|
|
||
|
سلام.جمعه شب به روز میکنم فعلا یه کشفـ فوق العاده از شهیار قنبری میذارم
تا بفهمیم هممون ترانه تا کجا میتونه بره و میخکوب کنه شنوندشو: دلشوره های صدای پای ـ تو حتی حسادت به گربه های تو خوببببببب بهش فکر کنین.دیشب با علی سلیمانی کلی با این بند حال کردیمو حرف زدیم دربارش. اما ترانه ی این پست که بازم بهونش حضور بانویـ زندگیمه پس تقدیمش میکنم به مریم:
صبح توو چشای تو طلوع میکنه خدا به نام_ تو شروع میکنه شیطون اگه دست پیشو گرفته ترسیده و دستشو رو میکنه خورشیدی که از چشای تو تابید مرد_ تو باور میکنه عزیزم چیزیو که توو خوابشم نمیدید بودن_ با تو شده بود آرزو تا خود_ امشب که باهات روبرو نشستمو قلبمو رو میکنم برام از احساس_علاقت بگو شب یعنی تو باشی و نور_ ماهت شب یعنی من قدم قدم توو راهت بوسیدن_ دستای معصوم_ تو بوسیدن_ شیرینی_ نگاهت خدا هواتو داره که توو چشمات عسل گذاشته با یه برق_ جادو منو فرستاده که وصفت کنم سفارشم کرده که کامل بگو مدار_زندگی به دور_ خورشید خورشیدی که از چشای تو تابید مرد_ تو باور میکنه عزیزم چیزیو که توو خوابشم نمیدید
اينروزا از حواشي به دورم.سرگرم_ خودمم و زندگيم.سرگرم دلتنگي هاي مريم. دلم گرفته از اصرار بعضيا.كه ميخوان منم مثله اونا باشم.كه مردي و درست زندگي كردنو و زرنگي ديد_ بازتر به جنس مونث رو توو رابطه ي ..... ميدونن. محمد نميدوني پريروز با 630 دوستم رفته بوديم بيرون به 3نفر شماره داديم. خوب فلاني يعني....؟ نه بابا با هر سه تاشون رابطه ي....ميخوامو بعدم يه مدت باشيمو.... محمد هر كسي كه مال زندگي نيست.بايد انقدر تجربه كني تا هم ديدت تغيير كنه با ديد باز تر و بهتر به زندگي و به زنت نگاه كني هم بايد همكفرت باشه. اونوقت همكفري يعني پولدار خانواده ي متشخص همه چي تموم. حالا فلاني اگه زنت باكره نباشه چي؟ ببين محمد من ميخوام 30 32 سالگي ازدواج كنم يعني زنمم حد اقل 28 سالشه. يعني نبوده قبل از من با كسي؟بوده ديگه.
به همين سادگيه رابطه با يه دختر براشون.همينقدر جهانشون كوچيكه. به سرم زده با بعضيا فاز دوري و دوستي بگيرم. جهان من فرق داره.سه سال با داريئش ارجمند بودن فقط درس تئاتر نبود برام كه زندگي رو يادم داد.درست نگاه كردن به جنس مخالف.به زندگي زناشويي. ميگفت شيرزاد با كسي ازدواج كن كه مال توئه.آيينه ي تو.هر چند يه سري چيزاش دورم باشه از تو.اما ايينته. نميخواستم اينا رو اينجا بگم اما داشت به گلوم مرسيد از بس ريخته بودم توو خودم اين مدت. آره.بهترين راه همونه.دوري و دوستي. اينروزا بيشتر از هميشه دلتنگ مريمم.دلتنگ مامانم كه... امشب علي ايليا ميگفت:محمد به ايني كه هستي افتخار كن.تو خيلي خوبي.گور پدر بقيه.
منتظرم جواباي آخر كنكور بياد.دو تا انتخاب زدم اول اصفهان كه خدا كنه همينو قبول شم. دوميم مشهد.اصفهان كه باشم هم غريب نيستم با توجه به فاميل هم نزديك دلمم.
مشهدم حسنش اينه كه هر وقت دلتنگ بشم توو صحن ميشينمو ضامن آهو ضامن بغضم ميشه.ايشالله كه قبول شم.جاش چندان فرق نميكنه.اما خوب اصفهان بهتره. اون اول گفتم از حاشيه به دورم.كارام داره يكي يكي ختم به خير ميشه. كاري كه واسه مامان نوشتم رو ساناز كريمي ملوديشو زده و پوريا حيدريم تنظيم كرده. كاري كه با فرزاد مالي خواننده جوون كار اولي داشتم به مرحله ي ضبط وكال رسيده. احتمالا كار خوابم نميبره هم با صداي فرزاد همراه شه. كار قبليمم كه دست افشين سياهپوشه هنوز. شايد توو چند تا البوم كار اولي ديگه هم باشم. يه موقع به خاطر حرق و حديثها راجع به روزبه بماني فكراي غلط ميكردم اما الان يكي از حامياي اصليمه روزبه.همينجا ميگم به خاطر دلگرميات ممنون روزبه. بابك صحرايي براي من بيشتر از يك حامي و يه برادره بزرگتره.بابك معلمه براي من. افشين سياهپوش هم همينطور.از جفتشون ممنونم.واقعا ممنونم. اما مريم.بهونه نوشتنم.همراه هر لحظم.اينروزا دلتنگياش داره دغدغه ي يه ترانه ميشه كه وقتي شكل بگيره يكي از بهترين كارام ميشه.ميدونم بيتابي.گريه هاتو بغضو دلتنگياتو حس ميكنم.ازت ممنونم هميشگي ترينم و عذر ميخوام كه دورم از تو و شبات و دلت. مامان نرفته.نشسته توو ترانه هام.غم نبودش توو همه ي كارام هست. بابا اينروزا خيلي حرس منو ميخوره.حقم داره.بايد به سرانجام برسم تا خيالش راحت شه. دوستتونننننننننننننننننننننن دارممممممممممممممممم
دو سه تا كار ميذارم كه همشون تقديمين.به سه تا دوست.:
براي علي ايليا.كه مردونگي رفتارشو ستايش ميكنم با اينكه ميدونم رفيق خوبي نبودم براش
شناسنامه برای من با اسمت معنی میگیره
*درست كلمه سه جل هست.
براي خواهر خوبم نيلوفر كوليوند كه كم گذاشتم توو برادريم براش....
كاشكي ميفهميدي من تو رو ميفهمم حتي وقتي از من فاصله ميگيري توو خودت ميريزي بغض و درد و با هم بگو چند وقت ميشه تووي برزخ گيري
تو فقط يك لحظه زل بزن توو چشمام تا من از چشم_ تو به دلت پل بزنم با همه حرف بزن منو انكارم كن دست_ آخر اما تكيه گاه_ تو منم
شونمو باور كن گريه كن راحت شي منو محرم كن با لحظه ي دلتنگيت صخره اي و محكم ولي من رودم كه راهشو وا ميكنه سمت_قلب_ سنگيت
نه كه سنگي باشي تو مثه دريايي بي نهايت زيبا بي نهايت آبي مثله موجي آروم انعكاس خورشيد تو داري از پايين به هوا ميتابي
فقط اين حس منه كه تو طردم كردي ديگه محرم نيستم با تو و بيتابيت شايدم تقصير از منه كه دور شدم مدتي از تو از گونه ي سرخابيت
دوس دارم برگردم باز كنارت باشم اگه فرصت بدي و تكيه گاهت باشم شونمو باور كن گريه كن راحت شي به خدا ميتونم كه پناهت باشم
و براي سحر خداپرست كه هم همصحبت بي نظيريه هم همسايه ي مهربون:
تو مثله يه كوهي دلت شيشه اي نبايد بريزي به هر تيشه اي كنارت ميمونم شبو رد كني آره تو همون كوه هميشه اي
سحر دور نيست از تو و لحظه هات بايد عشق تووي نگات گل كنه بهت نزديك_ اينده اي كه عشقت بياد دستشو پل كنه
بياد دستشو پل كنه سمت تو به سمت يه دنيا كه خوشبختيه تحمل كن و كم نيار تا سحر ميدونم برات روزاي سختيه
كنارت منم مثله سنگ صبور همه گريه هاتو رو شونم بريز منم مثله تو تو هم مثله من حياي لباتو روو گونم بريز
ميگن وقتي كه يك نفر عاشقه توو چشماش خورشيد طلوع ميكنه خدا نازشو ميكشه هر شبو يه دنياي خوبو شروع ميكنه
شروع ميكنه توو دل_عشق تو واسه موندن تو جا وا ميكنه تو بايد كه خوشبختيو حس كني خدا واسه ي تو دعا ميكنه
دست آخر اما بهونه ي نوشتنم مريمم كه دوستش دارم انقدر كه....
چشماتو ببند..واكن دنيات عوض ميشه خوشبختي ما مثل_ رقص_سرخ_ اتيشه
چشماتو كه واكردي چشمامو تماشا كن تا رود شدم بعدش آغوشتو دريا كن
آينده همين حالاست ديروز فقط درده ديروز پر از بغض و دلتنگي اين مرده
لبخند بزن خونه روشن تر از اين ميشه اين محله اين كوچه خورشيد_ زمين ميشه
تا وقتي همو داريم زندگي چه اسونه سختي ما رو ميسازه با ارامش_ اين خونه
خوشبختي ما مثله رقص_ سرخ_ آتيشه چشماتو به روم واكن دنيات عوض ميشه
خيلي ميخوامت هميشگي ترينم.خورشيد مهربونم....
هر شب توو روياي خودم آغوشتو تن ميكنم آينده ي اين خونه رو با شمع روشن ميكنم (روزبه بمانی)
بايد 23 يا 24 مرداد به روز ميكردم.اما گفتم نذارم دلتنگيام روحيه خش دارم و... روز تولدتو خراب كنه. 25 مرداد.يادت مياد اوايل_ اشناييمون؟دو بار اشتباه گفتم روز_ تولدتو. چه قدر خاطره شد اونروزا.اما ديگه يادم موند. يادم موند كه يكي از آخرين روزاي مرداد ماه كه گرماشو از تو ميگيره روز مهمي يا بهتر بگم يكي از مهمترين روزاي زندگي منه. توو اين روز دختري متولد شد توو سال 62 كه 24 سال بعد شد همه چيز_ من. شد همه اميد و ارزوم.شد ايندم.شد... من و تو كلي آرزو داريم مريم.كلي برنامه داريم واسه اينده. هفته پيش حال روحيم خوب نبود.دستم به نوشتن به مثبت نوشتن نميرفت. اما ديروز كه يه قدم به بدست اوردنت/داشتنت و با تو بودن نزديك شدم تمام وجودم خوشحالي بود و شد.
مجاز شدم واسه انتخاب شهر توو كنكور سراسري كارداني به كارشناسي. حالا فقط دو قدم تا خواستگاري و داشتنت مونده. اولي تموم شدن كاردانيمه كه تا آذر تمومش ميكنم.دومي كار.
ديروز وقتي خبر رو دادم بهت.وقتي خوشحاليتو ديدم واقعيت بگم مريم واسه اولين بار به خودم افتخار كردم. حالا هم مامان ازم راضيه هم تو خوشحالي. راستي چه خبرا بود روز تولدت؟ ميدوني چه قدررررررررررررر دلم ميخواست كنارت باشم.بغلت كنم و بهت تبريك بگم. حالا درست يك سال و نيمه كه با هميم. شريك_ همه چيز_ هم. شب تولدت يعني شب قبل از تولدت براي كادو يه ترانه نوشتم.گرچه دو تا كادو ازم طلب داري. نميتونم بگم اين حس خوبو نميدونم با چي اندازه ميشه همين كه تا به ياد_ تو ميافتم تموم روح و جونم تازه ميشه
هنوز دلتنگيا رو ميشه رد كرد با يه احوالپرسي گر چه ساده همين كه من بفهمم خوبي بسه علاقم به تو و خونه زياده
جدايي سخته باور كن عزيزم اگه حتي كم و ناچيز باشه چه حالي ميشم اونوقتي كه دستات به دستگيره ي در آويز باشه
همين امشب همه حرفامو ميگم همه دلتنگيامو شاديامو تموم زندگيم خلاصه ميشه تو شادي شب تولد تو
درست چند سال قبل از اين شبي بود كه چشما ت رو به اين اينده وا شد درست چند سال بعد از اون همين شب براي_ ما شروع ماجرا شد
من انقد بد دچار_ تو شدم كه نفهميدم گرفتار من هستي شب اول نخوابيدم ببينم تو رو لحظه اي كه چشماتو بستي
همين امشب همه حرفامو ميگم همه دلتنگيامو شاديامو تموم زندگيمون مثل_ امشب همه شبها شب_ تولد تو
دوست دارم.نه به خاطر اينكه قراره شريكم باشي/نه به خاطر اينكه همه جوره كنارمي نه به خاطر اينكه براي بودن با من ايثار كردي/نه به خاطرر.... چون لياقت عشق و علاقه و دوست داشتنو داري.
تولدت مباركككككككككككككككككك مهمترين روز زندگي_ من مبارككككككككك مريم ترينمممممممم
عمريست لبخند هاي لاغر خود را در دل ذخيره ميكنم: باشد براي روز_ مبادا
هر روز بي تو روز_ مباداست...
چند روزه كه اين كار دكتر امين پور ورد زبونم شده.و اين غزلش
به يادت داغ بر دل مينشانم ز ديده خون به دامن ميفشانم چو ني گر نالم از سوز جدايي نيستان را به آتش ميكشانم
تا بود زندگي بود.از وقتي نيست تموم زندگيم شده خاطره هاش. نه خوبم نه بد.هستم.فقط يه اميد زنده نگهم داشته.رسيدن به مريم و بر آورده كردن آرزوي مادر:درسم و پيشرفتم. تظاهر اصولا كار سختيه.اما گاهي مجبوري باهاش سر كني. تظاهر به اينكه خوبي.نه به خاطر_ فرار از واقعيت .نه. به خاطر اينكه همينكه خودت غمگيني بسه.لزومي نداره كساي ديگرم غمگين كني. اينروزا همبستري با بهترين فاحشه ي دنيا رو تجربه ميكنم:تنهايي. تنهايي چه بخوام چه نخوام تا وقتي به مريم برسم كنارمه. با من ميخوابه.با من پا ميشه.با من شير و پنير و تخم مرغ ميخوره. از زندگي عقبم.خيلي. بابا...بابا...بابا.اينروزا بيشتر از همه چي به فكر بابام.از اين به بعد ميخواد چه كنه؟ من بايد براش چي كار كنم؟خدايا كمكم كن.به روش نمياره اما خداوند خونمون..بابام از توو فرو ريخته اما به روي خودش نمياره. كاش پيشم بودي مريم.هيچكس محرمتر از تو نيست تا يه دل سير سرمو بذارم روو زانوشو..آآآآيييييي گريه كنم.آي گريه كنم. دلم برات تنگ شده.دروغ چرا؟ براي مامن و تو.براي مامان كه ديگه نيست.براي تو كه ازم دوري.اندازه ي تنهايي برج ميلاد و قلعه ي فلك الافلاك. مريم به خداوندي خدا به اسمت قسم اصلا حال و روزم روبه راه نيست. هر روز ميشينم و به موسيقي هاي مختلف گوش ميدم...ترانه مينويسم. اما باز راضيم نميكنه هيچ چي.
به فردا دلخوشم شايد كه با فردا طلوع_ صبح خوشبختي_ من باشه شبو با ياد_ تنهايي_ من سر كن شايد فردا روز_ عاشق شدن باشه
همه نصيحتم ميكنن.محمدرضا مراقب باش.هم كفري و سطح_... ومحمدرضا هميشه يكي بهتر از اين يكي هستاااااا... محمدرضا تو چه قدر خري.لازم نيست فقط با يك نفر باشي.تو چون اين اولين نفريه كه باهاته چون تجربه نداري.... من متر و معيارم فرق ميكنه.اما زندگيرم خوب ميشناسم.اگه نميگم به همه چي فكر كردم و ميكنم/همه چيو ميسنجم/اگه نميگم از جنگ مدام_ عقل و احساسم دلل بر اين نيست كه دارم از رو بي تجربگي واحساسات تصميم ميگيرم. حرف بزنين/كمك بدين اما نمك نپاشين روي زخم.استخون خورد نكنين. الغرض.دلم تنگ شده برات مريم.براي مامان. خدايا ميدونم همه ي اينا امتحان_.رفتن مامان...دوريم از مريم...آماج حرف شدن...و... به خودت قسمت ميدم كمكم كن سربلند از اين امتحان بيام بيرون. بهم قدرت و اراده بده. آمينننن.
مامان رفت.رفت و نشست توو ترانه هام.
جهانمو ببين هم رنگ_ غم شده از گود_ زندگيم يه چيزي كم شده هي دوره ميكنم كه كوه بودمو اما بدون_ تو اين كوه خم شده
نه خوبم و نه بد آروم و گوشه گير امشب بيا به خواب دست_ منو بگير من تكيه گاه تو بي تكيه هاي تو من حد فاصل_ دريام با كوير
راضيم نميكنه عشق و شب و اطاق توو فكر ميرمو زل ميزنم به تاق هي شير و كيك و هي غذاي حاضري تهمونده ي غذا گنديده رو اجاق
روزا رو بي هدف هي پرسه ميزنم توو آرزوي اون روزاي روشنم يه عنكبوت پير من طعمه ي خودم دور خودم يه جا هي تار ميتنم
جهانمو ببين كمرنگ و سوت و كور من با تو صادقم توو دام_ بوف كور هنوز رو پاممو زمين نميخورم هر چند زندگي شده شبيه گور
درسته زندگي ادامه داره و آسوني هس ولي سختي ميباره و من تووي زندگي معلقم ولي ميگن جهانمون جاي گذاره و
جهانمو ببين هم رنگ_ غم شده از گود_ زندگيم يه چيزي كم شده هي دوره ميكنم كه كوه بودمو اما بدون_ تو اين كوه خم شده
و اینکه ماجراهای علی ایلیا و کافه دیدارش قلقلکم داد تا این ترانه رو بگم: شناسنامه برای من با اسمت معنی میگیره
علی من عشقتو ندیدم اما از ته چشمات و ته حرفات حستو میفهمم.من عشقو میفهمم.
