي كسلت رو با عشق همراهي ميكني.

ازت ممنونم.واقعا ممنونم.نميدونم چه طور جبران كنم.سال ديگه اگه خدا بخواد سال ماست.

سال_ بهم رسيدنمون.سال شروع_ يه زندگي.

پس:

دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارمممممممممممممممم

 

عيده و گربه ها دارن خواب ميبينن ماهي شدن....

 

عيدتون مباركككككككككككككككككككككككككككك

 

مردونه

 

بگير دستاتو از دستام كه راهي جز گذشتن نيست

حواس_ هيچكي اينجا به خرابي _ دل من من نيست

 

بگير دستاتو از دستام نذار پاسوز_ من باشي

تو حقت نيست زندوني تووي_ امروز_ من باشي

 

آره ميگذره امروزم ولي بي تو.... دور از تو

با اين ديوونه گي سخته اگر ميخواي ازم رد شو

 

اگه حتي توو تقديرت كس_ ديگه اي جز من نيست

ازم ردشو كه حق_ تو توو اين خونه شكستن نيست

 

 

ديگه عادت شده واسم فقط صداي تو باشه

توو اين خونه نباشي و فقط هواي تو باشه

 

تووي فكرم تووي رگهام توو هر گوشه ي اين خونه

تو هستي و ولي بازم يه جاي خالي ميمونه

 

قرار اين بود يه مرد باشه كه شونش تكيه گاه باشه

كه دستاش سقف اين خونه تنش هم سرپناه باشه

 

همين روزاست خم ميشم با كوه_ غم روي شونم

چه جوري تكيه گاهت شم؟مني كه سرد و داغونم

 

اميد_ من به فردا نيست منو دلخوش نكن ردشو

تو بيش از وسع_ من خوبي از اين لحظه بيا بد شو

 

بگير دستاتو از دستام كه راهي جز بريدن نيست

اگه حتي توو تقديرت كس_ ديگه اي جز من نيست

 

ملودي:ساناز كريمي

ترانه محمدرضا شيرزاد

+ ساعت 0:6 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

تمامي حقوق متعلق به سازنده اثر مي باشد

كپي از مطالب وبلاگ تنها با ذكر نام منبع امكان پذاير است