|
|
||
|
سلام.جمعه شب به روز میکنم فعلا یه کشفـ فوق العاده از شهیار قنبری میذارم
تا بفهمیم هممون ترانه تا کجا میتونه بره و میخکوب کنه شنوندشو: دلشوره های صدای پای ـ تو حتی حسادت به گربه های تو خوببببببب بهش فکر کنین.دیشب با علی سلیمانی کلی با این بند حال کردیمو حرف زدیم دربارش. اما ترانه ی این پست که بازم بهونش حضور بانویـ زندگیمه پس تقدیمش میکنم به مریم:
صبح توو چشای تو طلوع میکنه خدا به نام_ تو شروع میکنه شیطون اگه دست پیشو گرفته ترسیده و دستشو رو میکنه خورشیدی که از چشای تو تابید مرد_ تو باور میکنه عزیزم چیزیو که توو خوابشم نمیدید بودن_ با تو شده بود آرزو تا خود_ امشب که باهات روبرو نشستمو قلبمو رو میکنم برام از احساس_علاقت بگو شب یعنی تو باشی و نور_ ماهت شب یعنی من قدم قدم توو راهت بوسیدن_ دستای معصوم_ تو بوسیدن_ شیرینی_ نگاهت خدا هواتو داره که توو چشمات عسل گذاشته با یه برق_ جادو منو فرستاده که وصفت کنم سفارشم کرده که کامل بگو مدار_زندگی به دور_ خورشید خورشیدی که از چشای تو تابید مرد_ تو باور میکنه عزیزم چیزیو که توو خوابشم نمیدید
|
||
تمامي حقوق متعلق به سازنده اثر مي باشد
كپي از مطالب وبلاگ تنها با ذكر نام منبع امكان پذاير است