والسلامممم
واقعا از كجا شروع شد؟ سلسله ي اين همه مرگ رو ميگم.چند تا از رفيقام كه خبرنگار بودن و معصون سياسي مثلا ...ندا و خيلي هاي ديگه كه توو شلوغي ها حتي معصوميتشون گم شد اخرشم همه ي كشته ها گناه قتلش افتاد گردن مردم. يكي از دوستامو كه اشاره شد كنار جسد دوستش پيدا كردن با يه چاقو كنارشون كه مثلا توو دعوا همو كشتن و اون يكيم خودكشي كرده. اين روزا چيزي كه نيست واقعيته. بگذريم.از اينجا شروع شد و رسيد به پدر دوستم.دختر يكي از فاميلامون كه سكته كرد و... و مادر خودم كه خب راحت شد.بعد از يك سال و نيم جنگيدن با بيماريش.اما خوشا به حالش كه هم پاك_ پاك و معصوم رفت هم توو روز تولد حضرت علي كه عاشق حضرت علي بود. هنوزم گرمم.هنوزم حاليم نيست چي رو از دست دادم.چه فرصتاي طلايي رو كه ميتونستم كنارش باشم.الان واسه ديدنش بايد برم بهشت زهرا آرمگاه خانوادگي1031 و كنار خاكش فقط جاي خاليشو حس كنم. نميدونم پسر خوبي بودم براش يا نه؟راضي از من از دنيا رفت يا...؟ دلم براش تنگ شده.اما زندگي همچنان ادامه داره.حداقل ميدونم خودش هم اگه بود همينو ميگفت:زندگي ادامه داره.اما بدون مادر... اردلان سرفراز جايي گفته:ترانه من بعد از پدرم شروع شد. هميشه ميگفتم قبل اونم كه ترانه هاي عالي اي داره.اما حالا ميفهمم حرفشو. مادرم از خونه از اين شهر و كشور و دنيا رفت.اما نشست توو ترانه هام.از اين به بعد ردپاش توو ترانه هام هست.چه بخوام چه نخوام.... مادرم به همه ي آرزوهاش البته تا جايي كه من ميدونم رسيد و رفت جز دو تا: تموم شدن درس من و رفتنم به مقاطع بالاتر. ميخوام دي ماه توو روز تولدش هر دوي اينا رو بهش هديه بدم. دلم...نه دلمون برات تنگ شده مامان. مامان اگه بدوني خواهرام سنگ تموم گذاشتن.دوستام. از همتون ممنونم.واقعا ممنونم. مانيا دوباره برگشت.فكر ميكردم از برادرش دل كنده.اما برگشت.خوش اومدي خواهر خوبم. از همه ممنونم:ساره/الهام/الناز/سپيده/فرانك/منصوره/نگار/و.... بعد از مادرم توو اين هفته دو تا خبر بد شنيدم: اول شهريار فريوسفي كه روحش شاد و لبريز از موسيقي. و....عبدي يميني.دو بار ليست مسافر ها رو خوندم.اما نفهميدم.5شنبه رفتم كافه ماه كه ميثم يوسفي شوكم كرد.عبدي يميني هم جزو سوخته هاي پرواز كاسپين بود. به همين سادگي يه دنيا موسيقي و نوا رو از دست داديم.دلم از اين ميسوزه كه عبدي يميني در داخل كشور بود و هممون غافل از چنين فردي كه جزو بهترينهاي پاپ اين مملكته. خدايا ديگه بسه.ديگه مرگ بسه.انقدر مرگ ديديم اين چند هفته كه اشكمون خشك شده. خدا همشون رو بيامرزه.اونا رفتن و راحتن و ما مونديم و جاي خالي اونا و زندگي كه حالاحالا ها يقمونو چسبيده.
فعلا حرفم خشكيده.حرفم نمياد.تا شايد شادي باشه و رگ نوشتن بجوشه.
هوالباقي دارم خاطرلتو مرور ميكنم دارم باز هوااتو نفس ميكشم هنوز گرممو زخمم كهنه نيست روي_ جاي خاليت دس ميكشم
نميدونم اين مردي يا كه ترس نميذاره بغض گلوم بشكنه با چشماي توو عكس به من زل زدي كه يعني ميدوني كه حق با منه
هنوز گيجم و مات و حيرت زده نميشه كه باور كنم نيستي از امروز تكليف شب روشنه بايد اينو از بر كنم...نيستي
براي پدر..خواهر و هر كسي بايد من عصا باشم و تكيه گاه بگو بعد تو دستمو كي وقتي زمين ميخورم ...مادرم..آه..آه
تو احساسمو تازه كردي به گل..به موسيقيو هر چي كه خوبيه قسم ميخورم تا خلف باشم اما بدون كه بعد تو روحم چه آشوبيه
دعا كن كه راه گلوم وابشه كه اين بغض_ معصوم _ من بشكنه يه دريا رو از من گرفته خدا داره ماهي_ كوچيكت بال و پر ميزنه
قسم ميخورم كم نيارم گلم قسم ميخورم آروم هق هق كنم نبايد قدم تا بشه بعد تو نبايد كه بي مادرم دق كنم
دارم خاطرلتو مرور ميكنم دارم باز هوااتو نفس ميكشم هنوز گرممو زخمم كهنه نيست روي_ جاي خاليت دس ميكشم
هر جا که او بود بهشت بود....
مراسم روز سوم مادر گلم روز پنجشنبه ۱۸/۴/۸۸ ساعت ۱۱ تا ۱۲:۳۰ در مسجد حجت ابن الحسن منعقد میباشد. آدرس:انتهای خیابان سهروردی شمالی مسجد حجت ابن الحسن
روزاي روشن خداحافظ سرزمين_ من خداحافظ روزاي خوبت بگو كجا رفت؟ توو قصه ها رفت يا از اينجا رفت؟
انگار كه اينجا هيچكي زنده نيست گريه فراوون وقت_ خنده نيست گونه ها خيسه..دلا پاييزه بارون_ قحطي از ابر ميريزه
همه عذادار سر به گريبون مردا سر_دار زنا توو زندون انگار كه شبه هر روز_ هفته از هر خونه اي عزيزي رفته
همه با هم قهر همه از هم دور روزا مثل_ شب شبا سوت و كور نه توو آسمون نه رو زمينيم انگار كه خوابيم كابوس ميبينيم
نوبت ميگيريم گيج و بي هدف واسه مردن هم بايد رفت تو صف روزها و شبا اين جور ميگذرن هر جا كه بخوان ما رو ميبيرن
آخه تا به كي آروم بشينيم حسرت بكشيم گريه ببينيم اي زن_ تنها مرد_ آواره وطن دل_ توست شده صد پاره
پاشو كاري كن فكر چاره باش فكر_ اين دل_ پاره پاره باش
اردلان سرفراز
نميدونم بايد چي بگم؟يا چه كنم؟
حالا كه ديديم بدي رو دوست داريم اولي رو چه ملتي شديم ما هر دفعه با يه رنگي رنگ_ يكي شديم ما هر دفعه با يه اميد سپر بلاي يكي سنگ يكي شديم ما
فكر ميكنيم زرنگيم لحظه اي صد تا رنگيم توو شيشه ي خودي ها هزار تا قلوه سنگيم
نور_ دو تا چشامون عزيزترين كسامون مردن و ما هنوزم با همديگه ميجنگيم
ديدي سرمون چي اومد بد رفت و بدتر اومد حالا كه ديديم بدي رو دوست داريم اولي رو
ولي حالا اون تو ابراست زنده و مردش تنهاست ازش يه شازده مونده اونم هنوز توو دعواست
تكليف_ ما چي ميشه اينكه رسمش نميشه هر دفعه پاي يكي قرعه به نام_ مردم لاتاري دوباره پوچه ميريزنمون توو كوچه
باز از سر_ نو از سر يكي به اسم سرور بدتر از پيش و بدتر
مسعود اميني
سلام. نميدونم شمام مثله من با كاري كه از مسعود اميني نوشتم افسوس ميخوريد و بغض ميكنيد يا نه؟ چند روز ديگه انتخاباته.دوباره بايد انتخاب كنيم.هممونم بهونه مياريم كه ما راي نميديم بعد كه اون كه دوستش نداريم راي مياره توپا رو شليك ميكنيم و حمله ميكنيم و....
به زعم_ من اتفاقا يكي از سالم ترين نوع انتخابات در دنياست. مشكل مردم ما هستن. اگه دقت كرده باشيم و چشمامون به جاي لنگ و پاچه هم يه كم به در و ديوار شهر بچرخه اينروزا سه تا بيلبورد اصلي انتخابات كه يكيش و البته بهترينش طراحيش از دوست خوبم سعيد هستش توو سراسر شهر نصب شده. رو اون بيلبورد يه جمله از هشمي رفسنجاني نوشته شده : اگر اكثريم مردم در انتخابات شركت نكنند..اقليت حاكم خواهند شد.
واقعا از خدا ميخوام همه مردم تا روز_ انتخابات يك بار هم كه شده اين جمله رو ببينند و بهش فكر كنند. اين حقيقتيه كه به قول اكثر مردم چهار ساله داره زجرشون ميده. نه عزيزم.دوره قبل نه خلافي صورت گرفت نه رايي خريده شد نه جابجا شد.تنها اتفاقي كه افتاد چند دستگي مردم بود كه آقاي دكتر_ ما ازش استفاده كامل برد و با اقليت آراء برنده انتخابات شد. احمدي نژاد در اصل آدم بدي نيست.آقاي دكتر_ ما فقط تئوريسين ناشي هستن.انساني كه فقط تئوري صادر ميكنه اما هيچ كدوم به عمل نميرسه. يه كمي هم ديوانگي رو چاشنيش كنيد.اين رو به دليل حرفهاي بزرگي كه ميزنه ميگم. يكيش وعده ي تقسيم سود نفت بين همه ي ملت. وعده اي كه هسته ي اوليه ي انقلاب بود وصد البته عملي نشد.اين حرف خيلي بزرگ رو از آقاي دكتر اگه شنيده باشيد حتما موافقيد اين يعني شليك كردن به خود. با اينكه از حالا خود_ من از انتخابم آقاي موسوي اطمينان دارم اما ميخوام تا روز اخر به حرفهاي همه ي كانديدا ها گوش كنم...تجزيه تحليل كنم...وبعد برگه راي رو بندازم توو صندوق. خدا كنه همه ي مردم همين كار رو بكنن و شركت كنن وراي بدن نه اينكه ممتنع باشن تا باز هم بلاي اقليتي سرمون بياد. اگه اكثريت مردم بيان و راي بدن ..هر كس انتخاب شه قابل احترامه چون اكثريت بهش راي دادن. راستي جمله ي آقاي رفسنجاني دو بار توو انتخابات هفتم و هشتم ثابت شد.زماني كه اكثريت خاتمي رو انتخاب كرد. حالا هم ميشه همون انتخابات رو تكرار كرد.
حالم خوبه.با تمام مشكلات حالم خوبه.كنار خورشيد گرم و خوشبختم هر چند اين همه فاصله بينمون باشه. بابا راست ميگه.همه چي به من و تلاشم بستگي داره.اگه مثبت باشه و تلاش كافي كنم ميرسم به خورشيد و دستاشو ميگيرم و ميشيم دو نفر. مامان هم وضع_ عموميش مثله قند و ضربان و فشار و ايناش خوبه اما همچنان بدون تكلم رو تخت_. توكلمون به خداست. فعلا درس و دانشگاه و يك دو سه پارسه رو پيش گرفتم.خدا بخواد اخر تابستون مدرك كاردانيمو ميگيرم. ميخوام كنكور سراسري هم قبول شم.بعد اون هم علاوه بر درس خوندن توو مقطع مقدس_ كارشناسي كار كنم.چون اصولا زندگي دو نفره تشكيلش پول ميخواد. خيلي برنامه ها واسه ايندم دارم.يعني آيندمون. و اما موسيقي.خيلي خوشحالم كه دوستام دارن كار ميكنن توو اين موسيقي و به زودي كارهاشون رو ميشنويد:كوروش سميعي/سعيد كريمي/مهسا سماواتي/و... اميدوارم و دعا ميكنم امسال سال من باشه.بعد از 5 سال ترانه نوشتن فكر كنم حقمه. البته بماند كه هنوز بهترين ترانمو ننوشتم. اميدوارم به همكاري با مهرداد نصرتي عزي/ساناز كريمي گل/افشين سياهپوش كه هميشه پشتم بوده. اگه بشه و به نتيجه برسه علاقه دارم به همكاري با دوست خوبم پورياحيدري. البته كار با شهياد هم هست. اين اخري و داداش افشينم قطعيه. نميدونم فقط دعا ميكنم و اميدوارم امسال مال من باشه و به كامم از همه ي اينها مهمتر رسيدنم به خورشيد.اگه هيچ همكاري نباشه و فقط به دو تا شدن برسم امسال واقعا سال من ميشه و به كامم. خيلي حرف زدم. فقط اينكه آلبومهاي خوبي در راهه.به اميد اونهام تا اين موسيقي رو يه تكوني بدن. اين زندگي نيست عشق من تنها سر كردن_ از روي اجباره شايد هنوز عشقي وسط باشه هر چند بوي كهنگي داره ميگن كه عشق كهنه شدش خوبه يعني عميقه ناب_ با ريشس اما يه فرقي داره عشق ما از روي عادتهاي هميشس ما خيلي وقته مرزو رد كرديم ما درد_همديگرو دوست داريم شبيه يه مرحم رو زخم هم رنگين كمون_ بعد_ رگباريم كي گفته بين ما تفاهم نيست وقتي كه درد مشترك داريم زخماي كهنمون فراوونه براي زخم هم نمك داريم گرماي عشق ما به حدي بود تموم خاطرات خوبمون سوخته اين زندگي شيرينه عشق من با چشم بسته با لب دوخته ما از روي عادت به هم وصليم از روي عادت پاي هم مونديم گرچه از اول از روي احساس كلي ترانه واسه هم خونديم من كه اسيرم تو كه پابندي به دوره كردن حروف درد تو عاشق رنگاي گرمي و من رو مدار رنگهاي سرد ما خيلي وقته مرزو رد كرديم ما درد_همديگرو دوست داريم شبيه يه مرحم رو زخم هم رنگين كمون_ بعد_ رگباريم اين زندگي نيست عشق من تنها سر كردن_ از روي اجباره شايد هنوز عشقي وسط باشه هر چند بوي كهنگي داره
وبلاگ دومم روی سن به روز شد.اینجا هم همین یکی دو روزه با کلی حرف به روز میشه.
فعلا به روی سن برید و نظر بدید.نقد و بچسبید تا نسیه بیاد.
سلام. همه چيز سر جاشه.من ...كسيم كه هميشه از تو مينويسه. يه دوست ازم خواست ديگه ازت اسمي نيارم.يعني اسمتو ننويسم جاش يه لقب بنويسم. چه لقبي بهتر از خورشيد. يك سال گذشت.منو تو هم با سال نو آشناييمونو جشن ميگيريم خورشيد. شب از مهتاب سر ميره تمام ماه توو ابه شبيه عكس_ يك روياست تو خوابيدي جهان خوابه
دوست دارم.چون كنارت خوبم.حالم خوبه.خستگيم سر جاشه كماكان.اما در كل خوبم. سال آينده به لطف شهياد شايد سال من باشه.البته باز... همينطور يه كار واگذار شده با ملودي زيباي ساناز كريمي عزيزم.به لطف داداشيم افشين سياهپوش. دو نفر واسه ورود من به عرصه ي موسيقي_ حرفه اي خيلي زحمت كشيدن:بابك صحرايي وافشين سياهپوش. نميدونم كيا ازم دلخورن اما هر كي هست ديگه توو اين سال جديد حلالم كنه.دوست دارم خوب باشم.مثبت.به درد بخور. دارم تلاش خودمو ميكنم.يه اتفاق بزرگ اگه خدا بخواد توو موسيقي قراره برام بيفته كه به اقتصاد آمريكا و بي پولياش مربوطه.اگه اونور همه چي درست شه ايشالا خبرشو بهتون ميدم. مادر هم فعلا مثل قبله.يه لوله كه بهش ميگن سون معده از بينيش تا معدش رفته.از طريق همين لوله غذا ميخوره.تكلمش سخت شده بهتره بگم به زور.اما در كل حال جسميش بد نيست.همين كه هست و سايش بالاسرمونه نعمته.
امسال خواهراي خوبي پيدا كردم:پگاه..منصوره و... همشونو دوست دارم و هر كاري ازم بر بياد براشون انجام ميدم. نميدونم اما حس ميكنم قضاوت درباره ي آدما سخت شده.پيشت يه جورن و از بالا نگات ميكنن و...بيخيال. شب قبل رفتيم كنسرت احسان خواجه اميري.بالاخره يكم از بي حوصليگيهام جبران شد. الحق كه خوب اجرا ميكنه روي استيج.خيلي دوست دارم با احسان همكاري داشته باشم. اما.....اما... خورشيدم اين روزا داري مرد بي حوصله ي كسلت رو با عشق همراهي ميكني. ازت ممنونم.واقعا ممنونم.نميدونم چه طور جبران كنم.سال ديگه اگه خدا بخواد سال ماست. سال_ بهم رسيدنمون.سال شروع_ يه زندگي. پس: دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارمممممممممممممممم
عيده و گربه ها دارن خواب ميبينن ماهي شدن....
عيدتون مباركككككككككككككككككككككككككككك
مردونه
بگير دستاتو از دستام كه راهي جز گذشتن نيست حواس_ هيچكي اينجا به خرابي _ دل من من نيست
بگير دستاتو از دستام نذار پاسوز_ من باشي تو حقت نيست زندوني تووي_ امروز_ من باشي
آره ميگذره امروزم ولي بي تو.... دور از تو با اين ديوونه گي سخته اگر ميخواي ازم رد شو
اگه حتي توو تقديرت كس_ ديگه اي جز من نيست ازم ردشو كه حق_ تو توو اين خونه شكستن نيست
ديگه عادت شده واسم فقط صداي تو باشه توو اين خونه نباشي و فقط هواي تو باشه
تووي فكرم تووي رگهام توو هر گوشه ي اين خونه تو هستي و ولي بازم يه جاي خالي ميمونه
قرار اين بود يه مرد باشه كه شونش تكيه گاه باشه كه دستاش سقف اين خونه تنش هم سرپناه باشه
همين روزاست خم ميشم با كوه_ غم روي شونم چه جوري تكيه گاهت شم؟مني كه سرد و داغونم
اميد_ من به فردا نيست منو دلخوش نكن ردشو تو بيش از وسع_ من خوبي از اين لحظه بيا بد شو
بگير دستاتو از دستام كه راهي جز بريدن نيست اگه حتي توو تقديرت كس_ ديگه اي جز من نيست
ملودي:ساناز كريمي ترانه محمدرضا شيرزاد
سلام.خيلي وقت بود ميخواستم به روز كنم.دل و دماغشو نداشتم.يه اشتباهم كردم كه برام گرون تموم شد.يعني چند تا اشتباه.که تو همین پست اضافش میکنم مطلب رو آدم بايد اشتباه كنه تا ياد بگيره.اين قانون طبيعته.اما خوش به حال اونايي كه درس ميگيرن و درست زندگي ميكنن و دوست داشتنين.
سلام مريمم.نميدوني از اينكه فردا تهراني چه قدر خوشحالم.در مورد تو هم دچار اشتباهاتي شدم كه رنجوندمت.ازت عذر ميخوام خانومي.از اينكه با اشتباهاتم رنجوندمت از اينكه مرد پر اشتباهي هستم و با اينحال هميشه بخشيدي و خنديدي. دلم برات تنگ شده.خورشيد من تويي مريم من تويي.هم سقف آيندم تويي. قول ميدم سال ديگه كارشناسي رو بزنم توو گوشش و قبول شم.با يه كار خوب و بعد....
دلم برات تنگ شده. دو تا كار ميزارم. يكي رو شب ولنتاين گفتم بعد از يك ماه و نيم و اون يكي هم براي آوازه و يه كارم براي اينكه دير اپديت كردم. دوستتون دارم.
