|
|
||
|
حالا كه ديديم بدي رو دوست داريم اولي رو چه ملتي شديم ما هر دفعه با يه رنگي رنگ_ يكي شديم ما هر دفعه با يه اميد سپر بلاي يكي سنگ يكي شديم ما
فكر ميكنيم زرنگيم لحظه اي صد تا رنگيم توو شيشه ي خودي ها هزار تا قلوه سنگيم
نور_ دو تا چشامون عزيزترين كسامون مردن و ما هنوزم با همديگه ميجنگيم
ديدي سرمون چي اومد بد رفت و بدتر اومد حالا كه ديديم بدي رو دوست داريم اولي رو
ولي حالا اون تو ابراست زنده و مردش تنهاست ازش يه شازده مونده اونم هنوز توو دعواست
تكليف_ ما چي ميشه اينكه رسمش نميشه هر دفعه پاي يكي قرعه به نام_ مردم لاتاري دوباره پوچه ميريزنمون توو كوچه
باز از سر_ نو از سر يكي به اسم سرور بدتر از پيش و بدتر
مسعود اميني
سلام. نميدونم شمام مثله من با كاري كه از مسعود اميني نوشتم افسوس ميخوريد و بغض ميكنيد يا نه؟ چند روز ديگه انتخاباته.دوباره بايد انتخاب كنيم.هممونم بهونه مياريم كه ما راي نميديم بعد كه اون كه دوستش نداريم راي مياره توپا رو شليك ميكنيم و حمله ميكنيم و....
به زعم_ من اتفاقا يكي از سالم ترين نوع انتخابات در دنياست. مشكل مردم ما هستن. اگه دقت كرده باشيم و چشمامون به جاي لنگ و پاچه هم يه كم به در و ديوار شهر بچرخه اينروزا سه تا بيلبورد اصلي انتخابات كه يكيش و البته بهترينش طراحيش از دوست خوبم سعيد هستش توو سراسر شهر نصب شده. رو اون بيلبورد يه جمله از هشمي رفسنجاني نوشته شده : اگر اكثريم مردم در انتخابات شركت نكنند..اقليت حاكم خواهند شد.
واقعا از خدا ميخوام همه مردم تا روز_ انتخابات يك بار هم كه شده اين جمله رو ببينند و بهش فكر كنند. اين حقيقتيه كه به قول اكثر مردم چهار ساله داره زجرشون ميده. نه عزيزم.دوره قبل نه خلافي صورت گرفت نه رايي خريده شد نه جابجا شد.تنها اتفاقي كه افتاد چند دستگي مردم بود كه آقاي دكتر_ ما ازش استفاده كامل برد و با اقليت آراء برنده انتخابات شد. احمدي نژاد در اصل آدم بدي نيست.آقاي دكتر_ ما فقط تئوريسين ناشي هستن.انساني كه فقط تئوري صادر ميكنه اما هيچ كدوم به عمل نميرسه. يه كمي هم ديوانگي رو چاشنيش كنيد.اين رو به دليل حرفهاي بزرگي كه ميزنه ميگم. يكيش وعده ي تقسيم سود نفت بين همه ي ملت. وعده اي كه هسته ي اوليه ي انقلاب بود وصد البته عملي نشد.اين حرف خيلي بزرگ رو از آقاي دكتر اگه شنيده باشيد حتما موافقيد اين يعني شليك كردن به خود. با اينكه از حالا خود_ من از انتخابم آقاي موسوي اطمينان دارم اما ميخوام تا روز اخر به حرفهاي همه ي كانديدا ها گوش كنم...تجزيه تحليل كنم...وبعد برگه راي رو بندازم توو صندوق. خدا كنه همه ي مردم همين كار رو بكنن و شركت كنن وراي بدن نه اينكه ممتنع باشن تا باز هم بلاي اقليتي سرمون بياد. اگه اكثريت مردم بيان و راي بدن ..هر كس انتخاب شه قابل احترامه چون اكثريت بهش راي دادن. راستي جمله ي آقاي رفسنجاني دو بار توو انتخابات هفتم و هشتم ثابت شد.زماني كه اكثريت خاتمي رو انتخاب كرد. حالا هم ميشه همون انتخابات رو تكرار كرد.
