تبليغاتX
مدار خورشید

واقعا از كجا شروع شد؟

سلسله ي اين همه مرگ رو ميگم.چند تا از رفيقام كه خبرنگار بودن و معصون سياسي مثلا

...ندا و خيلي هاي ديگه كه توو شلوغي ها حتي معصوميتشون گم شد اخرشم همه ي

كشته ها  گناه قتلش افتاد گردن مردم.

يكي از دوستامو كه اشاره شد كنار جسد دوستش پيدا كردن با يه چاقو كنارشون كه مثلا

توو دعوا همو كشتن و اون يكيم خودكشي كرده.

اين روزا چيزي كه نيست واقعيته.

بگذريم.از اينجا شروع شد و رسيد به پدر دوستم.دختر يكي از فاميلامون كه سكته كرد و...

و مادر خودم كه خب راحت شد.بعد از يك سال و نيم جنگيدن با بيماريش.اما خوشا به

حالش كه هم پاك_ پاك و معصوم رفت هم توو روز تولد حضرت علي كه عاشق حضرت

علي بود.

هنوزم گرمم.هنوزم حاليم نيست چي رو از دست دادم.چه فرصتاي طلايي رو كه ميتونستم

كنارش باشم.الان واسه ديدنش بايد برم بهشت زهرا آرمگاه خانوادگي1031 و كنار خاكش

فقط جاي خاليشو حس كنم.

نميدونم پسر خوبي بودم براش يا نه؟راضي از من از دنيا رفت يا...؟

دلم براش تنگ شده.اما زندگي همچنان ادامه داره.حداقل ميدونم خودش هم اگه بود همينو

ميگفت:زندگي ادامه داره.اما بدون مادر...

اردلان سرفراز جايي گفته:ترانه من بعد از پدرم شروع شد.

هميشه ميگفتم قبل اونم كه ترانه هاي عالي اي داره.اما حالا ميفهمم حرفشو.

مادرم از خونه از اين شهر و كشور و دنيا رفت.اما نشست توو ترانه هام.از اين به بعد

ردپاش توو ترانه هام هست.چه بخوام چه نخوام....

مادرم به همه ي آرزوهاش البته تا جايي كه من ميدونم رسيد و رفت جز دو تا: تموم شدن

درس من و رفتنم به مقاطع بالاتر.

ميخوام دي ماه توو روز تولدش هر دوي اينا رو بهش هديه بدم.

دلم...نه دلمون برات تنگ شده مامان.

مامان اگه بدوني خواهرام سنگ تموم گذاشتن.دوستام.

از همتون ممنونم.واقعا ممنونم.

مانيا دوباره برگشت.فكر ميكردم از برادرش دل كنده.اما برگشت.خوش اومدي خواهر خوبم.

از همه ممنونم:ساره/الهام/الناز/سپيده/فرانك/منصوره/نگار/و....

بعد از مادرم توو اين هفته دو تا خبر بد شنيدم: اول شهريار فريوسفي كه روحش شاد و لبريز از موسيقي.

و....عبدي يميني.دو بار ليست مسافر ها رو خوندم.اما نفهميدم.5شنبه رفتم كافه ماه

كه ميثم يوسفي شوكم كرد.عبدي يميني هم جزو سوخته هاي پرواز كاسپين بود.

به همين سادگي يه دنيا موسيقي و نوا رو از دست داديم.دلم از اين ميسوزه كه عبدي

يميني در داخل كشور بود و هممون غافل از چنين فردي كه جزو بهترينهاي پاپ اين مملكته.

خدايا ديگه بسه.ديگه مرگ بسه.انقدر مرگ ديديم اين چند هفته كه اشكمون خشك شده.

خدا همشون رو بيامرزه.اونا رفتن و راحتن و ما مونديم و جاي خالي اونا و زندگي كه

حالاحالا ها يقمونو چسبيده.

 

فعلا حرفم خشكيده.حرفم نمياد.تا شايد شادي باشه و رگ نوشتن بجوشه.

 

هوالباقي

دارم خاطرلتو مرور ميكنم دارم باز هوااتو نفس ميكشم

هنوز گرممو زخمم كهنه نيست روي_ جاي خاليت دس ميكشم

 

نميدونم اين مردي يا كه ترس نميذاره بغض گلوم بشكنه

با چشماي توو عكس به من زل زدي كه يعني ميدوني كه حق با منه

 

هنوز گيجم و مات و حيرت زده نميشه كه باور كنم نيستي

از امروز تكليف شب روشنه بايد اينو از بر كنم...نيستي

 

براي پدر..خواهر و هر كسي بايد من عصا باشم و تكيه گاه

بگو بعد تو دستمو كي وقتي زمين ميخورم ...مادرم..آه..آه

 

تو احساسمو تازه كردي به گل..به موسيقيو هر چي كه خوبيه

قسم ميخورم تا خلف باشم اما بدون كه بعد تو روحم چه آشوبيه

 

دعا كن كه راه گلوم وابشه كه اين بغض_ معصوم _ من بشكنه

يه دريا رو از من گرفته خدا داره ماهي_ كوچيكت بال و پر ميزنه

 

قسم ميخورم كم نيارم گلم قسم ميخورم آروم هق هق كنم

نبايد قدم تا بشه بعد تو نبايد  كه بي مادرم دق كنم

 

دارم خاطرلتو مرور ميكنم دارم باز هوااتو نفس ميكشم

هنوز گرممو زخمم كهنه نيست روي_ جاي خاليت دس ميكشم

 

 

 

 

 

 

+ ساعت 18:16 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

گلبانو 

+ ساعت 0:22 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

هر جا که او بود بهشت بود....

 

مراسم روز سوم مادر گلم روز پنجشنبه ۱۸/۴/۸۸ ساعت ۱۱ تا ۱۲:۳۰

در مسجد حجت ابن الحسن منعقد میباشد.

آدرس:انتهای خیابان سهروردی شمالی مسجد حجت ابن الحسن

+ ساعت 0:9 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

تمامي حقوق متعلق به سازنده اثر مي باشد

كپي از مطالب وبلاگ تنها با ذكر نام منبع امكان پذاير است