هميشه مغلوب تو ميشه قلبم هميشه مغلوب تو ميشه مريم
نسل حوا فرشتگيشون تويي آدم نميشن ولي نسل آدم
نسلي كه هي دچار اشتباهه دچار بخششاي عاشقانه
انقدر از خودش خجالت كشيد تا برسه به اول ترانه
مريم اگه حال منو بپرسي بايد بگم دوري_تو عذابه
به زور_ قرص و عكسي كه تو دادي مرد_ تو اروم اين شبا ميخوابه
ببخش اگه يه وقتايي نخواسته باعث رنجش تو ميشه كارم
وقتي ميبخشي منو باز دوباره هواي_ خوب_زندگي رو دارم
معجزه يعني اونور خط تويي درست توو لحظه هايي كه خرابم
مثل_ يه بچه مو صدات لالايي ميخوام كنار فكر_ تو بخوابم
هميشه مغلوب تو ميشه قلبم هميشه هر دقيقه نه كه هر دم
نسل حوا فرشته كم نداره اما كدوم فرشته ميشه مريممممم؟
تقدیم به آواز مهدی پور.آواز داداشی
از شباي بي منت برام بگو لحظه هايي كه هميشه پرپري از تموم لحظه هاي پر بغض از شباي ممتد دربدري
از شباي بي منت برام بگو كه پر از دلهره و مرددي بگو از شبايي كه توو گريه هات تنهايي اسم_ منو صدا زدي
يه شبايي تن من ميلرزيد شونه هاي خيسمو ميديدم حس ميكردم يه نفر داغونه...اما كي؟كجا؟نميفهميدم
اگه فاصله ميون ما نبود خيلي گريه ها نميشد كه بشه جاده ها خيلي بدهكارن به ما كاش يكي تو رو به سمتم بكشه
باز دوباره تن من ميلرزه باز دوباره يه نفر داغونه اسممو صدابزن توو گريه هات اسممو صدا بزن ديوونه
از شباي بي منت برام بگو لحظه هايي كه هميشه پرپري از تموم لحظه هاي پر بغض از شباي ممتد دربدري
بازم تقدیم به خانومیم مریمم
باشه تحمل ميكنم اما فقط براي تو فاصله رو پر ميكنم يه قاب عكس جاي تو
خوب ميدونم كه ميدوني من به همين دلم خوشه كار چشام اين شده كه عاشق عكس تو بشه
تو هم كه بد تر از مني تنهاييتو گم ميكني ميشيني رو به اينه و منو تجسم ميكني
من و تو با فاصله هم توو فكر هم كم نشديم بذار كه آدما بگن...ما عاشق هم نشديم
باز توو خلاف جهت خيابونا قدم بزن بلند بلند بخون و خواب مردم و بهم بزن
اين كار هر شب منه ديوونگيمو كش بدم خيابونو ببندمو به كوچه آرامش بدم
من و تو با فاصله هم توو فكر هم كم نشديم بذار كه آدما بگن...ما عاشق هم نشديم امیدوارم حوصله کنین و بخونین.بازم از همتون ممنون.نظر و پیشنهاد هم بدید
از موضع خودم کوتاه نیومدم.اما به اواز قول دادم پست رو بردارم.آره قول داده بودم به خواهرم که حتی
از دشمنم بدی نگم چه برسه به دوستم که حالا اشتباه یا عمد این کار رو انجام داده. مطلبهنوز پابرجاست.فقط یه حرفی رو دوباره تکرار میکنم.ما امانت دار همیم و این کار خیانت در امانت حساب میشه.
یه بازی راه افتاده بسیییی دهشتناک دلچسببب
حالا میثم بخواد منو راه نده هم مهم نیست.میثم یوسفی بخوای نخوای من قصه نویس قدیمی اومدم توو بازی. ظاهرا ۵نفر رو باید دعوت کنم. اینجانب از علیرضا سلیمانی و همچنین از سید حامد حسینی و داداشی حسین غیاثی والناز اسفند فردو آجی نگارم دعوت میکنم به بازی.قائدم داستانهای تا ۱۵۰ کلمه است. منم درروی سن داستان هامو خواهم نوشت.روی سن قراره ارتباط منو با دنیای نمایش و داستان حفظ کنه. فعلا بریم بازی
سلاممممم. همين چند ساعت پيش كنكور تموم شد.خيلي خوب بود.از سراسري خيلي بهتر بودم و بهتر جواب دادم. كمتر از يك ماه ديگه هم كنكور كارداني به كارشناسي دانشگاه جامع علمي كاربردي دارم.مطمئنم قبولم. كلافم.خيليييي.امشب با يه رفيق قديمي حرف ميزدم.گفت تو بايد رويو كني خودتي.برو يك سال جلسات شعر جايي كه شعررررر خوب بخونن.فعال باش.شروع كن به غزل سپيد....بذار اونجا شديد نقدت كنن. اما بعد ميبيني اثرش رو. مدتيه كه ميخوام خودمو بازسازي كنم.در مورد ترانه و شعر ميخوام خودمو بسپارم به كسي ا ندازه ي سن من شعر نوشته و خودش شاگردي كرده و سختي ديده. ميخوام برگردم به سالهايي كه نبود كتابي كه نخونم.نه فقط خوندن.عميق بشم توو چيزايي كه ميخونم. ميخوام يه سري اخلاقام رو بذارم كنار.شخصيتمم بايد باز سازي كنم. ميخوام دوره خودم پيله كنم تا بعد از يه مدت يه پروانه متولد شه.يه محمدرضا شيرزاد بهتر از ايني كه هست. از درسم شروع كردم.توو اين 2 3 هفته ي پيش روزي 15 ساعت درس ميخوندم. زمينه ي تغيير آمادست..حالا واستيد و من_ بعد از اين دوران رو ببينيد. تنها جلسه اي كه خواهم رفت خانه ترانه ست.ميخوام سكوت كنم.تا وقتي اونقدر پر نباشم كه وقتي حرفي زدم يه سري جفنگيات نگن توو لابياشون راجع به من حرف نميزنم. ميخوام شاگردي كنم.سخت بگيرم به خودم.من براي من تصميم بگيره.ميخوام به آرزوم برسم. كه بشم مني كه نه تنها كسي نتونه رو حرفم حرف بياره همه بگن و اول هم خودم كه محمدرضا توو ادبيات و نمايش ايران غير قابل انكاره.و قول ميدم كه بشه و ميشه. من محمدرضا شيرزاد تعهد ميكنم توو وبلاگ خودم براي اينكه هميشه جلو چشمم باشه.تعهد ميكنم به همه ي چيزهايي كه گفتم عمل كنم. كلافمممممم.مادر همونطوريه.بيماريش متوقف شده اما هنوز بند به تخته و فقط هر ثانيه از خدا ميخوام كه بتونه دوباره بايسته. كلافمممم.مريم ازم دورهههههه.گر چه بهمن ماه قراره ببينمش.اما دلتنگيم بيشتر از اون حده كه بذاره دلخوش به اومدن بهمن ماه شم.اونم عين من.هر دو يه حاليم.ولي همين كه بهم دلگرمي ميديم خودش خيليههههههه.اونهايي كه خبر دارن ميدونن كه داره چي ميگذره به من و مريم.مخصوصا مريم كه يه دختره و حساس تر.نميدونممممممممم......اميد روزي كه محرم بشيم داره هر دومونو از افتادن حفظ ميكنه. به خودم قول دادم همه ي بغضايي كه گريه نكردم رو شب اول به هم رسيدن رو زانوي مريم گريه كنم. كلافممممم.دلم براي خوهرام تنگ شدههههههه. هه هه.خنده داره.چند نفر لغبي كه بايد به خودشون بدن رو رو به تو بچسبونن.محمدرضا لاو تركوندن و دختر بازيم بذار كنار.اول خدا دوم خودم سوم آبجيام ميدونن كه اون چيزايي كه بين شما و لاو هاتون ميگذره بين ما نيست عزیزان من.من هر كاري بتونم براي آجيام ميكنم بي چشم داشت.اوني كه خيانت ميكنه در امانت رو برین جلو آينه تا بشناسين.من اهلش نيستم. خيلي حرفا دارم.اما بمونه واسه بعد.اين يلدا براي من يكي خيلي فرق داره با يلداهاي سال هاي قبل. آواز اونشب بهت نگفتم درست گفتي: اگر چه شمعي و از سوختن نپرهيزي / نبينمت که غريبانه اشک مي ريزي هنوز غصه ي خود را به خنده پنهان كن/بخند گرچه تو با خنده هم غم انگيزي خيلي وقته حالم همينه.اما......بيخيال..... يلداتون پر ستاره مخصوصا تو يلداي داداشي
امروز يعني دوشنبه 11/9/63 دم دماي سحر به دنيا اومدم.سال 1363.اون اولا كه مثه همه بچه ها بودم.حالا باهوش تر يا كم هوشتر.اما از 4 سالگيم با سينما خو گرفتم.لاله زار.به جرات ميگم خيلي نادرن همسن هاي من كه مثه من هفته به هفته 4 شنبه ها لاله زار بوده باشن.همه فقط شنيدن دو تا فيلم با يه بليط اما من و داداشم البته به همت داداشم صد بار يا بيشتر با يه بليط دو تا فيلم ديديم. عشق من به سينما و تئاتر هنوزم هست و شديددددددد. 6سالگيم آشنايي با گل آقا و سروش كودكان كه تا 7 سالگيم كه سوات دار بشم اهل خونه ميخوندن برام منم به زووووووووررررررر يه چيزاييشو ميخوندم. تا 8 سالگيم كه.... آهان اينم بگم.من تووي يه خانواده نظامي به دنيا اومدم.پدرم ارتشي بود.معاون هوايي وزير دفاع.نيرويهوايي.مادر خانه دار.مادررررر..... اول از جايي كه من اومدم توو خانواده ها توو قصر فيروزه بوديم.ته پيروزي و افسريه اونورا. بعد اومديم خ مطهري از 69 تا 80 سال 80 هم جاي كنوني سهروردي شمالي. داشتم ميگفتم.تا 8 سالگيم كه گل آقا شروع شد. و يك سال بعد من هم خبر نگار افتخاري آفتابگردون شدم.تعطيلي آفتابگردون مصادفه با 13 يا 14 سالگي من. مصطفي رحماندوست گفت دوست دارين واسه سروش كودكان بنويسين.ما هم نوشتيم.تا وقتي كه عمو سبيل مهربونم( مرحوم محمد پورثاني)كشوندم به بچه ها گل آقا.تك و توك نوشتم تا وقتي خانه روزنامه نگاران جوان به مديريت حجت الاسلام محمدرضا زائري شروع به كار كرد و طبعا روزنامه خانه.كه كم كم از افتخاري شدم عضو تحريريه. سال 79 توقيف خانه كه يكي از دلايلش مطلب من بود و ابطال كارت خبرنگاريم و زمين خوردن من 19 ساله. همون سال هم رفتنم به دوره كلاسهاي نوجوانان مدرسه عالي بازيگري 4 ماه و ادامه ندادن من به خاطر خانواده و درس و در عين اينكه ميتونستم مثل دوست خوبم گلاره عباسي. درس و زندگي تا سال 82 و باز مدرسه عالي بازيگري دوره كامل بازيگري 8 ماه و تئاتر و تئاتر و تجربه و ياد گرفتن از داريوش ارجمند. سال 83 ورودم به ترانه كه تا الان ادامه داره. زندگي احساسي و عشقي رو هم توو پستهاي قبلتر گفتم. به اعتقاد خيلي از دوستام و امثال پسر خالم من عقب موندم....و اسكل و اين چيزا. چون با 10 تا مونث در ان واحد نيستم.چون جهانم با اونا فرق ميكنه.چون رو بازي ميكنم و مثه اونا اهل_ زيرو رو كشيدن و دور زدن و شكستن آدما نيستم. من همينم.محمدرضا شيرزاد.كسي كه تا مرگ پاي رفاقت و آبجياشو عشقش هست. معيارش واسه خوشگلي معيار يه من بزك دوزك و هيكل...ببخشيد سكسي نيست. اونو همه دارن خوبببببببببببب.كم يا زياد. محمدي كه تو راه رفتنش توو خيابون هدفون توو گوششه و همراه آهنگا بلند ميخونه و با همه بدبختيا و لجن دنيا از زندگي و از دنيا لذت ميبره. محمدي كه عاشق مريم_.يه دختر نه يه فرشته اهل خرم آباد. بي ادعاست گرچه پر شور وشر وپر سر و صداست يه وقتايي. كار خودشو ميكنه.آزارش به كسي نرسيده هر چند انقدر زخميش كردن كه... من همينم.اگه براتون سخته دور من خط بكشيد.منو حذف كنيد از زندگيتون اما من دشمنامم دوست دارم. مثلا تولدمه.بايد شاد باشم.اما....بدجور حس غربت دارم.
چند تا كار ميزارم آخر اين همه نوشته.چون به يك دليل مهم تا اواخر ديماه نت نخواهم آمد به اين شدت.29 آذر دانشگاه آزاد و 27 دي دانشگاه جامع كنكور كارداني به كارشناسي دارم. زندگيم و آيندم به اين قبولي بستست.رسيدنم به مريم.زندگيم.اثباتم به خودم و خانوادم. دوستتون دارم.با همين قلب كوچيكم دوستتون دارم. تولد ميبيني دنيا رو باز دلم سنگينه حس غربت دارم روح وصله پينه
زخميم اما تو بيخيالي طي كن توو شب تولدم هي برقص هي هي كن
صورتم ميخنده توو دلم آشوبه زندگي پاهاشو رو سرم ميكوبه
خودتو يك لحظه جاي من فرض نكن مثه من دنياتو باز و بي مرز نكن
مثه من قلبتو رو هر كسي باز نكن دستي كه دور_ ازت فرضنم ناز نكن
مهمونا رو دك كن شمعو كبريت بزن منو تنهايي و كيك با خيال_ يك زن
كسي كه اينجا نيست هي منو ميبوسه تنهايي بي رحمه مثله فك كوسه
چه كسي ميفهمه كه تو نيستي پيشم تووي رقص مهمونا من دارم گم ميشم
ميبيني دنيا رو باز دلم سنگينه حس غربت_ منو چه كسي ميبينه؟
گناه
مقصر منم گناه از منه/ بیا ایندفع حکم مرگو بده
تو ر هر کی که میپرستی قسم نگا کن چه قدر حالم امشب بده
نگاه كن چه آشوبي توو دلم كه امشب وجودم پر از حسرت
حلالم نکن نگذر از من نگو...نگو هر چي پيش اومده قسمته
مگه میشه پیش_ خودم فكر كنم كه ميشه گناهم رو منكر بشم
مگه ميشه..اين حس مثه بختكه ديگه خواب راحت نداره چشم
خلاصم کن از بار سنگین غم خلاصم كن از وحشت و دلهره
به چشماي خيسم به چشم_ترت یه چیزی گلومو داره میبره
تمومش کن این ماجرای بدو معطل نکن حکم مرگو بده
تو رو هر کی که میپرستی قسم نگا کن چه قدر حالم امشب بده
مقصر منم...گناه از منه........................
و... کارای آخرو میخوام تقدیم دو تا خواهر مهربون و فوق العاده کنم.اولی الهام که هر روز دعا میکنم مشکلش رفع شه چون تاقط غصه هاشو ندارم.و دوم نرگس ابوالحسنی. گلاب داداشی که خودش شاعره و بهتر تر از داداشش کجایی چه بي انصاف اين دنيا كه تو انصافتو خوردي كجا پنهون شدي اصلا بگو زنده اي يا مردي؟
از اين كوهي كه هي داره رو شونم بيشتر ميشه دارم ميميرم از اين درد آهاي فرهاد_ بي تيشه
عذاب و ياس و.....اصلا نه..تو فكر كردي كه آسونه؟ همون كه كوه_ پشتت بود ندوني كجا پنهونه
يه لحظه جاي من باشي همه عمرتو ميبازي درست وقتي كه عشقت تو رو هل ميده ميون_ گود_ اين بازي
كجايي مرد رويايي؟من اينجا له شدم مردم ميون_ گود اين بازي تك وتنها زمين خوردم
چه بي انصاف اين دنيا كه تو انصافتو خوردي اگه عشقي به من داري بگوو زنده اي يا مردي؟ غرور
اگه غصه توو چشماته اگه قلبت پريشونه بريز درياي اشكاتو رو اين شونه ي مردونه
يه وقتايي مثل حالا يه درد مشترك خوبه سكوت و بغض تو يعني يه وقتايي ترك خوبه
چشات خيسن ولي بازم غرورت سد اشكاته غرور خوبه نه حالا كه يه خالي زير_ پاهاته
زير_ كتفتو ميگيرم با اين احساس مردونه كي حس_ ما دوتا رو تووي اين ثانيه ميدونه
يه مرد خام و نابالغ يه دختر با غرور_ زن همين مردم با احساست هميشه بازي ميكردن
بدي رو ياد نميگيري بازم هواشونو داري تو عادت داري مثله من به هر لحظه خودآزاري
چشات خيسن ولي بازم غرورت سد اشكاته غرور خوبه همين حالا كه خاليييييييييييي... و سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممم از اونجایی که یک عده پیر شدن سر پست قبلی فکر کنم این پست طلفات جانی بده:دی
تذکره فی متن:این پست یکم طولانیه.اما تحمل کنید وبخونید.خب حرف زیاد داشتم
به نام خدای مریم
دست من وقت نوشتن شكل اسم تو رو داره وقته خوندن صورت من خنده هاتو كم مياره (شهيار قنبري)
سلام هم مداريها. به خاطر نبودنم به خاطر اينكه اين مدت تقريبا به هيچ كسي سر نزدم معذرت ميخوام. به قلباي بزرگتون منو ببخشين. حرف زياد دارم.اوههههههههههههههههههههه تا دلتون بخواد. از كجا بگم؟ اول از آلبوم سعيد شهروز بگم.يه رفيق مهربون. شايد تا الان فكر ميكردم كار من رو روزبه و بهروز صفاريان بيرون گذاشتن.اما اگه مطمئن هم باشم حق ميدم بهشون. خوب با وسواسي كه من از بهروز سراغ دارم آدمي نيست كه هول هولكي كار كنه. منم كه دقيقه هاي آخر رسيدم.اما واسه آلبوم بعد از بسم اله قضيه هستم. اما بيخوابي آلبوم خيلي خوبي شده.شلوغش نميكنم.يه آلبوم كاملا حرفه اي. گر چه من خودم با تغيير قالب سعيد مخالفم.اما سعيد بيخوابي يه سعيد ديگست. با اينهمه خودم هم سعيد معبد و پسرم رو دوست دارم. اين آدم سبك كاريش عوض شده اما شخصيتش نه.هنوز خونگرمه.اين كه يه خواننده اونم كسي مثل سعيد كه هم معروف هم محبوب بعد چند بار قرار گذاشتن و اينكه به خاطر_ مشكلاتي كه براش پيش مياد سر آخر خودش بهت زنگ بزنه كه كجايي؟ ميام پيشت. خيلي مي ارزه. اما بيخوابي. كاش بيخوابي من هم بود تا كار بيخوابي هم اسم آلبوم هم توو كل كار باشه. اما خوشحال ترم كه داداشي عزيزتر از جونم افشين سياهپوش روش ملودي گذاشت و اجراش ميكنه. توو آلبوم بيخوابي من خودم:حرفامو باوركن/تبعيدي/نفس/چند سال از امشب بگذره رو خيلي دوست دارم. ايشالا آلبوم بعد از اين هم بهتر باشه. هر چي تنهاتر ميشي دنيا تو رو كمتر ميخواد اما چند تا تبريكم بايد بگم:اول به يه خواهرخوب ترانه سرا.به منصوره متصدي آروم و مهربون كه كارهاش پر از لحظات فوق العاده است.اين روزا كارش با ملودي عالي شادمهر وصداي جمشيد داره پخش ميشه.گرچه كلهم اجمعين كار تغيير كرده و اون كار_ اورژينال منصوره نيست اما باز هم عاليه. و دومين نفر داداش مهربونم نيما كوكلاني.كار اجي مجي لاترجيش با برديا اين روزا بدجوري تركونده.توو روز جمعه اي كه گذشت 1 پي ام سي بود. گفتي كه عاشق نميشي كردي به من دهن كجي/نوبت ورد من رسيد :اجي مجي لاترجي يه كار تينيج عالي و درست.