حالم خوبه.با تمام مشكلات حالم خوبه.كنار خورشيد گرم و خوشبختم هر چند اين همه فاصله بينمون باشه. بابا راست ميگه.همه چي به من و تلاشم بستگي داره.اگه مثبت باشه و تلاش كافي كنم ميرسم به خورشيد و دستاشو ميگيرم و ميشيم دو نفر. مامان هم وضع_ عموميش مثله قند و ضربان و فشار و ايناش خوبه اما همچنان بدون تكلم رو تخت_. توكلمون به خداست. فعلا درس و دانشگاه و يك دو سه پارسه رو پيش گرفتم.خدا بخواد اخر تابستون مدرك كاردانيمو ميگيرم. ميخوام كنكور سراسري هم قبول شم.بعد اون هم علاوه بر درس خوندن توو مقطع مقدس_ كارشناسي كار كنم.چون اصولا زندگي دو نفره تشكيلش پول ميخواد. خيلي برنامه ها واسه ايندم دارم.يعني آيندمون. و اما موسيقي.خيلي خوشحالم كه دوستام دارن كار ميكنن توو اين موسيقي و به زودي كارهاشون رو ميشنويد:كوروش سميعي/سعيد كريمي/مهسا سماواتي/و... اميدوارم و دعا ميكنم امسال سال من باشه.بعد از 5 سال ترانه نوشتن فكر كنم حقمه. البته بماند كه هنوز بهترين ترانمو ننوشتم. اميدوارم به همكاري با مهرداد نصرتي عزي/ساناز كريمي گل/افشين سياهپوش كه هميشه پشتم بوده. اگه بشه و به نتيجه برسه علاقه دارم به همكاري با دوست خوبم پورياحيدري. البته كار با شهياد هم هست. اين اخري و داداش افشينم قطعيه. نميدونم فقط دعا ميكنم و اميدوارم امسال مال من باشه و به كامم از همه ي اينها مهمتر رسيدنم به خورشيد.اگه هيچ همكاري نباشه و فقط به دو تا شدن برسم امسال واقعا سال من ميشه و به كامم. خيلي حرف زدم. فقط اينكه آلبومهاي خوبي در راهه.به اميد اونهام تا اين موسيقي رو يه تكوني بدن. اين زندگي نيست عشق من تنها سر كردن_ از روي اجباره شايد هنوز عشقي وسط باشه هر چند بوي كهنگي داره ميگن كه عشق كهنه شدش خوبه يعني عميقه ناب_ با ريشس اما يه فرقي داره عشق ما از روي عادتهاي هميشس ما خيلي وقته مرزو رد كرديم ما درد_همديگرو دوست داريم شبيه يه مرحم رو زخم هم رنگين كمون_ بعد_ رگباريم كي گفته بين ما تفاهم نيست وقتي كه درد مشترك داريم زخماي كهنمون فراوونه براي زخم هم نمك داريم گرماي عشق ما به حدي بود تموم خاطرات خوبمون سوخته اين زندگي شيرينه عشق من با چشم بسته با لب دوخته ما از روي عادت به هم وصليم از روي عادت پاي هم مونديم گرچه از اول از روي احساس كلي ترانه واسه هم خونديم من كه اسيرم تو كه پابندي به دوره كردن حروف درد تو عاشق رنگاي گرمي و من رو مدار رنگهاي سرد ما خيلي وقته مرزو رد كرديم ما درد_همديگرو دوست داريم شبيه يه مرحم رو زخم هم رنگين كمون_ بعد_ رگباريم اين زندگي نيست عشق من تنها سر كردن_ از روي اجباره شايد هنوز عشقي وسط باشه هر چند بوي كهنگي داره
|
||
تمامي حقوق متعلق به سازنده اثر مي باشد
كپي از مطالب وبلاگ تنها با ذكر نام منبع امكان پذاير است