پدرـ اسطوره ای من نميدونم بايد چي بگم؟ واروژان يك اسطوره ي بي تكرار در موسيقي ايران. بابك بيات هم همينطور.ملودي هاي زيادي رو از اين دو نفر توو آرشيو ذهنيمون داريم.با هر صدايي كه بگيد.خيلي از قله هاي خوانندگي مديون اين دو نفرن. سياوش قميشي بدون_ هيچ شكي بهترين ملودي ساز پاپ ايران.كسي كه به استناد حداقل 8 آلبوم با ملودي هاي فوق العاده ركورد دار هنوز و هميشه است. فريد زولاند هم از مفاخر موسيقي ايران.كسي كه ملودي هاش جادو دارن. مخصوصا وقتي پاي اردلان سرفراز هم بياد وسط. اما يكي هست كه از طرف نسل دوم و سوم هميشه ناديده گرفته شده.موسيقي پاپ ايران زمين بلا شك مديون هنوز و هميشه آندرانيك بوده وهست.اين لقب رو هم بابك بيات هم فريد زولاند هم قميشي براش به كار ميبرن:پدر حق پدرانه آندرانيك..آن دوي بزرگ كسي كه وقتي باهاش حرف ميزني انقدر مهربون و با عاطفه و مسلط و حرفه اي حرف ميزنه كه مجبور به سكوت ميشي..هميشه ناديده گرفته شده.خيليها ادعا كردن كه ما فلان صدا رو كشف كرديم. بشماريد صداهايي كه آن دو تو همين دو دهه ي اخير معرفي كرد:هلن/ گروه شيباهي كه به شهبال معرفي شدن/سولماز/و.............. آن دو پدر مهربون من صداهايي رو معرفي و كشف كرد كه شبيه هيچ صداي ديگه اي نيستن. تنظيمهاي فني و جادوييش توو خيلي از ملوديهاي ماندگار غير قابل انكارن. حالا من با همه كوچكيم در مقابل پدر مهربونم ميگم: خسته نباشي پدرم. دستاتونو ميبوسم.دستايي كه هيچ وقت كم نذاشتن.دستايي كه معجزه هاي زيادي در موسيقي پاپ كرده. و سر تعظيم خم ميكنم پيشت. تو هميشه بزرگي.هميشه.حتي اگر خيليها نبيننت.
مریمممممممم
اين روزها بد نيستم.خوبم.افتادم رو دور درس خوندن وكلاس ودانشگاه.مني كه تا ترم
قبل خيلي از اوقات جيم فنگ بودم الان حاضر نيستم حتي يك دقيقه از كلاسمو و درسمو
از دست بدم.
نگاهم به زندگي/روش زندگيم/تفكرم خلاصه همه چيم فرق كرده و بهتر شده.
اينا رو مديون كسيم كه پام واستاده.بهم انگيزه ميده وجودش.
مديون يه فرشته ي مهربون.مديون دختري به اسم:
مريم
نميدونم چي بايد بگم؟چه طوري بايد براش جبران كنم.فقط ميگم:
مريمم ممنونم به خاطر همه چي.به خاطر صبرت/مهربونيات و.....
دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارمممممممممممممممممممممممممممممم
و خدايا ممنونم.خدايا شكرت. اين مدت خيلي چيزا گذشت به من.نميدونم چه قدر واسه دوستام/داداشيام/آجيام
برادر بودم و همراه.چه قدر تونستم يه باري و از دوششون بردارم؟ حرف زياد دارم.زيادددددددددددددد اما باشه واسه پستهاي بعد.
دوسستون دارممممممممممممممممم تو چه خوشرنگ وعزيزي مثل يك نت لب گيتار
مثل كشف شعر تازه حدس يك گل پشت ديوار (شهيار قنبري)
بیخوابم
این ترانه ی جدیدمه.تقدیم به شما
بیخواب
خوابم نميبره حتي به زور قرص
ميبوسم عكستو از حال من نپرس بي صبر وطاقت و بي حوصله شدم
درگير زندگي درگير با خودم خوابم نميبره از تخت ميكنم
هي راه ميرم و هي حرف ميزنم دنياي من تويي آدم...خدا...پري
ميري و با خودت دنيامو ميبري بي تو مرد تو با فكر تو خوشه
نبودنت منو بي درد ميكشه رو تيغ زندگي از فكر تو پرم
هي ميخورم زمين اما نميبرم خوابم نميبره حتي به زور قرص
ميبوسم عكستو از حال من نپرس محمدرضا شيرزاد
سلام هم مداریای همیشگی. یه دنیا معذرت که نیستم که اینقدر دیر به روز میکنم. مادر تقریبا بهتره اما باز نیاز به مراقبت شدید داره.با روزگار میسازم.فقط به امید وکمک یه فرشته.امیدوارم بتونم توو زندگی لطفاشو جبران کنم. مریمم با توام.تا الان با همه چیم ساختی.کاری کردی که نمیدونم چه طور باید جبرانش کنم. اینکه دوری از خوانوادتو داری به خاطر من تحمل میکنی دین سنگینیه به گردن من. اینکه کنارمی توو هر شرایطی. دعامون کنید. دلم تنگ شده برای همه.تک تک دوستایی که دارم توو این دنیای مجازی.برای خواهرام. الهام/الناز/مانیا./آواز/روشنک عزیزم که با وجود بی معرفتیای من هوامو داره ساره که میدونم این روزا در حقش کم لطفی کردم نگار وسپیده و سمانه(هر دوشون).دلم واسه همتون تنگ شده.منو ببخشین. یه مدته اینجا تغییر کرده.این قالب جدید ساخته و پرداخته یه خواهر مهربون و گل.مژگان ضحاکی.مژگان گلم دستت درد نکنه.یه دنیا ممنونم ازت.امیدوارم بتونم جبران کنم.
توو این مدت کمو بیش به وب دوستام سر زدم.اما یکیش خیلی ناراحتم کرد. سمانه جان سمانه مرادی نازنینم. خواهر خوبم وقتی خبر فوت پدرتو توو وبت خوندم خشکم زد.یخ کردم.نمیدونم چی بگم. اما سمانه باباییت دوباره متولد شده.توو یه جای دیگه.خواهر خوبم تنها نمون.هم منو داری هم دوستای خوبتو.من هر کاری ازم بر بیاد برات انجام میدم تا یکم تحمل این غم برات راحت تر شه. میدونم رومو زمین نمیندازین همین الان یه فاتحه بخونین برای همه رفته ها مخصوصا پدر سمانه و سیامک جونم.
با کمک مانیا و یه برادر خوب یه وب راه اندازی کردیم برای آقا امام زمان.من خودم دلنوشته هامو اونجا مینویسم.
http://www.yare-montazar.blogfa.com/ سر بزنید بهمون.
اما از ترانه بگم.تا یه حدی حرف نادر بختیاری رو قبول دارم.زیاد نوشتنا داره دچار بی دقتیم میکنه.اما راه حلشو دارم.
از کارام دو سه تا کار ایشالله با صدای داداشی گلم که عاشقشم افشین سیاهپوش منتشر میشه. از قضا یکیش بیخوابیه.کاری که قرار بود توو آلبوم سعید شهروز باشه اما نخواستن که ... با یه خواننده کار اول هم در حال همکاریم.فرزاد مالی که امیدوارم بتونیم زودتر آلبومو آماده کنیم.توو این آلبوم دارم همکاری با یغما رو تجربه میکنم.یغما گلرویی که باعث افتخارمه کنارش تووی این آلبوم هستم.مهدیه عرب هم توو این آلبوم کار داره. این کارای قطعیمه.در ضمن چند تا کارم هست که همشو مدیون داداشی عزیزـ جونم بابک صحرایی هستم. بابک وافشین توو تمام این مدت همیشه پشتم بودن.ممنونم داداشای گلم.
دوباره برگشتم سر کار قبلیم.پشتیبانی تلفن بین الملل.شبها اینجام.راضیم.هم به کار میرسم هم به درس هم میتونم توو نت باشم و سر بزنم به همه.
درست یک سال و نیم هست که پامو از این تهران لعنتی بیرون نذاشتم.سفر میخوام. هوای تازه. دریا میخوام که همه بغضامو همه فریادامو بسپارم به موجهاش.باید دین 3 نفر برم. مانیا/ساره/نگار.دعا کنید بتونم
10 و 11 شهریور کاخ سعد آباد تهران کنسرت حامی بود.شب دوم منم اونجا بودم. با تمام ضعف صدابرداری برای ما که ردیفای آخر بودیم اما عالی بود. بعد از مدتها دو تا خواننده خوب که به واسطه بابک باهاشون ارتباط دارمو دیدم. حامی که صداشو فوق العاده میدونم.ونیما مسیحا که انشالله بتونم باهاش همکاری کنم.
خلاصه جای همه خالی بود.
اینم تمام حرفایی که این مدت نزدم.در آخر هم ترانه بیخوابی رو براتون میذارم و یه ترانه جدید. نظر یادتون نره. خیلی دوستتون دارم.
بیخوابی
دارم توو خونه میمیرم چه قدر حالم بده امشب دارم جون میکنم برگرد به غم مهلت نده امشب کنار پنجره میرم شاید ردشی از این کوچه چه قدر باختم نفهمیدم دو دست پنجره پوچه نمیدونی بدون تو چه شبهایی نخوابیدم توو هر گوشه این خونه فقط سایه تو میدیدم نمیدونم کجا هستی کجای دنیا بیداری پس این شب کی تموم میشه شب بی تو خود آزاری خبر ..نه..نامه نه..حتی نشونی از تو پیدا نیست دوتا فنجون روی_میزه به جز من هیچکس اینجا نیست بیا حالمو بهتر کن در این خونه رو وا کن همه چیزو مهیای طلوع_ صبح_فردا کن طلوع کن با سحر با من بذار بشکنه بیخوابی بپرس از من برای کی؟ برای چی؟ تو بیتابی
محمدرضا شیرزاد
این کار جدید تقدیم میشه به وحید عربانی و دیوونگی های عاشقانش
خاطره
چرا دورـ عشق و من و خاطره با دستای اون داری خط میکشی فقط آرزومه نبینی غمو فقط آرزومه مثه من نشی
چه روزاییو با تو و خنده هات توو آغوش مردونگی گم شدم حواسم نبود وقتی غرق توئم گرفتار چشمای مردم شدم
داری میری اما بذار تا بگم پای اشک مردونمو میخوری نمیتونی ردشی از این خاطرات از اون نه/که از زندگی میبری
تو ساده گرفتی که میگی به من هیچ احساسی بین من وتو نبود یه لحظه چشاتو به چشمم بده گواهی عشقه دو چشم کبود
حالا بین ما یک جهان فاصله ست تموم پلارو شکستی برو چه مسموم و تلخه برام خاطرات نفس میکشم باز هوای تو رو
داری میری اما بذار تا بگم پای اشک مردونمو میخوری نمیتونی ردشی از این خاطرات از اون نه/که از زندگی میبری
گرچه دیره اما بابای گلم وباباهای گل همه دنیا روزتون مبارک:
شاعر دنیا من اگه بودم آغاز شعرم با کلام پدرم بود تشنه توو صحرا من اگه بودم آب حیاتم تووی دست پدرم بود وای اگه گندم پوست تنم بود اون که با دستاش منو میکاشت پدرم بود ریشمو توو خاک اگه میذاشت پدرم بود
پدر من داره روزای بدی رو میگذرونه.فشار مریضی مادرم...خرجای سنگین ماهانه و..... نمیدونم چه کاری از دستم برمیاد.فقط همه داریم صبوری میکنیم. مامام بهتره البته از نظر پزشکی.به خاطر طول دوره مریضیش خسته وبیتابه وهمش گریه ما فقط داریم روحیشو نگه میداریم که به این مریضی نبازه.بچه ها دعا کنید.نه فقط واسه مامان من برای همه مریضا دعا کنید.سخته.مریضی خیلی سختهههههههههه همتون رو دوست دارم سبز باشید وشادوسلامت و سعادتمند
سلام سیامک.این روزا همش جلو چشمی.این روزا همش رضا یزدانی گوش میدم.
شمال: بیا بازم مثل قدیم با همدیگه بریم شمال سیامک یادته ترانه محبوب جفتمون بود.نمیدونم چرا برات ترانه گفتم.دوتام گفتم.یکیش اینه: نذار باور کنم نیستی نذار باور کنم تنهام
امروز هفت روز از تولدت میگذره.میخوام امروز با تو تنها باشم.زود میام که فقط خودمو خودت باشیم.تو بزنی ومنم بخونم.اسطوره سازم پاشو.پاشو موهاتو مرتب کن.تریپ اسپرتتو بزن عطر خوشبوی همیشگیت.سیگارتم بیار.نه نیار.ترک کن.سازتم بردار بیا بهشت زهرا قطعه ۱۰۳ ردیف ۱۴۷ .شیرینیو کیکو شربت با من. یکی از ما کمرش خم میشه وقتی اون یکی میخنده میره روی شونه ی رفاقت میری بعد تو رفاقتم میمیره سیا دیر نکنیا.منتظرم نذاریا................
پست بعدی من واسه سیامک پیشدادیان ه .
سلام عزیزکم.سلام مدار خورشیدم.آره.تعجب نکن.این بار با خود تو ام.منو ببخش که بابای خوبی نبودم ودو روز دیرتر دارم بهت میگم: تولدت مبارکککککککککککککککککککک عزیز دلم یه سال گذشت خورشید.تو خوب یادته.بهتر از همه یادته که چیا بهم گذشت توو این یه سال. به جفتمون.منو دخترم.منو خورشیدم.بیا مرور کنیم.دوست داری؟ باشه بابایی.چشم.دوره میکنیم با هم این یه سالو. اصلا چی شد که تو متولد شدیو من باباییت شدم؟آهان.میخواستم یه خونه داشته باشم توو این دنیای مجازی. زندگیم رو روال همیشه نیست میدونی............. اولین کاری که اینجا گذاشتم.چه دوستایی که پیدا کردیم.همه رو نه اما خیلیاشونو این گوشه اسماشونو نوشتیم.با تو بود که آرزوی محال همیشم(داشتن خواهر هم سن وسال خودم) رنگ واقعیت گرفت.الناز (یلدا)/ساره/مانیا/میترا/رویا/نگارررررر/دیگه؟تو بگوو همشونو مثله خواهر خودم دوست دارم.یه دنیا برام عزیزن.لیلا/سمیه/آواززززززز و............ تو میدونی هر کدومشون چه روزا که سنگ صبور داداشیشون بودن وسعی کردم داداشی خوبی باشم و وظایفمو در قبالشون انجام بدم.تونستم خورشیدم؟ کاش تونسته باشم. آره یادمه.عاشق شدنم یادمه.آسمونی وپ... خوب یادمه.خورد شدم.مخصوصا سر داداشی وآسمونی.منتی نیست.گلایه ای هم نیست رضایته.خودم خواستم از اون مثلث بد خلاص شم پس خودمو نابود کردم.اما... سارا اومد.با اومدنش تونستم پاشم.اما خوب نتونستیم بمونیم.عوضش کلی تجربه وخاطره خوب وقشنگ موند.نه دلخوری و..... تمام این جریانات اما به نفعم شد.خدا بهم یه فرشته داد.نه....زود جلو نمیرم.یعنی جلوتر
از واقعیت نمیرم.مریم اما همونیه که یه عمر توو وجود هر آدمی دنبالش گشتم. مانیا والناز راست میگفتن.اونی که مال من وبرای موندن با منه اومد.جایی و وقتی که هنوزم مبهوتم.اما خدا رو شکر میکنم به خاطر داشتن این فرشته. این آخریا اما خبر مرگ لیلا هنوز برام معماست؟نمیدونم دروغه یا..... قرار بود وقتی کوچولوش دنیا میاد اونم توو ماه تولد داییش(من) همو ببینیم. کاش یکی بگه دروغه. حالا همه چی ظاهرا خوبه..داداشی واسمونی با همن.راست میگه داداشی.دیگه نباید باشم بینشون.غرورر وشک مرد به مرد ...رفیق به رفیق...غیرت...حس تصاحب و اختیار داشتن.من اینجوری نیستم.اما احترام میذارم به نظر آدما. امااااااااااااااااااا خورشیدم من مدار تو ام یا تو؟ مگه فرقیم میکنه؟ نه.پس خاتونم دخترم تولدت مبارککککککککک بابایی.دوست دارم دختر نازم. خیلیییییییییییییییییییییی یه کار میذارم وتقدیم به تو و مریمم میکنم.دوستتون دارم.قول بده واسه اونم دختر خوبی باشی خورشید بابایی. ماه عسل قراره شب بیای هلاکت بشم قراره دنیامو بریزم به پات قراره روشن شه شب اسمون با ماهی که کاشته خدا توو چشمات انگاری رو ماه چشات یه عالم عسل گرفتن اصل خرم آباد برق چشات زد به دلم رمیدن گله اسبای یه دشت ازاد داره دلم له میشه با سماشون بیا واین اسبا رو رامشون کن بیا نجاتم بده با یه لبخند حتی شده مصنوعی خامشون کن دستمو پس نزن بگیر که دستات یخای احساسمو آب میکنه چه جوریه؟چشات داره به جز من تموم دنیارو جواب میکنه میخوای که ثابت کنی بد دچاری؟ باشه قبول من یکی کم آوردم میون گود بازی زمونه مراقبم بودی زمین نخوردم بد عاشم کردی دچارت شدم تموم راههای فرارو بستی تموم جاده ها به تو میرسه تویی که روبروی من نشستی حتی یه بار زل نزدی توو چشمام با شرم وبا حیا نگاه میکنی ببین خدا راضی میشه وقتی که جوری که دوست داره گناه میکنی شب شده اومدی هلاکت شدم اومدی دنیامو میریزم به پات روشن روشن شب آسمون ماه عسل تابیده از توو چشمات محمدرضا شیرزاد 15/2/87
میخوام این ترانه رو تقدیم دو نفر کنم:اول مادرم و
سوم مریمم که نفسم وزندگیمه: ساده
فاصله گم میشه تووی جمله های عاشقونه یه دوست دارم ساده منو تا تو میرسونه تو دم غروب باشی اول طلوع که باشم آخرین نقطه تو باشی نقطه شروع که باشم جاده ما آسمونه یا یه خط از یه کتابه تو تموم زندگیمی فکر فاصله عذابه دستتو بذار توو دستم این شروع اتفاقه خط رو خط یه چهار دیواری آسمون سقف اتاقه ساده مثل اتفاقم روبروم فانوس دارم ساده میگم .ساده...خانوم..من شما رو دوست دارم تو که باشی نمیترسم تو که باشی قرص قرصم وقتی عشق تووی چشاته نمپرسی نمیپرسم من فقط همینو میخوام تکیه گاه شونه هاتو این که میمونی همیشه پای حرفی که زدیو مرد خوب خونه باشی اونی که در آرزوشم اون که دستمو گرفته مردی که من روبروشم از پل فاصله رد شد این خود یه اتفاقه من براش خاتون خونم اون مثه یه چلچراغه ساده مثل اتفاقم روبروم فانوس دارم ساده میگم..ساده...آقا..من شما رو دوست دارم محمدرضا شیرزاد
راستی از همتون ممنونم که این مدت دلگرمی دادین و بودین.مادرم بهتره شکر خدا. جلسات رادیوتراپیشون تموم شد.مونده کمی از شیمی درمانی.اینم تموم شه یه استراحت ۳هفته ای دارن وبعد ام آر آی وآزمایش نتیجه رو مشخص میکنه. از همتون یه دنیا ممنونمممممممممممممممممممممم به همه دوستانم هم سر میزنم.قول مردونه.فقط یه کوچولو وقت میخوام. فعلا چسبیدم که هم توو کنکور کارشناسی قبول بشم وهم کاردانیمو که به خاطر تئاتر یک سال ونیم عقب افتاد تموم کنم. جز این هم به کارهای مادرم وخونه سرگرمم ومریمی که زندگیمه. این روزا خیلی خوبم.خیلیییییییییییییییییییییییی اما باز محتاج دعا این دعای اخرم میگم آمینشو با هم بگیم: خدایا همه مرض ها رو از هر مذهب ومسلکی شفا بده. آمیننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن سبز وشاد وسلامت باشید
سلام گلم.سلام قشنگ روزگارم.اول به تو سلام میکنم.تویی که اومدنت وبودنت وموندنت
حادثه شیرین وبزرگ وزیبایی بود توو سال گذشته برای من. سالی که از در ودیوارش
برام عذاب ریخت.دوبار دلبستن یکطرفه اشتباه که دیگه نیازی به مرورش نیست.
که به خاطر هربارش کلی عذاب کشیدم.
مریضی مادرم که تا الان ادامه داره.اما به لطف خدا وبا دعای گلای دوست داشتنیم بهتره.
آره تو بهترین اتفاق سال پیش بودی.میلادت مبارک حادثه بزرگ.تو هم مثل خواهرم
مثل پدرم ومثل کسی که مونسمه همسر برادرم بهاری هستی.
بهاریم رو با اسم تو شروع میکنم:
سارا سلام اشهدان...اله تو با چشمهای سرمه ای الله اله مست دل میبری که هی الا ...های های های هرجا که هست پرتو روی حبیب هست الان که دارم مینویسم برای تو صبح روز 8 فروردینه.دیگه طاقت نیاوردم.
الان کم کم 1000 کیلومتر از هم فاصله داریم.دلم تنگ شده.خیلیییییییییی.
دلم هوای خنده هات هوای برق چشمات هوای...سارامو کرده.
خوش بگذره بهت.تولدت هم مبارک. و اماااااااا
ببخشید از تاخیر. تا همین امشب که دیگه طاقت نیاوردم دستم به نوشتن نمیرفت.
امسال به عبارتی سال منه.سال 63 سال موش در 11 آذر من متولد شدم.
دلم برای همتون تنگ شده.
برای این خونه که تا 2 ماه دیگه یکساله میشه.
میخوام اینجا از چند نفر ویژه تشکر کنم به خاطر بودنای همیشگیشون و اینکه
عذر بخوام وحلالم کنن وکنید:
مانیای گلم/آواز مهربونم/الناز سنگ صبورم/ساره نازنینم/محمدرضای دوست داشتنی
با سارای خوبش/علی داداشی ماهم(سلطان رپ)/روشنک مهربونم/مونا برزویی عزیز/
نسترن مکارمی ماه/کتایون آبجی گلم/حسین غیاثی فوق العاده و..........
همه شما که تنهام نذاشتین.همتونو دوست دارم وبراتون سال خوبی رو آرزو میکنم
واز خدا میخوام که به خواسته های قشنگ ومعقولتون برسید.برای منم دعا کنید... واما سال پیش سال رکود بود برای موسیقی.تک وتوک آلبومهای خوب شنیدم.
در واقع ترکهای خوب. ا ما این آخر سالی آلبومهای خوبی اومد:فریادرس معین سیدی پور و.....
شب سپید گوگوش ومهرداد...
سال بعد سال خوبی خواهد بود.از آلبوم بانو هلن خبر دارم که آلبوم فوق العاده ای
جمع کرده.وهمچنین مارتیک وراستین وداریوش وابی وبیژن مرتضوی و.....
خدایا خودت پاپ رو نجات بده.
خدا بخواد امسال دیگه کارهامو میتونم ومیتونید بشنوید.الهی آمینننننننننن همتونو دوست دارم و با چند ترانه بهار رو جشن میگیریم. اولین کار یه غزل از محمد حسین بهرامیان:
آمد درست زیر شبستان گل نشست
در بین آن جماعت مغرور شبپرست یک تکه آفتاب، نه! یک تکه از بهشت
حالا درست پشت سرِ من نشسته است چادر نماز گلگلی انداخته به سر
افتاده از بهشت بر این ارتفاع پست این بیت مطلع غزلی عاشقانه نیست
این چندمین ردیف نمازی خیالی است
گلدستهی اذان و من و های ... های ... های
الله اکبر و أنا في کل وادَ مَست سبحان من یُمیتُ و یحیی و لا اله
الا هو الذی أخَذَ الاحد فی الست یک پرده باز پشت همین بیت میکشیم
او فکر میکنیم در این پرده مانده است ...
سارا سلام! اشهدُ ان لا اله تو
با چشمهای سُرمهای ان لا اله مست دل میبری که حی علی های ... های ... های
هر جا که هست پرتو روی حبیب هست بالا بلند! عقد تو را با لبانِ من
آن شب مگر فرشتهای از آسمان نبست؟! بارانِ جلجل شب خرداد توی پارک
مهرت همان شب اشهد أن در دلم نشست آنشب کبو ... کبو ... کبوتری از بامتان پرید
نمنم نما ... نما ... نماز تو در بغض من شکست سبحان من یمیت و یحیی و لا اله
الا هوالذی اخذ الاحد فیالست
سبحان ربِّ هر چه دلم را ز من برید
سبحانَ ربِّ هر چه دلم را ز من گسست سبحانَ ربی الـ ... من و سارا به هم دهی
سبحانَ ربی الـ ... من و سارا دلش شکست سبحان ربی الـ ... من و سارا به هم رسید
سبحانَ نا به کی من و او دست روی دست
زخمم دوباره واشده ایاکَ نستعین
تا اهدنا الـ ... سرای تو راهی نمانده است یک پرده باز بین من و او کشیدهاند
سارا گمانم آن طرف پرده مانده است دومین کار یه عاشقانه شاد دوئل آبی چشمای تو منو نشونه رفته سینه تو قلب من هدف گرفته
توو این غروب آبی ریتم عشقو دلم برات بی ساز ودف گرفته
هیچ کدوم از ما نمیخواد که امشب توو عاشقونه ها عقب بیافته
هر کی که اول بگه عاشق هستم دومی میمیره به پاش میفته
دوئل سر همین یه حرف سادست به سبک شرقی تپشاتو بشمار
بیا از اول پشت به پشت میشمریم لحظه به لحظه یک دو سه چهار
هر دومون عاشقونه ریتم گرفتیم صدای بوم بوم وسکوت مطلق
به سمت هم یه لحظه برمیگردیم بین زمین وآسمون معلق
برات میمیرم حالا که چشم تو تیر خلاص و زد کم آوردم
من انقدر عاشقتم که حتی نگفته بودیم برات میمردم سومین کار رو تقدیم میکنم که به آبجیای گلم مخصوصا آواز گل داداشی.
برای این کار هجویه های زیادی شنیدم اما همینی که هست.من توو دین شما
قلم به دستای قلابی مطردم.ولی چه باک... آبجی
آبجی دلم گرفته باز دوباره بذار تا سر رو شونه هات بذارم دلم پره چشام رو مرزه گریست بذار تابشکنم بذار ببارم دم از رفاقت میزنن رفیقا تو خوب میدونی چیزی کم نزاشتم آبجی اونا دست رفاقت دادن من ولی جونمو وسط گذاشتم داداشی خستست تو که خوب میدونی قد داداشی چند روزه خمیده هر کی ندونه تو که خووب میدونی چند ماهی هست که عشقشو ندیده آبجی میدونم عاشقی مثل _ من .دوست داره سراغتو میگیره؟ مثل_منی که جون میدم پای عشق حاضره که به خاطرت بمیره؟ گریه نکن داداش طاقت نداره بذار بره خودم برات میمیرم من انتقام جفتمونو یک شب از روزگار_لعنتی میگیرم آبجی دلم گرفته باز دوباره رد شدم از مرز وچشام تر شده دلم شکسته آجی باور بکن داداش گلت بدجوری پرپر شده مردونگیمو تووی قلب زخمیم یه جای امن تووی قلاف گذاشتم آبجی نبودی همه حرفامو امشب برات توو یاهو آف گذاشتم چهارمین کار تقدیم سارای گلم بابت تولدش. سین هفتم دلم تنگه دلم واسه دلت تنگه چشامو گریه میبنده
روانی شده مردت که داره با اشک میخنده آره عید اومده انگار که بازم راهمون دوره
فدای سر چشمای حسودا که همش کوره قشنگ روزگار من ببین دارا تو دوری کشت
همیشه خوب من سارا منو زخم صبوری کشت تا میخوابم صدای تو میپیچه توو سر خوابم
همیشه خنده رو لبهات نگاتو از برـخوابم گره میدم سر سفره تموم سبزه سالو
نمیخوام نا امید باشم علامت زدم این فالو مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید
که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید دقیقا بعد سال نو یه ساله تو ازم دوری
میدونم که دلت تنگه میفهمم اینو مجبوری سر سفره یه سینم نیست دعای سال آينده
یه جای دور سارا هم داره با اشک میخنده دلم تنگه دلم واسه دلت تنگه چشامو عشق میبنده
دچارت شده دارا که داره با اشک میخنده اینم ترس من میترسم
میترسم از آینده تا وقتی نمیدونم
با این همه سد میشه یا با تو نمیمونم
این دعای هر روزه خوشبخت بشی خوشبخت
درکت میکنم بانو من عاشقتم سر سخت
تقدیدیرو نمیتونی تغییر بدی هرگز
دست منو میگیری اما رو خط قرمز
خطی که میون ما دست مسلحت میذاشت
مثل منو تو ای کاش اون هم دل عاشق داشت
جز تو بگوو کی فهمید حال من غمگینو
کی جز تو قبولم کرد هدیه کرد تسکینو
با خاطره های خوب همراه تو میمونم
میترسم از آینده اما اینو میدونم عاشقتری تو از من سد شکن به فریادم برس امشب/همیشه همسفر/خوبم
ببین دارم مدام اینجا به این دیوار میکوبم دلم خوشه اگه عمری توو اینجا زندونی باشم
همیشه یادمی اونجا دیگه از هم نمیپاشم میشه وقتی که با چشمات توو چشمام خیره میمونی
یه بار بگذرم از جونم تو این دیوارو بشکونی میخوام باقی_عمرم/توو/طواف پیکرت باشه
ببین هی قطره قطره خون رو این دیوار میپاشه نذار جون بکنم/نه/تو همیشه مهربون بودی
تو مثل سیلی از خوبی میون_ بستر_ رودی بزن اینبار خرابش کن رها کن عشقتو خوبم
ببین عمریه من /تنها/به این دیوار میکوبم تو میتونی عزیزم تو همیشه خوب میتونی
داری اینبار رو در رو توو چشمام خیره میمونی ووووووووووووووووووووووووووووووووووووو سال خوبی داشته باشیم.آمیننننننن سبزوشادوسلامت باشید.تابعد.................
حالم بد نیست.این کار با تمام سادگیش بدجور این روزا تحت تاثیر قرارم
داده .اسیرم کرده.صالح اعلا به نظر من متفاوت ترین ترانه سرای ایران ـ با تمام احترامی که نسبت به قطبها قائلم اینو میگم کما اینکه اردلان عزیز هم معطرف بود به این قضیه. کی به دادم میرسی در منتهای بی کسی این دم ـ آخر من ـ بی تو نمونده نفسی کی به دادم میرسی بانووی باغ اطلسی پس کی به دادم میرسی بانوی باغ اطلسی یه لقمه نون ـخشخاشی یه آسمون ـنقاشی بسه برای من اگر تو هم کنار من باشی هوا به قدر نفسی گووشه امن قفسی بانوی باغ اطلسی پس کی به دادم میرسی محمدصالح اعلا
با سلام خدمت دوستان وهمراهان همیشه خانه ترانه.جلسه این هفته خانه ترانه مورخ۲/۱۲/۸۶ در مکان زیر منقعد میشود: کانون ادبیات ایران-میدان هفت تیر مفتح جنوبی روبروی ورزشگاه شهید شیرودی(امجدیه) کوچه اردلان پلاک۳۱ از ساعت ۲ بعد از ظهر طبق روال معمول. با تشکر خانه ترانه
سلام. نه.کی گفته نا امیدم؟هممون بندمون دست خودشه. مادر بهتره به لطف خدا ودعای دوستان گلی مثل همتون که هستید.مرسی که هستید ودلگرمی من میشید توو این روزای سخت. خانومی قشنگم از تو بیشتر از همه ممنونم.یادت صدات برام آرامش بخش بود. میگن خودم کردم که .... حکایت منه خانومم.گفتم تا آخر امتحاناتت نبینیم همو که به درست صدمه نخوره.دلتنگ دلتنگتم.حالا ولی دیدار شوقش وذوقش صدبرابر میشه. وقتی ببینمت کلی حرف داریم واسه گفتن وکلی نگاه ناکرده.نگاهایی که از عمق وجودمونه پر از عشق واقعی.کاری به بقیه ندارم که چی میگن.من همه رو میشنوم و خوباشو استفاده میکنم. مثل حرفای آجی.حالا برات میگم. مادر خوبه.داره به فیزیو تراپی جواب میده.اگه تنبلی نکنه باید تا عید پاشه دیگه.اما من.... من دلتنگم.دلتنگ تو.دلتنگ روزای خوبی وخوشی مامان.دلتنگ پویا.دلتنگ.....خودم صدبار گفتم بازم میگم میخوام نه دارم سعی میکنم احساس مسئولیت وزندگی ساختن رو تجربه کنم.کنار تو برای تو.برای آیندمون. کنارت هستم تا.........................همیشه. از یه سری از دوستام باید تشکر کنم. خوب ودلنشینی مثل یه گل رز رو پیانو:از آواز عزیزم آجی مهربونی که بود با همه سختیای بودن ای خالق هر قصه من این منو این تو:آبجی ساره نازم که هر روز حال مامانو میپرسید و نگران بود به غیر از دست تو دستی نشد محرم ـتنهاییم:خواهر بزرگم.روشنک مهربون. تو بگوو لحظه به لحظه من برای بمیرم:داداش وحید با معرفت.یار همیشه من سلام ای غروب غریبانه دل:الناز مهربونم.آبجی گلم.تو سنگ صبورمی قبل همه.از تو.... به زبون نمیشه گفت.ممنونم فقط یه جمله جا داری /دوست دارم دوستم داری:نیلوفر عزیزم تو هم مهربونی هم همراه هم خواهر.متشکرم ازت اوههههههههههههه جمعه نبودنت طعنه زده به هفته هام:آجی مانیای گلم.که همیشهههههههههه هست و پشتمه.راستی کجایی چند روزه بی معرفت؟ عجب از رسم من وتو که همیشه آس وپاسیم:ممنونم نگار مهربون دوست داشتنی.آجی گلم امشب همین ترانه هم نفس نفس دوست داره:کتی گل که همیشه یار داداشیتی ممنون این روزا برزخیم خیلی خرابم داش آکل:محمدرضا پارسا.همنام هم حس.همنفس.ممنونم تو در پناه من من پشت سایه هام:ممنون خانوم مکارمی از بودن هاتون.غزل کوچولو خوبه؟ عاشق مرگ سورئالم عاشق جواز دفنم:حامد جان گل کاشتی داداشی.خوبی؟ به سفیدی واژه هایت به سیاهی گیسوانت قسم که هستم:خانوم ضحاکی متشکر از حضورتون میخوام از چهار نفر یه جا تشکر کنم:سولماز فروتن.مریم اسکندری دانا.هستی گل.وفروزان مظفری که دوستای خوبی هستن وقدرشونو میدونم.به اندازه خودتون وکلماتتون :مخلصیم نسرین خانوم از شما هم ممنون. یه دامن پر گل دورش پر خوار بذار زخمی شه دستام این بار:مونای برزویی عزیز خواهر همترانه لطف همیشگیت وشیطنت هام شرمندم میکنه. سکوت سرشار از ناگفته هاست:ساکت گلم آجی دوست داشتنی.ممنونم عزیزم و.... دستامو میگیری لبهامو میبوسی/باعشق میرقصی با دامن طوسی:سارای همیشه خودم. قشنگ روزگارم تو همیشه جات محفوظه توو قلب من.ممنونم که با صدات آرومم میکردی وتحمل دوری ودشواری این روزها رو آسون تر. دو تا کار نوشتم بعد مدتها.تقدیم به تو به قلب عاشق وپاکت:
عاشقانه دستامو كه ميگيري شرم وعشق يكي ميشه
من باز كم آوردم دستات پر اتيشه
توو فكر تو ميرم باز گم ميشم وميميرم
تو مكه عشقي وحاجتامو ميگيرم
اسم تو مقدس شد قبل از همه عالم
حوا ي خدايي تو سجده گاه اين آدم
تو بهونه باشي من واژه ساز تو ميشم
تو حنجره باشي منم آواز تو ميشم
تو عشق مني نه تو مثل قصه شيريني
از عشق تو لبريزي وقتي منو ميبيني
دستاموکه ميگيري شرم وعشق يكي ميشه
من باز كم آوردم دستات پر آتيشه محمدرضا شيرزاد راستی دوستان نظر بدن.در ضمن یه جا از وزن خارجه میدونم.
گاهی وقتی چشات خیسه باید حرفاتو بنویسی
باید گریه کنی آروم غم صداتو بنویسی
باید رو به خودت باشی نه اینکه آینه محرم نیست
بگی خسته شدی وقتی گلایه از خودت کم نیست
گاهی باید تووی آینه بریزی بشکنی حل شی
واسه زاده شدن از نو باید گاهی معطل شی
مثه من که درست امشب کنار تو چشام ترشد
قلم. کاغذ.شبو خونه همه چی با تو بهتر شد
بیا نزدیکتر امشب شریک خستت و دریاب
کمک کن با تو بنویسم از این حال خوش کمیاب
کمک کن تا چشام خیسه همه حرفامو بنویسم
شریک گریه شو میخوام غم صدامو بنویسم
به چشمام خیره شو اینجا کسی غیر تو محرم نیست
تا وقتی پیشمی بانوو دیگه ترسی از این غم نیست
گاهی وقتی چشام خیسه.................... محمدرضا شیرزاد بازم ممنونم از همه.از همه کسایی که توو این مدت تنهام نذاشتن ونمیزارن.
خانه ترانه به دلایلی فعلا تشکیل نمیشه.اما دوستان همترانه وهمراه میتونن یک شنبه ها از ساعت ۲بعد از ظهر بیان:دانشگاه تهران.دانشگاه ادبیات.تالار کمال. این یه خبر که بگم به زودی دوباره پنج شنبه ها همو خواهیم دید.از طریق همین وب و وب خانه ترانه خبر میدم. خبر دوم که بسیار خوشحالم کرد:وبلاگ دکتر افشین یداللهی است. خوش اومدیدhttp://www.afshinyadollahi.blogfa.comآقای دکتر. منتظر پست های شما هستیم. فعلا همین.در مورد جشنواره هم حرفی ندارم بزنم. سبز وشاد باشید وسلامت تا بعد....
حوصله وحال وحس با ترانه به روز کردن رو ندارم.حالم خووب نیست.اینروزا بدجوری فکرم
روحم داغون وخستست. روشنک مهربونم خواهر دوست داشتنی منو ببخش.قرار بود دیگه از غم ننویسم.اما نمیشه. این روزا بدتر از همیشه بدم.خولقم بهم ریخته.همه چی از دستم در رفته. یک ماه بود که از مادرم نگهداری میکردیم.فکرم میکردیم که ستون فقراتو مهره گردنش آسیب دیده.اما..... توو این مدت که یه دوست خودش رو ثابت کرد وبرای همیشه از ذهنم رفت.توو وضعی که میدونست وضعیت من اینه.امیدوارم خوش باشه. حالا من اینجام.پای کامپیوتر توو شرکت.ومادرم.....توو بیمارستان.با مرضیی که حتی مشخص نیست چیه وهمه دعا میکنیم جواب تست ونمونه برداری چیزه بدی نباشه. مادر....مادر...مادر... وقتی نیستی خونمون با من قریبی میکنه دل اگه میگه صبورم خود فریبی میکنه مادرم رو خیلی اذیت کردم.پسر خوبی بودم براش اما خوب سربه سرش میذاشتم گاهی جر وبحثمون میشد ودعوا میکردیم.گاهی..... اما دوستش داشتم ودارم.میترسم.میترسم از اینکه..... گله مندم.گله مندم از خودم که باید زودتر به یه سری از رفقام میگفتم ونگفتم. گله مندم از بعضی رفقا که باید ازم میپرسیدن تا بگم مادرم حالش بده تا بگن چرا ومن بگم. گله مندم از ...... اما بیخیال گله.میخوام امیدوار باشم.به بهبودیش.اگه سالم برگرده خونه علاوه بر ترانه ای که خودش خواست براش بگم چند تا ترانه دیگم برای مادرم وهمه مادرا میگم. خدایا همه مرضا رو شفا بده امن یجیبوالمستعراضا دعا ویکشفوالسووء آمین سبز باشید تابعد....
باورم نمیشه قشنگم.مثل خوابه.شیرینه.شیرین تر از عسل.شیرین تر از شیرین ترین مزه
توو همه دنیا.اینکه تردیدت برای دوست داشتن من تبدیل شده به عشقی که از عمق قلب و روح ـ پاک توء وداغ داغ که منو دیوونه تو میکنه شیرینه. منم مثل تو میخوام کنار تو باشم تا هر وقت خدا بخواد که ایشالله تا همیشه منو تو رو کنار هم نگه میداره.عاشقت بودم عاشقم شدی حالا دیوونت شدم.این دستی که داره برات مینویسه عاشقترین و بی تکلف ترین دست دنیاست.این قلبی که داره اینا رو به تو میگه پاک ترین قلب دنیاست. با همه بدی ها وسختی ها میجنگم چون تو کنارمی قشنگ روزگارم.اگه کوتاهیی از من دیدی به مهربونی خودت به قلب عاشقت ببخش.میخوام یکم خودمو لوس کنم.میدونی من مثل خیلی ها معشوقمو واسه چیزای دیگه نمیخوام.شاید دیوونم.اما من تو رو فقط برای خودت میخوام.نه هیچ چیز دیگه. وقتی کنارمی قرصم.محکم.خوشبخت.شاد و..................ع ا ش ق یادم بده با تو باشم خوشبخت ودلزنده وشاد سکه عشقم میون قلک قلب تو افتاد دیشب برات ترانه نوشتم.گرچه تا حالا هم برای تو مینوشتم که نوشته بودم: بوسه تو حادثه کمی نیست برای من که خیس بارون شدم گرچه سر وکله زدن با برادر خوبی مثل سعید شهروز واینکه میخواستم یه ورژن جدید از بیخوابی بنویسم و اینکه میخواستم برای تو بنویسم همه دست به دست دادن تا این ترانه نوشته بشه.توو یه شب سرد و گدا کش زمستونی توو شرکت پای کامپیوتر وقتی تو خواب بودی یا شایدم مثل من بیدار و...... این کار مال توء سارای من.مخصوص تو برای تو تقدیم به تو:
بیخوابی برای من زیبا ترینی حتی اگه زیبا نباشی
عاشق شدی مبارکه خاتون نازم
با من قدم گذاشتی تو جاده وحالا
میخوام برات قشنگ ترین راهو بسازم
یک سر این جاده میاد به سینه تو
اون سر دیگش میخوره به سینه من
قصه نویس یه قصه تازه نوشته
قصه من کنار تو یک مرد ویک زن
شرمتو بشکن تووی آغوشم رها شو
با گوش قلبت صدای قلبمو بشنو
وقتی میخندی ضربانم تند میشه
دلچسب مردن با صدای خنده تو
مردتو بشناس تکیه کن به کوه سبزی
که تو براش حکم یه رود پر آبی
همپای تو بیدار هر لحظه شب وروز
همخصلت با تو که هیچ وقت نمیخوابی
هر دو تحمل میکنیم بیخوابی رو تا
حتی مبادا قد یک پلک جدا شیم
هر کدوم از ما یه سر جاده رو داریم
پس جاده ای نیست وقتی که هم نباشیم
بیخوابی ما قصه قصه نویسه
حکایت معشوقه بودن تو ومن
خوشبخت ترین جفت زیر آسمون چندم
که هی به سمت قلبای همدیگه میرن محمدرضا شیرزاد 19/10/86 و بدون که:دوووووووووووووسسسسسسسسسسسسسسسستتتتتتتتتتتتت ددددداااااااااااااررررررررررررررمممممممممم از آخرین باری که این کار شهره رو گوش کردم ۶ سال میگذره.از همون اولی که این آّهنگ اومد وقتی میشنیدمش موی تنم سیخ میشد.بعد از ۶ سال یک شنبه شبی که نحس بود دانلودش کردم وهر دقیقه گوش میکنم بهش.حدسمم درست بود.کار کارـ تیم زولاند وسرفراز است.ملودی وترانه ای که مو رو به تن هر شنونده ای سیخ میکنه.دوست دارم حس ترانه رو با تو وهمه دوستام شریک بشم. تشنه(مثل من) مثل من کسی توو عشق فنا نمیشه واسه من عشق وخدا دوتا نمیشه قصه های عاشقانه توو کتابا هیچ کدوم قصه عشق ما نمیشه
هر نفس تشنه دیدار تو هستم حتی من عاشق آزار تو هستم بیشتر از این نمیشه کسی رو دوست داشت انقدر که من گرفتارـ تو هستم
دریای من تو باش منم موج دربدر ساحل مرا شکست تو نگذار بشکنم ای تو صدای عاشق من شور گفتنم در کوچه های عشق تو را پرسه میزنم با من باش با من باش چشمم را دیدن باش عاشق باش عاشق باش یک لحظه با من باش
هر نفس تشنه دیدار تو هستم حتی من عاشق آزار تو هستم بیشتر از این نمیشه کسی رو دوست داشت انقدر که من گرفتار تو هستم
سارای من حس من الان کنار تو دقیقا همینه.پس منم میگم: بیشتر از این نمیشه کسی رو دوست داشت انقدر که من گرفتار تو هستم محرم منو میبره به خیابون مطهری خیابون شهید یوسفیان دبستان۲۲ بهمن.آقای قهرمانی مدیرمون بود.آقای فراهانی آقای فرجی آقای سقراط ناظمامون.ومعلمامون:خانوم جلالی خانوم کیپور و... کاش میشد دوباره ببینمشون ودست وپاشونو ببوسم که درس توو کتابا به کنار.پاک بودن و خوب بودن وصاف بودن رو به ما یاد دادن.رفاقتو. چند سال با هم بودیم.علی ثابتی.فتحی.عافی ها.شاهین.سجاد آوینی که وقتی خبر شهادت مرتضی آوینی پدرش رو شنید....و از نفس به من نزدیکتر:پویا.سید پویا حجازی. پویا رفیق ۱۲ ساله آرزوم شده فقط یه بار دیگه بغلت کنم.یه بار دیگه توو چشمای سبزت نگاه کنم و بگم چه قدر دوست دارم پسر. آره محرم منو میبره به اینجاها.هیئات کوچیکی که خورده خورده با بچه ها راه انداختیمو کم کم هیئاتای بزرگم میومدن پشت در مدرسه تا با ما عذا بگیرن برای حسین فاطمه. همون گریه های از ته دل و صاف وپاک ضامن امروز وفردای تک تک ماها شدن. کاش میتونستیم نگهش داریم.کم کم که پخش وپلا شدیم هیئاتم تموم شد.هنوز حسرت یه بار گریه کردن توو حسینیه کوچیک خودمو که پیشنهادش از من بود میکشم. خدایا یه بار فقط یه بار دیگه بذار با همکلاسیام زیر چادر اون حسینیه توو حیاط کووچیک دبستانمون جمع شیمو اشک بریزیم.قول میدم خودتم گریت بگیره مثل اون سالا که هر شب از گریه ای تو از آسمون خیس میشدیم.فقط یه بار دیگه به حسینت قسمت میدم فقط یه بار دیگه................
+الان اضافه شد به حضرت عباس تب کلاسیک نویسی مخصوصا غزل از خیلی سال پیش با من بود منظورم از خیلی یعنی ۱۱ یا ۱۲ سالگی.خیلی غزل میخوندم.دوست داشتم یه دونه هم خودم بنویسم.اما همیشه میترسیدم.کشید وگذشت ورسید به امشب که ترس رو گذاشتم کنار ویه غزل از نوع مناسبتیش نوشتم.میدونم خالی از اشکال نیست پس تعارف رو بذارید اینور...آهان..ایول.. ومردونه همه اشکالاتشو بگید.
یتیم نامه امشب تمام نیزه ها خون گریه میکنند امشب خدا وچرخ گردون گریه میکنند امشب تمام روحهای مانده ز جنگ گمنام کنار کارون گریه میکنند از قصه های دور از روم باستان حتی لیلی ومجنون گریه میکنند امشب به زیر برف ماتم زمین ببین برف قرمز است فرشته ها خون گریه میکنند انگار نه انگار هزار سال گذشت...رفت تمام دشت ها کنون گریه میکنند گفتند علی که رفت کودکان یتیم شدند امشب تمام کودکان خون گریه میکنند پشت ـسرـکاروان که هزار سال ـپیش رفت زمینیان انا الیه راجعون گریه میکنند دیگر نمیتوانم بنویسم از غم ـشما قلم وکاغذ وچشم چوون گریه میکنند محمدرضا شیرزاد ۲۱/۱۰/۸۶ نمیدونم چه جوری شده.فقط میدونم خالی از اشکال نیست.پس بگید چون میخوام ادامه بدم.
نمیدونم چی بگم.از کجا بگم.از این که داشت تموم میشد با عجله من وتو باز دلم رو گرفتی تو
دستاتو مرحم گذاشتی روش.یا از اینکه همون طور که تو خوشحال بودی وقتی صحبت میکردیم من از تو خوشحال تر بودم. وقتی گفتی میخوای بمونی ولی شرط داری انگار دنیا رو داده باشی بهم.وقتی شرطها تو شنیدم دیدم منطقی پس باید قبول کنم گرچه هنوز درست در مورد آیندمون حرف نزدیم. حق میدم که نگران مسائلی باشی و این طبیعیه.هر دختری هر زنی از همراه آیندش یه انتظاراتی داره.یه چیزایی میخواتد.باید مطالبه کنه. خوشحالم که تونستم از نگرانی درت بیارم قشنگ روزگارم.خوشحالم که قراره کنار هم باشیم .باهم از مشکلات بگذریم.میدونم زندگی شوخی نیست. شروع یه زندگی شناخت میخواد تفاهم میخواد باید شرایط مهیا باشه.دو تای اول زمان میخواد ولی شرایطو با هم مهیا میکنیم. میخوام قشنگ روزگارم خانوم خونم باشی زن ـ زندگیم.میخوام مردت باشم.مردون پشتت بایستم.میخوام شونه هامو ستون محکم یه خونه کنم.وقتی دلت از زندگی پره سر رو شونه هام بذاری و با نوازشام دلتو آروم کنم.وقتی زندگیمون به مانع رسید به شونه هام تکیه کنی تا با هم موانع رو کنار بزنیم. دیگه تنها نیستم.دیگه تنها نیستی.هیچ وقت ازت جدا نمیشم تنهات نمیذارم.قرار به موندگاریه. قرار به اینه که اگه به تفاهم رسیدیم زیر یه سقف زندگی کنیم.اعتماد کن به مردت.کمکش کن تا بتونه یه زندگی خوب برات بسازه.دستاتو به دستام بسپار تا با هم باشیم: چشماتو ببند آروم دستاتو به من بسپار فرصت بده عاشق شم لبخند بزن یکبار از وقتی طلوع کردی غرقم توو هوای تو فرصت بده این خورشید پرپرشه به پای تو (بابک صحرایی) میخوام توو اولین دیدار بعد از این کلید این خونه رو به دستت بدم تا از این به بعد با هم بنویسیم. اینجا دیگه مال من تنها نیست.مال جفتمون.مدار خورشید سرزمین رویای ما دو نفره. خونه من و قشنگ روزگارم که تو باشی. به اندازه دنیا به اندازه....نه بذار راستشو بگم: به اندازه وسعت قلبم و روحم :دوست دارم . روشنک نازنینم.خواهر مهربونم گفتی دیگه از غمها ننویسم.چشم.از شادیهامون مینویسیم از این به بعد دیگه فقط من نیستم که مینویسم.هم مدارم هم خواهد نوشت. از ما از خودش از... اگر هم غمی باشه مال جفتمونه. کلید این خونه رو به دستت میسپرم خانوم دوست داشتنی من.
بوسه تو حادثه كمي نيست براي من كه خيس بارون شدم
موهات توو دستام و با لب تو گر ميگيرم دور ميشم از خودم
یه لحظه شک نکن که آغوش من فقط برای بودن تو بازه
بشین توو بارون جلو چشم دریا روسری بردار که دلم بنازه
به داشتن یاری که مثل اونو توو خوابشم خدا ندیده باشه
برای دیدن قشنگی تو خورشیدم از خواب شبونه پاشه
امشب از اون شباست که هر عاشقی تووی خیالش آرزوشو داره
سر روی پاهام میذاری ودستام توو دشت موی تو قدم میذاره
زمزمه کن امشبو با لب من یکی یکی _عاشقانه ها رو
خدا نشسته زمزمه میکنه همراه ما ببین ببین خدا رو
تموم شب بارون دونه دونه آغوش من بازه بیا عزیزم
میخوام مثل رود ارس باشم و به دریای چشمای تو بریزم محمدرضا شیرزاد خوشم که از تو پر شدم جایی که دستا خالیه وقتی که رویا میبافم اسم تو نقش قالیه. دوسسسسسسسسسسسستتتتتتتتت دارممممممممممممممممممم
هیچ وقت نمیدونستم آویزون بودن انقدر سخته که مجبوری گاهی اوقات برای خلاصی ازش
طنابو ببری.یه رابطه رو ترک کنی ویه دل رو بشکونی.گرچه.... تقصیر خودت ـ اگر تموم بشه.بهت گفتم پات واستادم.گفتم عاشقتم.گفتم روت حساب دوستی باز نکردم.میخوام یه عمر باهات زندگی کنم.هر وقت حستو پرسیدم خندیدیو گفتی تردید دارم محمد.تو خیلی خوبیا اخلاقت....ولی من تردید دارم. آویزونم کردی.حق بده.خسته شدم.با این که همه ذرات تنم قلبم روحم اسمتو داد میزنه با اینکه هر وقت یادت میافتم همه تنم میلرزه ولی خسته شدم قشنگم.تا همین امشب فقط تا همین امشب وقت داری خوب فکراتو بکنی و تصمیمتو بگیری.شرط موندنم بهت گفتم. اگر موندی که تا آخرش با همیم.خودمو وقفت میکنم ولی با قبول شرط من.اگرم نموندی برای همیشه خداحافظ . اگرم جواب ندی من تمومش میکنم. بسه تا حالا هرچی منت کشیدمو ناز.میخوام مغرور باشم.میخوام واسه یه بارم توو زندگیم جدی برخورد کنم.مردونه مردونه. مردونه گفتم که دوست دارم ساقه برنجم گندمو ریشه فکر منم باش قدـ یه ارزن موهام داره جو گندمی میشه (نادر بختیاری) بیا یه بارم به جای اینکه به یه نفر فکر کنی به دونفر درگیر رابطه فکر کن خانومم.من سنگدل نیستم.پست هم نیستم.فقط منتظر بودم.آویزون... خستم.یا آره هستی یا نه و خداحافظ برای همیشه.میخوام این طنابو ببرم.یا این که درست واستم روش. دارم دیوونه میشم.خودمو شبیه همه دیکتاتورای آدم کش دنیا میبینم.میدونم اگه تموم بشه تو بیشتر از من عذاب میکشی ولی خودت این شرایطو پیش آوردی. منو ببخش. مرا ببخش اگر رفیق ویار نبودم مرا ببخش اگر که ماندگار نبودم (استاد شهیار قنبری) تو بگو لحظه به لحظه من کنار کی بمیرم وقتی نیستی وقتی رفتی دستای کیو بگیرم (وحید عربانی) اگه راهم این روزا از تو یکم دوره ببخش تووی زندگی آدم یه وقتا مجبوره ببخش (مریم حیدرزاده) آره توو تموم این بندا حس من موج میزنه.واقعا خستم قشنگ روزگارم.تا امشب فکراتو بکن. شب یلدا تقدیم تو تا تو برای جفتمون تصمیم بگیری. هوا سرده.سوز داره ولی من از توو یخ کردم.هیچی گرمم نمیکنه.حتی آتیشه جهنم. رحم کن دست تو پر پر شدنو میفهمه رحم کن چشم تو ایثار منو میفهمه (استاد قنبری) یا برای همیشه میمونیم با هم یا هر کی میره دنبال سرنوشت خودش.حرفام تلخه تنده ولی چاره ای ندارم.باید یا روی بند واستم یا بیافتم پایین. نگار .مانیا.یلدای همدمم نیلوفر همیشه سبز برای داداشیتون دعا کنید.بهش حق بدین.این آخرین راه بود.یا موندن یا رفتن. تو هم حق بده خانومم.امشب منتظرم تا صبح.تمام طول یلدا رو فرصت داری.کم نیست.
نباید اینجوری عاشقت بشم وقتی که اخر قصه مبهمه
من دوست دارم ولی باور کن عشق یک سویه خود جهنمه
تو باید حسی به من داشته باشی که منو پابند عشقت بکنی
نباید عاشق بشم وقتی داری منو هر لحظه مردد میکنی
یه دفعه بهم بگوو دوسم داری تا دلم راضی به عاشقی بشه
وقتی ساکتیو چیزی نمیگی خوب قبول کن که دلم نمیکشه
جرات عاشق شدن به من بده با یه حرف ساده که دوست دارم
با همین حرف کلیدی میتونم پا توو صندوقچه قلبت بذارم
تو میتونی مردتو راضی کنی جوری که عشقو تو قلبش بکاره
انقدر عاشق بشه که حس عشق از دو تا چشم سیاهش بباره
میتونم اینجوری عاشقت بشم وقتی که آخر قصه تو باشی
بگی دوسم داری و آرامشو به دیوار سرد قلبم بپاشی محمد رضا شیرزاد به این ترانه اعتماد کن.حرفامو گفتم.منتظر جوابت هستم....
اتفاق خوبی افتاده توو این روزا برای موسیقی پاپ.برپایی کنسرت ها شروع دوباره نفس دوباره است برای پاپ.و اینکه مسئولان موسیقی بالاخره پاپ رو هم فرزند مشروع دونستند و یه بخش توو جشنواره موسیقی براش کنار گذاشتند. بچه های خوب آریان.خشایار اعتمادی حمید عسگری مانی رهنمای عزیزم توو این چند روزه جشنواره برنامه اجرا میکنند.دنبال آریان نرید که سولدات شد.مونده کنسرت مانی که به ضعم من اتفاق بزرگیه فقط جاش کوچیکه.می ارزید که مسئولین سالن کشور رو به مانی بدن. در هر صورت شب اجرای مانی به رهبری دوست وبرادر خوبم بامداد بیات خیلیا هستن بابک صحرایی داریوش تقی پور نادر بختاری خودم و... تا آخر سال هم کنسرتهای دیگری برگزار میشه که خبرشونو یکی یکی اعلام میکنم. آشتی مسئولین با پاپ رو به همه اهالی پاپ تبریک میگم. به امید روزهای بهتر برای پاپ داخل کشور. در ضمن آلبومهای خوبی هم توو راهه.راستین.لیلا فروهر.احتمالا ابی و داریوش عزیز که تا چند ماه یا هفته دیگه به ترتیب بیرون میان. توو آلبوم داریوش روزبه بمانی عزیز دو کار داره و تو آلبومهای راستین ولیلا هم مهیار کاظم زاده آلبوم شهیاد هم توو راهه که فکر کنم مریم اسدی و بابک صحرایی و بابک روزبه تووش کار دارن.کار من هم میمونه برای آلبوم بعد. منتظرم تا کارها میکس نهایی بشه بعد کارهای خودمو اعلام کنم.
خوشم خوشم چنان خوشم که غصه هامو میکشم همه ته ـ ته ـ سفر فقط منم که چاوشم خوشم که از تو پر شدم جایی که دستا خالیه وقتی که رویا میبافم اسم تو نقش قالیه خوشم که آزادی تو به دست خنده منه به وقت تلخ ـ بیخودی عشق ـ که دل دل میزنه خوشم که سایه های ما دلیل رقص آتشه پاکی تو پاکی من حکایت ـ سیاوشه خوشم که همسایه شدم با شب آفتابی ـ تو خوشم که رویای تو ام دلیل بیخوابی ـ تو تو هم به وقت ـ ناخوشی باید به رویا بزنی توو شب ـ بی حرفی ـ ما باید سکوتو بشکنی خوشم خوشم چنان خوشم که غصه هامو میکشم (استاد شهیار قنبری) وقتی با تو هستم خوشم.وقتی یادت میافتم خوشم.اما تردید چرا؟ از چشمات همه چیزو میخونم دیگه نمیخوام ازت این سوال ـ مسخره رو بپرسم:تو حست به من چیه؟ البته بهتم حق میدم.بی شناخت نمیشه.صبر میکن.انقدر صبر میکنم تا خودت لب باز کنی و بگی:.......... بانو بانو بانوی شرقی من ای غنی تر از شقایق مال ـ تو ارزونی تو خورجین قلب ـ این عاشق لبریز ترانه شدم توو این روزا.مثل یه چشمه که منشاش تویی.یه رود زلال که از بالای کوه آرامش سر ریز میشه و سنگای غرور و وقار جلوشو میگیرن وبعد مثل چشمه به قلب و ذهن من میریزه و از من جاری میشه و به راهش ادامه میده. این چشمه میخواد سر راهش کلی سنگ ریزه از عشق جمع کنه و یه کوه بسازه تا مثل یه کوه مردونه پشتت واسته. به من اعتماد کن.بهم تکیه کن.من میخوام آرامشو حس کنم. با تو.نه هیچ کس دیگه ای. جاریم سرشارم خوشحالم خوشم چون: تو رو دارم بانوی ترانه هام.دختر سرکش زندگیم.چون تو رو دارم....... خوشم که از تو پر شدم جایی که دستا خالیه وقتی که رویا میبافم اسم تو نقش قالیه
قضیه حرمت نمکدان یا... به شما چه... چند وقتیه که یه چیزایی میبینم و میشنوم که داره از خودمم بدم میاد چه برسه به... اول باید جواب یه دوست رو بدم. من به خیلیا مدیونم توو عالم ترانه که تونستم تازه به پله اول برسم دوست من. به کسانی مثل کوروش سمیعی نادر بختیاری وبابک صحرایی.که همشون برام برادری کردن یادم دادن.ازشون یاد گرفتم و میگیرم.دوست عزیز لابلای تک تک کلماتت خودمو میدیدم که بهم تهمت نمکدان شکستن میزدی.اگه اینطور حس میکنی به نمک خوردن من شک نکن به میزبانی خودت شک کن.ساده بگم غره شدی به خودت که همه رو کوچیک میبینی. فقط تو نیستی که داری توو این بازارـ متاسفانه بی در و پیکر موسیقی کار حرفه ای(به قول خودت)میکنی. منم هستم.خیلی از دوستامم هستن.من و ما کسایی نیستیم که حسرت شنیدن صدای کسایی رو داشته باشیم که شما هر شب باهاشون حرف میزنید. من خودم شخصا با کسی حرف میزنم که تو حتی یه بار هم با این که حسرتشو داری باهاش صحبت نکردی.نترس انسان نیست.دارم خدا رو میگم. منو یه آدم آب زیر کاه میدونی که با نقاب مظلومیت دنبال.... اما خودت جلوی چشم همه هر هفته با یک نفری. اگه تا به حال سکوت کردم دلیلش این بود که اهل جنجال و حاشیه و دعوا نیستم. در مورد دزد خطاب کردن من.آره من دزدم.میتونی کاری بکنی؟ ببین دوست عزیز من معتقدم کلمه ارث بابای من و تو نیست.اما ترکیب سازیها مختص یک شخص خواصه.هر کسی یه جور ترکیب میکنه کلماتو.من اگه از ترکیب سازی کسی استفاده کنم حتما همه جا میگم.اما شما چی؟شما حتی به تصویر وحس هم رحم نمیکنی من دیگه به هیچ کدوم از حرفهای تو جواب نمیدم.اینم اتمام حجت بود.دور منو خط بکش. یه سری از دوستام معترضن که چرا من خانوم های ترانه سرایی رو که همکار ودوستم هستن با اسم کچیکشون یا القاب مثل گلم یا خانومم صدا میکنم. اولا به شما هیچ ربطی نداره. دوما به شما هیچ ربطی نداره سوما:این القاب نه تنها زشت نیستن بلکه نشانه ای از احترام هم توشون هست و صمیمیت اگر خود این دوستانم ازم بخوان موضوع فرق داره ولی شما که با لقب خانوم فلانی سلام واینا قاپ میدزدی اظهار نظر نکن. در ضمن من همه این خانوم های محترمو مثل خواهر خودم میدونم و .... اصلا به شما چه مربوط؟ ببخشید از دفعه بعد مثل همیشه با نوشته های دلم این جا رو به روز میکنم. در آخر هم میخوام یه کار تقدیم کنم به کسایی که بهشون مدیونم.نادر گلم.کوروش عزیز وداداشی نازنینم بابک صحرایی و داداش خواستنیم وحید عربانی.هنوز کار داره ولی...در ضمن درباره جنگ ـ
مردت کجاست برات از فحش بدتره بییست سال محرم_یه عکس یه خاطره تو سال شصت وشیش نزدیک دلهره تو فووت میکنی اون کیکو میبره تو بیست سالته یلدا وقتشه میون حادثه عشق مثل ترکشه فرهانتو ببوس حالا که محرمید چند لحظه مونده که بهم نمیرسید با ضرب وهلهله آتیش دشمنت یک لحظه انفجار خون روی دامنت فرهان_تو کجاست تفنگ رو دوششه این جنگ ممکنه اصلا تموم نشه یه لحظه انفجار بیهوش روی تخت پس محرمت کجاست عروس تیره بخت بیست سال بعد جنوب پای همون درخت چند متر زیر خاک حلقه شکست_ سخت از جنگ ودلهره مردونه رد شدی عروس خاطره با جنگ بد شدی مردت کجاست برات از فحش بدتره بیست سال بیوه یه عکس یه خاطره محمدرضا شیرزاد 19/9/86
سبز وشاد وسلامت باشید.تابعد...
متاسفم که مطلب بالا باعث کدورت یکی از دوستانم شد که باید ازش عذر بخوام از علیرضا سلیمانی نازنینم داداشی که همیشه مهربون بوده معذرت میخوام اما: خواهشا یه لطفی به من و خودتون بکنید ومساله رو شخصی نکنید.یه سری از کامنتا که پاک شدن مال افرادی بود که انگار خود آزاری دارن.(همون مرض خودمون) هی به خودشون میگیرن.بابا من اگه نخوام کامنتها و میل هایی که باعث نوشتن این مطلب شدنو رو کنم کیو باید ببینم.به خودتون نگیرید لطفا.یکی از کسایی که نه ترانه سراست نه خانه ترانه میاد منو مورد لطفش قرارداده بود.میگم خودآزاری دارن بگین نه. بازم عذر میخوام از علی گلم که رنجید از من.علی جان تو اون حرفو محترمانه زده بودی ولی دقیقا ۸ تا کامنت خانواده منو موردـ عنایت قرارداده بودن در همون مورد فعلا دیگه هیچی.میخوام به زندگیم ترانم کارم وعشقم برسم.خواهشا کسی اذیت نکنه.
انقدر این لحظات داره تند میگذره که بعضی وقتها فراموش میکن یه سال از یه ربع قرن
کمتر از عمرم گذشته.انقدر پر شور و و در عین حال منطقی و باز در عین حال دچارم که جز تو دارم خیلی چیز ها رو فراموش میکنم.یه روز گفتم: برای دیدن تو از حادثه ها گذشته ام اما دارم این حادثه ها رو میکنم خاطره تا فقط تو باشی.نه این که دیگه هیچ چیز مهمتر از تو وجود نداره اما تو برام عزیزی.عزیزتر از اونی که فکرشو بکنی. امروز نه دقیقا فردا مردت یه سال بزرگتر میشه.و خیلی خوشحاله که توو این روز با همه وجودش حس میکنه تو رو داره و تو بهش فکر میکنی.وبدون که بهت فکر میکنه.لبریز لبریزم مثل گل پونه/وقتی که عطر تو میپیچه توو خونه نمیدونم تا کجا با منی ولی قول دادیم لحظات خوبی رو برای هم بسازیم. همین که هستی همین که صدات پر از هیجانه وقتی پشت خط داری از روزی که گذروندی حرف میزنی به من بال میده.احساس میکنم واسه چند لحظه توو این دنیا نیستم.جایی هستم که فقط من وتو ساکنش هستیم.کنار یه مزرعه گندم. گندمایی که رنگ طلایی ـ پر نورشونو از روح تو گرفتن.نشستیم کنار مزرعه گندمی که باد گندماشو میرقصونه.یه باله زیبا.ولی من محو رقص موهای تو ام. این رویای منه کنار تو.کنار تویی که سارای قصه های منی ومن که دارایی هستم که داراییش تویی ویه اراده که همه چیو بسازه. میخوام این کار رو تقدیم تو کنم.میدونم هیچ کس قد تو ارزش این کار رو نمیفهمه. وهمین برام کافیه.با تواضع کامل ویه دنیا عشق توو شب تولد مردت این کار رو تقدیمت میکنم.قبلشم بگم که از کمک دوست خوبم علیرضا سلیمانی که توو ادیت کار کمکم کرد با نظراتش ممنونم.و تو که حس این کار رو به من دادی قشنگ روزگار دل: مثل برج کج پیزا من به سمتت مایلم
تو یه میراث بزرگی برات ارزش قائلم
با تو آواز تووی بارون با تو رقصیدن توو باد
باز یه حرفی توو گلومه و صدام در نمیاد
مثل من عاشقی پیدا نمیشه کسی که مزه عشقتو چشید
لئوناردو اخم تو ندیده بود وقتی لبخند ژکوندو میکشید
گل میده گلدون خالی روی میز_خونه
داغی دست تو تب دار تر از فنجونه
تو که اسطوره عشقی ساده راضی نمیشی
تو دچار وسوسه یا صحنه سازی نمیشی
تو مثه خط کف دست تا همیشه با منی
من پراز حادثه میشم وقتی که حرف بزنی
باتو آواز تووی بارون با تو رقصیدن توو باد
باز یه حرفی توو گلومه وصدام درنمیاد
من فقط مال تو هستم مثل کفش سیندرلا
داره هم قد تو میشه آغوشم دوشیزه سارا
مثل من عاشقی پیدا نمیشه کسی که مزه عشقتو چشید
لئوناردو اخم تو ندیده بود وقتی لبخند ژکوندو میکشید
مثل برج کج پیزا من به سمتت مایلم
تو یه میراث قشنگی برات ارزش قائلم
از تو چه پنهون چند شب پیش بی حوصله بودم وتنها.در هر خونه ای رو میزدم یا حوصله نداشت یا کار داشت
انگار همه جوابم کرده بودند.دوباره خاطراتم پاتک زدن.خاطرات آسمونی.هی میخواستم فرار کنم اما دنبالم
میومد آخر سرشد این ترانه که تقدیمش میکنم به همون خاطره شیرین که ازش خیلی چیز ها رو یاد گرفتم و
اینکه ازش عذر میخوام و...
برو با هر کسی میخوای دل من اهل نفرین نیست
فقط یک لحظه باورکن که سهم قلب من این نیست
دارم میسپارمت انگار به دستی که کمی سرده
رفیقی که رفاقت رو برای من تموم کرده
براتون بهترین ها رو همیشه آرزو دارم
خودمو دست تقدیره دل بیچاره میسپارم
منم که عاشقت بودم تویی که عاشق اونی
برو من راضیم اینبار که تو قلبمو بشکونی
برو مدیون من نیستی برو بی اینکه برگردی
برو نگاه نکن لطفا نبین چشمامو تر کردی
روی قلبم رو این شیشه ترک یه یادگاری نیست
با عمقی که ترک داره ولی این زخم کاری نیست
با دستت بوسه و بوسه برای من فرستادی
فدای تو و لبخندت عجب بغضی به من دادی
منم که عاشقت بودم تویی که عاشق اونی
برو من راضیم اینبار که تو قلبمو بشکونی محمدرضاشیرزاد 4/9/86
همین.و......
وقتی این کار رو به مانی رهنما سپردم شک نداشتم که اجرا میشه.سال پیش بود
که مانی این کار رو از من گرفت اما برای همیشه و به لطف خودش و دوستان خوبم بایگانیش کرد.بر میگردم به یکی از روزهای آذرماه سال گذشته. خسته از دانشگاه برگشتم.مادرم داشت یه چیزیو از من پنهون میکرد.یکم دراز کشیدم که اس ام اس اومد.بیات رفت. اون روزا بدجوری نگران حال استاد بیات بودم. بابک صحرایی از دستم کلافه شده بود از بس زنگ زدم و گفتم امروز چه خبر بابک؟ باورم نشد گفتم رفیقم شوخیش گرفته.از خواب بیدار شدم.نشستم پای تلویزیونهای آنسوی آبی اونام همین خبر رو دادن.گفتم دارن جوسازی میکنن.تنها راهم تماس با بابک بود. م:الو سلام داداشی.اینا چی میگن؟امروز چه خبر از استاد؟ ب:(با بغض)راسته.فوت کردن.الان حالم زیاد خوب نیست محمد....بوق بوق بوق حرف بابک یعنی صحت همه اون خبرها.تا نصفه شب که تنها بودم مات مات بودم. نمیشنیدم.نمیدیدم. داریوش عزیز از تلویزیونها خواسته بود رازقی رو پخش کنند.تو نابا وری بودم که با صدای داریوش نازنین:رازقی پر پر شد..... بغضم ترکید.قلم خیس شد ورق خیس شد واین ترانه متولد شد.خیلیها به حرفها و احساسات من در این ترانه خندیدند اما وقتی تووی خواب دیدم استاد خودشون دارن این ترانه رو رو پیانو میزنن وخودشون میخونن گفتم من همینو میخواستم. خود استاد راضی بود واین یعنی همه چیز.صبح وقتی پا شدم بالشم خیس بود وچشمام سرخ.
تو رفتی تیغ تنهاییت هنوز قلبمو میشکافه می دونم که سفر کردی خونت روو قله قافه تو رفتی اما یادت رفت پرم از خاطرات ـ تو اگه سخته که برگردی یه شب مهمون خوابم شو بیا ای عشق بیا یک شب به خواب تلخ وماء یوسم که بی تو مثل سوسوی دم مرگ یه فانوسم من از تو میگذرم اما نبودت مرگ احساسه دیگه من تویی آیینه من وبی تو نمیشناسه بیا دیگه خیالت رو نگیر از من دلمرده ببین با رفتنت عشق و دل و روحم زمین خورده میدونم بر نمیگردی فقط مهمون خوابم شو حلالم کن نمیتونم ببینم جای خالیتو بیا میون خواب من ببین عاشق زمین خورده رهام کن از پریشونی تو ای زیباترین مرده من از تو میگذرم اما نبودت مرگ احساسه دیگه من تووی آیینه من وبی تو نمیشناسه
۵/۹/۸۵
هنوز آرزومه این کار با صدای یکی از شاگردان استاد وبا ملودی ایشون یا بامداد عزیز ساخته بشه.نمیدونم میتونم به آرزوم برسم یا....؟؟؟
باز باید از جادوی زن گفت
باز باید از عاشق شدن گفت باز هم باید در سایه گم شد باز باید ساده شد لابد تو به سادگی ـ یه جشن مدرسه جشن تولد گل کن مثله یه هدیه سر خوش و خود به خود دست تو کوو بگوو دست تو کوو دو دست گم شده دست ـ بی آرزو وقت یکی شدن وقت تو وقت من وقت دل نازکی ساعت سر رفتن آره خودشه خودـ خودشه باز باید از چشم تو ترسید باز باید در عطر تو پیچید باز هم باید بیخودی لرزید باز باید یک نفس رقصید تو در زنگ حساب امتحان خراب یا پاشو نترس بخند به اخم درهم به نمره های کم به جاشو نترس دست تو کوو بگو دست تو کو دو دست گم شده دست بی آرزو وقت یکی شدن وقت تو وقت من وقت دل نازکی ساعت سر رفتن به سبک آواز کولی ها به نام بچه های دنیا به یاد پس پریروز بغض به فکر رنگ سبز پس فردا دست تو کوو بگو دست تو کو دو دست گم شده دست بی آرزو وقت یکی شدن وقت تو وقت من وقت دل نازکی ساعت سر رفتن آره خودشه خود ـ خودشه (شهیار قنبری)
باورم نمیشه کنارمی.یه جورایی رو هوا بودم.یه جای بدی بین زمین وآسمون.انگار خودمو برای تموم شدن یه حس آماده میکردم.قرار بود امروز بگی.که موندن یا رفتن. اما دو روز زودتر حیرت زدم کردی قشنگ روزگارم. من سر قولم هستم.میخوام اگه شد اگه به نتیجه رسیدیم یه سقف بسازیم باهم.تا بتونیم روزای سخت و آسون روزای خوشی وغم روزای دارایی و نداری رو باهم بگذرونیم. از اینکه دارای تو شدم و تو سارای قصه های من خیلی خوشحالم.یه احساسی دارم که تا حالا نه دروغ نمیگم بهت فقط یه بار این حس توو من بود واین بار با تو دارم تجربش میکنم. حالا دارای نمایش یه پارتنر داره.یه همراه.باید خوب همو بشناسیم.هم سقف شدن شوخی نیست خانومم.باید خوب همو بشناسیم.باید عیب ها وحسنهای همو بفهمیم وبعد اگه شد هم سقفی و... میشه باور بکنم که بامنی تا همیشه تا ته همین مسیر نذار از نفس بیافتم نازنین مرد باش و زیر کتفمو بگیر با من بساز.میدونم که میدونی بالا پایین اخلاقمو.پس با این مرد جوون اول راه بساز.من باید از یکی معذرت بخوام.خدایا من ازت معذرت میخوام.حرفای قبلمو بذار به پای دعواهای گاه وبیگاهمون که آخر میام منت کشی.اومدم منت کشی.بگو منو بخشیدی.گرچه نشونه بخششتو دیدم. ممنونم که خواستی ما دوتا با هم باشیم. هم مدار من خانومم قشنگ روزگارم میخوام همین جا بگم بدن خجالت که:دوستت دارم. مرد تو میخواد مرد باشه چون مرد:روی قولش وامیسته.همرا هشو ترک نمیکنه.ومرد....... من کنار تو احساس میکنم کاملم. حالا نوبت توست که حرف بزنی.حرف بزن من تشنه شنیدن حرفهاتم. فعلا فقط مشغول کار و درسم هستم و خوب یه گوشه ای هم ترانه.کارهایی با یکی از خوانندگان خوب آن سوی آبی انجام میدیم که یه دوسالی طول میکشه.در داخل هم که سعید شهروز وافشین سیاهپوش نازنینم هستند.ویک خواننده کار اولی.به همین راضیم.من ادعایی ندارم. من برای دل خودم ودل مردمم ترانه میبگم نه برای دوستان خوبم در خانه ترانه.پس از من توقع نداشته باشید که بخوام جلوی یه جمعیت صد نفری ادعا کنم.ادعای من به اینه که مردم توو خونشون تو محل کارشون یا توو ماشینشون به کارهای من گوش میکنن.اکثر مردم نه یه قشر خاص یا اقلیت.من مسیرمو دارم درست میرم.کم کم هم پیشرفت خواهم کرد.فعلا دست به قلم نمیبرم نه به این خاطر که دوستان خانه ترانه میگن نه چون واقعا وقتش رو ندارم. دنبال اتمام بندای مونده از پیشم. کارای جدید باشه واسه موقعی که هم مدارم کنارمه.که هست. باقی بقای دوستان وشما میخوام از چند نفر تشکر کنم که توو این مدت کنارم بودن ومیدونم که بودنشون تداوم داره از: خانوم منتظر مانیای عزیزم.از روشنک وارغوان خاهرای خوبم.از آواز مهدی پور که تسکینم داد از خواهر نازنینم نگار داستان پور.از نیلوفر کولیوند که هم غصه ام شد.از وحید عربانی که رفیق شب پرسه هام بوده وهست.از ساره گل که خواهری کرد برام.از رحمان خرامان که هوامو داشت. ویه رفیق به معنای واقعی کع مال خودم بوده هست وخواهد بود داداشی گلم وحید فاخته. و مریم اسکندری دانا که منو تنها نذاشته. از همتون ممنونم.بازم باشید وتنهام نذارید.تا بعد....سبز وشاد وسلامت باشید روزگارتون قشنگ خواب ورویاتون رنگی
برای دیدن تو از حادثه ها گذشته ام کفر اگر نباشد این من از خدا گذشته ام عذاب این دریده ها مرا شکسته بیصدا دستی بکش به زخم من که از شفا گذشته ام باورم کن باورم کن من که با تو صادقم اگه خستم یا شکستم هرچه هستم عاشقم منو بشناس وباور کن که خستم خیلی خستم اما هستم تهی ماند ونشد آلوده دستم من به دنیا دل نبستم هرچه بلا کشیده ام من از وفا کشیده ام که از وفا داری این اهل وفا گذشته ام
قشنگ روزگار دل همیشه توو یاد منی
من مثل ایستگاه قطار تو سوت سر رسیدنی بذار یکم بنوشم از چایی خوش رنگ چشات منو از این شب سیاه ببر به سمت روشنی (یغما گلرویی) این روزا حالم خوبه.درسم داره خوب پیش میره.کارم درست شده و دستم تووی جیب خودم میره از این به بعد.و....عشق... دلم لرزید و....دچار شدم منتظرش بودم.وبالاخره اومد.در زد ومن در رو باز کردم.منو به آغوشش کشید و عطرش رو روی تنم گذاشت. قشنگ روزگار دلم اومد.خیلی منتظرت بودم.دیر اومدی.تنها بودم وغصه دار.تنها بودم تک. تنها بودم با هزار تا فکر جور وناجور.تنها بودم و توو دنیای خودم غرق.اومدی... دیر اومدی ولی میگم:خوش اومدی خانوم. نمیتونم جز این اسمی روت بذارم که بگم قشنگ روزگارمی.دوستت دارم چون تو هم همین حس رو داری. به خاطره صدات قسم تنهات نمیذارم.تو هم به اولین دیدار قسم بخور که تنهام نذاری. آره عاشق شدم.اما نمیخوام اشتباه کنم.میخوام من باشم تو باشی و یه خدا که نگامون میکنه و مردمایی که حسرت من وتو رو میخورن. من دارای آرزوهات بشم وتو هم سارای رویایی من باشی. یه لحظه فکرشو بکن چه خوبه عاشقم بشی سر روی پاهات بذارم دست روی موهام بکشی (خودم) با تو تمام لحظاتم زیباست ورویایی.انگار اینجا نیستم.هستم ونیستم.دارم تو رو نفس میکشم. و..... میخوام این کار رو که خودم خیلی دوستش دارم تقدیمت کنم.خوانندش مهرداد آسمانیه.ترانه شو نمیدونم کی گفته.اما دوستش دارم چون تو رو یادم میاره: نگاهم با نگاهت تا در افتاد با چشمای تو بنیادم ور افتاد دلم از عرش و فرش بی نیازی به روزگار از بد بدتر افتاد قسمت بشه تا پا بده دل پیش چشمات وا بده هرچی خسارت خورده ای جون ودلم یکجا بده هر چی که غم توو چشماته با یه اشاره پر میدم با این نگاه عاشقم خستگی هاتو در میدم دل که قابل نداره به خاطر جون میدم اگه بخوای عاشقیمو به عالمی نشون میدم قسمت بشه تا پا بده دل پیش چشمات وابده هر چی خسارت خورده ای جون و دلم یکجا بده
ممنونم که هستی.ممنونم که عاشقم کردی قشنگ روزگارم.
و این که دارم با چند نفر کار میکنم.خوشحالم که ترانه هام دست برادر خوبم افشین سیاهپوش هست وبعد هم قراره با سعید شهروز کار کنم که اینم مدیون افشین گلم هستم. از طرفی هم بابک صحرایی عزیز هم کمکم میکنه که بتونم بیشتر کار کنم که ازش سپاسگذارم. ممنونم از جفتتون که پشتم هستیبن وهوامو دارین.با یه خواننده کار اولی هم دارم کار میکنم که خبرش رو به زودی میدم.فعلا همین خوشم خوشم چنان خوشم که غصه هامو میکشم
اول میخوام یه بند تقدیم یه دوست بکنم:
يه آسمون پر ستاره اما ستاره اي رفيق كه مال ما نيست
دست تو مشت كن تا كسي نبينه هيچ كسي تووي خط فال ما نيست آره.یکی میگفت:به چیزی که دل نداره دل نبند رفیق. درست میگه.چیزی که یا کسی که دل نداره ارزش دلبستنم نداره.تموم شد آسمونی.چون تو خواستی که تموم بشه.پس تموم شد. +الان اضافه شد: این ترانه رو خیلی دوست دارم.مخصوصا به خاطر اینکه....:
تمومش کن
از اول هم من وتو ما نبودیم من وتو مال یه دنیا نبودیم
از اول هم تو اون سردر گمی ها میگفتیم با همیم اما نبودیم
تمومش کن بیا از هم جدا شیم بیا انقدر تکراری نباشیم
تمومش کن تا همینجا توویه لحظه از این تنهایی با هم رها شیم
تمومش کن ته این جاده بسته تهش مائیم که قلبامون شکسته
بگو اینجا کجای قصه ماست نگا کن اول راهیم وخسته
نترس از اینکه حرفام دلنشین نیست تمام ـ سهم ـ ما از عشق این نیست ما عشق اول هم بودیم اما همیشه عشق اول بهترین نیست
تمومش کن بیا از هم جدا شیم بیا انقدر تکراری نباشیم
تمومش کن تا همینجا توویه لحظه از این تنهایی با هم رها شیم
ترانه:دکتر افشین یداللهی ملودی وخواننده:احسان خواجه امیری تنظیم:علی ثابت آلبوم:سلام آخر ناشر:ایران گام
میخوام بچسبم به زندگیم.به درسم.به کارم.خودمو فراموش کردم بس که به فکر این و اون بودم. میخوام از این به بعد مال خودم باشم.ترانه خودمو بگم.زندگی خودمو بکنم.دوستامم باشن. خواهر کوچیکم باشه.منتظر مهربون و غمخوار باشه.دو تا هم اسمایی که خیلی دوستشون دارم باشن.آسمون پر ستاره باشه ومن و خدا و یه دو سه نفر دیگه.ویه دوست عاشق که امیدوارم به عشقش برسه. دلخوشیم فعلا همیناست.و البته دلخوشیای اصلیم که....بماند. آلبوم ـ دوم احسان خواجه امیری هم منتشر شد.تووی این وانفسای بازار موسیقی شنیدن یه آلبوم خوب حال آدمو خوب میکنه.ترنه های این آلبوم رو دکتر افشین یداللهی و اهورا ایمان سرودن. ملودی ها از احسان و پدرام کشتکار و علی کهن دیری عزیزه.تنظیم ها هم این سه نفر به علاوه علی ثابت. در کل احسان خواجه امیری صدای فوق العاده کار شده وزیبایی داره اما این آلبوم با تمام زیباییش که توصیه میکنم حتما بگیرید وگوش کنید انتظار منو از صاحب آلبوم برای اولین بار برآورده نکرد. شاید من یکم انتظارم از صاحب این آلبوم که احسان باشه بالاست. اما در کل آلبوم بسیار زیبا با قطعات شنیدنی پیش روی شنونده است که میتونه ازش لذت ببره. نظر مخاطبای عام که خوب بوده تا ببینیم خواص موسیقی یعنی اصحاب موسیقی چه نظری در مورد این آلبوم دارن.
جدایی اگه دستم به جدایی برسه اونو از خاطره ها خط میزنم از دل تنگ تموم آدما از شب و روز خدا خط میزنم اگه دستم برسه به آسمون با ستاره ها قیامت میکنم نمیذارم کسی عاشق نباشه ماهو بین همه قسمت میکنم وقتی گاهی منو دل تنها میشیم حرفای ـ نگفتنی رو میشه دید میشه توو سکوت بین ما دوتا خیلی از ندیدنی ها رو شنید قصه جدایی ما آدما قصه دوری ماست از خودمون دوری من وتو از لحظه عشق قصه سادگی گم شدمون اگه دستم به جدایی برسه اونو از خاطره ها خط میزنم از دل تنگ تموم آدما از شب و روز خدا خط میزنم اگه دستم برسه به آسمون با ستاره ها قیامت میکنم نمیذارم کسی عاشق نباشه ماهو بین همه قسمت میکنم
آهنگساز وخواننده وتنظیم:احسان خواجه امیری ترانه سرا:دکتر افشین یداللهی
خیال بذار خیال کنم هنوز ترانه هامو میشنوی هنوز هوامو داری و هنوز صدامو میشنوی بذار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم اگر تمومه قصه مون هنوز ترانه سازتم بذار خیال کنم هنوز پر از تب و تاب منی روزا به فکر دیدنم شبا پر از خواب منی بذار خیال کنم تو دلتنگییات غروب که میشه یاد من می افتی تویی که قصة طلوع عشقو گفتی و دوستت دارمو نگفتی بذار خیال کنم منم اون که دلت تنگه براش اونی که وقتی تنهایی پُر میشی از خاطره هاش اونکههنوزدوسشداری اون که هنوز همنفسه بذار خیال کنم منم اونی که بودنش بسه بذار خیال کنم،بذار اگر چه بی خیالمی بذار خیال کنم تو دلتنگییات غروب که میشه یاد من می افتی تویی که قصة طلوع عشقو گفتی و دوستت دارمو نگفتی آهنگ و آرانژمان و آوا:احسان خواجه امیری آلبوم:سلام آخر (برداشت از وبلاگ اهورا ایمان)
باختن تا لحظه اي که عمر را مي بازيم
زندگي کردن زندگي و مر گ است
(پابلو نرودا) سرزمين مادريمان که لبالب از قرابت تنهايي و بي هم نفسيست باري که به ضيافت رنگين
کمان هيچ زيبايي آفريني نميرود و انگاره که نحسيه اين تاريخ حتا تا انتهاي مرگ نيز مارا
محکوم خلوت خويش ساخته.
حميد قنبري بزرگ پرنده شد و به آسمان پيوست.
خبر به همين کوتاهي بود و بغض هايمان به بيکرانه.تنها گوياي تسلیت به همکارو همراه و
ترانه سراي بزرگ اين سرزمين نازنين پسرش شهيار عزيز بوديم که خود شايد مرهمي باشد
و اشارتي.
اينکه جاي خالي او بر پيکره اين موسيقي تا دور سالي حس ميشود و اينکه تاتر و سينما
نبودنش را نمي انجامد و اينکه جايزه سپاسش که بنيانگذارش بود به ناسپاسي اين روزگار
تعلق مي گيرد دردي نيست.
درد اين است که وقتي کبوتري در آشيان غريبانه جان مي دهد مارا که دور از آشيانيم به چه
اميد.!
او پرنده شد و شهر انگار از خواب غفلت رهايي نگزيده .
ما ازين راه دور و ازين غبار غربت نشيني چه بر آييم جز همدردي با خانواده داغدارش و هم
نفسي با شهيار نازنين.
باري به جامعه هنري سرزمينمان اين ضايعه هنري را تسليت ميگوييم به رسمي که شايسته
زيبايي آفرينان و آفرينش گران اين مرزو و بوم است.
فريد زولاند . اردلان سرفراز . داريوش اقبالي
نمیدونم چی باید بگم. غم از دست رفتن یه گوشه از خاطراتم که با عموم بود با رفتنش از یه طرف
تنهاییم از اون طرف.فکر تمام کردن این درس لعنتی از یه طرف وچه کنم چه کنم برای کنکور کارشناسی از اون یکی طرف.غربت یا قربت فرقی نمیکنه هر کدوم.غربت موندن بدون دوست ورفیقای قدیمم از یه طرف و موندن سر دوراهی های انتخاب از این یکی طرف. کلا پر از گلایم این روزا.خاطراتم داره از هم میپاشه واین یعنی فاجعه.اما نمیذارم.به این راحتی ها هم نمیذارم از نفس بیافتم.یا خودم مغلوب میشم یا این روزگار قدار یا با هم سازش میکنیم. خانوم انتظار پر از گلایم.آبجی کوچولو پر گلایم.به کی بگم.به کی پناه ببرم.چاه ندارم.فقط منم و یه سجاده که اکثرا هم بی سجاده به سجده میرم.و یه آسمون و خدا. حرفامو میشنوی؟صدام میاد؟ خدا من دوستامو میخوام.چی؟بیخود دست و پا نزنم؟کی با تو بود دارم با خدا حرف میزنم. خانوم آسمونی کو؟داداشیم کو؟پویا کجای این خاک واستاده؟ من دوستامو میخوامممممممممممممممم.میفهمی؟به حرمت این شب قدرت به همون الغوث الغوثی که با گفتم وگفتیم وگفتن.بهم برشون گردون.بابا من خودمو میخوام.همه علایقمو میخوام.خاطراتمو. چیز زیادی نیست به اسم خودت قسم خدا که چیز زیادی نیست. میدونم گناه کارم.العفو العفو العفو. امن یجیب و مستر اضا دعا ویکشفو سوء بهم بر گردون همه دوست داشتنی هایی رو که ندارم.نمیگم ازم گرفتی.شاید امتحان باشه از من. اما دیگه به جلالت قسم از امتحان دادن واسه یه مدت معافم کن.یکم خستم.دارم به همه چی شک میکنم زیر بار این امتحانا. دلم خیلی میخواد مثل علی تو باشم.قانع و سر به زیر و به موقعشم اون روی سکمو همه ببینن اما همینم.کمک کنی شاید بتونم خودم باشم اونجوری که تو دوست داری.میخوام برات بنده خوبی باشم. اصل چیزیم که میخوام همینه .ازت میخوام آدمم کنی.آدم. پس بزن قدش.ببخشید پس یا علی(ع) خدایا گفتی کمک میکنیا.پس باش تا آخرش که میدونم هستی.
خدا يعني تو وقتي كه نميخوابي
چشمات ميرقصه توو نور مهتابي
كليد اين كعبه توو دست من گم شد
احساس من با تو كلام مردم شد
مردم نميدونن احساس ما نابه
رو شونه هام هرشب خداي من خوابه
زيباترين رنگا توو چشم تو جمعن
اين مردم بي دين اينو نميفهمن
بذار بخوابه شهر تو با مني هر شب
ميميرم از عشقت ميسوزي تو در تب
بيا ودعوت كن منو به آغوشت
ميخوام كه مومن شم به دين خاموشت
معجزه يعني تو وقتي نميخوابي
آغوش در آغوش توو نور مهتابي
اینم تقدیم به کسی که بعد از ماه مبارک....هنوز باور دارم که حسی بین ما هست اما خواهر خوبم زیباترین کلمه است برای مخاطب قرار دادن تو: بوسه تو حادثه كمي نيست براي من كه خيس بارون شدم
موهات توو دستام و با لب تو گر ميگيرم دور ميشم از خودم
هرکس به سوی قبله خود رو به نماز است هرکس به زبان دل خود زمزمه ساز است با عشق در آمیخته در راز و نیاز است ای جان من تو جانان من تو در مکتب عشق ایمان من تو هیهات که کوتاه شود با رفتن جانم این دست تمنا که به سوی تو درازاست هرکه در عشق تو گم شد از تو پیدا میشود قطره ناقابل دل از تو دریا میشود دستی که به درگاه خدا بسته پل عشق کوتاه نبینید که این قصه دراز است خاصیت عشق میجوشد از تو دل رنگ آتش میپوید از تو هر گوشه این خاک که دلسوخته ای هست از دولت عشق تو در میکده بازاست
در واکنش به برخوردهایی که در برخی جلسات ادبی باب بوده هست وشاید....
بمن توهين كن خودت كوچيك ميشي مثه گلوله ولي به خودت شليك ميشي خوني . رنگ جيگر ولاك و ماتيك ميشي من كه آس دلم تو دو لوي پيك ميشي بمن توهين كن هيچيم كم نميشه درخت من ا زين فوتا خم نميشه دريا چيزيش با يه كاسه سم نميشه قوطي كبريت .قايق يا بلم نميشه بمن توهين كن اين يعني ضعيفي ژله آبكي!بستني قيفي! فك نكني مرگ و منو حريفي تو عاشق ميكروفن و اروتيزم و ليفي بمن توهين كن مثه متهما ما رو ميشناسن الاغ نيستن آدما مورو از ماس ميكشن با نوك قلما تو فك كن زيادي خوش به حال ما كما بمن توهين كن من جري تر ميشم و توو مرداب نيلوفري تر ميشم و خوشگلتر و كاكل زري تر مي شم و توو معشوقه كشي سريعتر ميشم و دوس نزديكت از تو جدا ميشه وبعد ميبيني كه پنج اون مثه شيش_وبعد بهش ميگي چرا جين تازه ت ريش ريشه وبعد ازش ميشنوي كه عشق مثه حشيشه وبعد تو رو دود ميكنه كه توهين نكني كپه كاه كه فك ميكني چن تني قطار تو پنچره توو كدوم واگني؟ سريال آشغالي تلويزيوني بمن توهين كن تو كم آوردي آره مث لباس يا دهن يا هر چيز پاره من ته چاهم و تو نوك مناره بشين برو توو حس ببين اونجا چه حالي داره بمن توهين كن گنده نميشي ايرانسل!912 اي كه رنده نميشي دود_روغني دود كنده نميشي شير برنجي غذا هندي كه تنده نميشي بمن توهين كن !كهنه قديمي عتيقه فسيل! اهرام ودوس داري يا ابولهول ويا فيل عصا واژدها چي؟اره يا بيل؟ گوجه گنديده! تخم_له!مو وزوز!سبيل! بمن توهين كن من ترانه نويسم بيس سالي ام ميشه نخ شعر مي ريسم از من گوش كن كه يه اصفهاني خسيسم شعر وترانه فرقي نداره عسيسم بشرط اينكه تو چيزي داشته باشي واسه گفتن دلت و توو عشق كاشته باشي نه اينكه مثه | ||